ایرانیان جهان - ایسنا /شکل و توجیه اقدام نظامی واشنگتن علیه ونزوئلا میتواند در بلندمدت هم محاسبات انرژی و هم جهتگیری ائتلافها و واکنش قدرتهایی مانند چین و روسیه را تحتتأثیر قرار دهد.
رسانه آمریکایی در مقالهای اشاره کرده است که مداخله ایالات متحده در ونزوئلا، نهفقط در واشنگتن بلکه در سراسر نیمکره غربی و فراتر از آن، موجب یک بازنگری ژئوپلیتیکی شده است.
نشریه پالتیکو در این مطلب نوشته است که تصمیم «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا برای انجام یک اقدام نظامی غافلگیرکننده و خارج کردن «نیکولاس مادورو» از ونزوئلا، بنبست چندساله با کاراکاس را ظرف چند ساعت پایان داد؛ اما در عین حال، مجموعهای تازه از پرسشهای راهبردی را ایجاد کرد که میتواند همپیمانیهای منطقهای، محاسبات انرژی جهانی و برداشتهای کلی از شیوه اعمال قدرت آمریکا را دستخوش تغییر کند.
این مقاله مینویسد ترامپ در اظهارات عمومی پس از آغاز عملیات، جز تأکید بر «قاطع» بودن اقدام و اینکه آمریکا دستکم برای مدتی «ونزوئلا را اداره خواهد کرد»، جزئیات چندانی درباره مرحله بعد ارائه نداده است. پالتیکو برای ارزیابی اینکه سقوط و نحوه بازداشت مادورو چگونه میتواند در جهان بازتاب پیدا کند، دیدگاه طیفی از کارشناسان را از تحلیلگران منطقهای تا چهرههای باسابقه حوزه امنیت ملی گردآوری کرده است. به گزارش این رسانه، حاصل این گفتوگوها تصویری از عدم قطعیت گسترده همراه با پیامدهای بالقوه در درازمدت است.
«متمم ترامپ»؛ پیامی به روسیه و چین
«رایان برگ» مدیر برنامه قاره آمریکا و رئیس ابتکار «آینده ونزوئلا» در «مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی» معتقد است دولت ترامپ در اجرای راهبرد نیمکره غربی که در سند تازه «راهبرد امنیت ملی» ترسیم شده جدی است؛ راهبردی که او از آن با عنوان «متمم ترامپ» برای این نیمکره یاد میکند. به نوشته پالتیکو، رایان برگ اجرای این عملیات تنها چند ساعت پس از دیدار مادورو با فرستاده ویژه دولت چین را پیامی روشن به چین و نقش آن در قاره آمریکا دانسته است. او همچنین ارجاعات ترامپ به «حملات موفق آمریکا علیه دشمنان»، از جمله علیه ایران، را بخشی از همین پیامرسانی تفسیر کرده و معتقد است روسیه و چین ممکن است برای اثبات ارزش خود در برابر فشار وارد بر متحدانی مانند ونزوئلا، احساس فوریت بیشتری پیدا کنند.
این گزارش میافزاید «جاستین لوگان» مدیر مطالعات دفاعی و سیاست خارجی در «مؤسسه کیتو» ارزیابی محدودتری از اثر مستقیم عملیات بر موازنه قدرت جهانی ارائه کرده است. با این حال، او ۲ پیامد «کوچک اما بالقوه مهم» را مطرح کرده است. نخست، دولت ترامپ ادعا کرده حمله از نظر حقوقی موجه بوده چون مادورو در آمریکا تحت کیفرخواست قرار داشته است؛ منطقی که لوگان هشدار داده میتواند در آینده از سوی قدرتهای بزرگ دیگر نیز تکرار شود. لوگان همچنین استدلال کرده که میتوان تصور کرد چین با صدور کیفرخواست علیه یک رهبر تایوانی ــ حتی بر مبنایی ساختگی ــ زمینه سیاسی و حقوقی لازم برای اقدام علیه تایوان را فراهم کند و سپس آمریکا ناچار شود ادعا کند این قیاس معتبر نیست؛ زیرا کیفرخواست آمریکا «موجه» بوده و کیفرخواست چین «ناموجه» است! علاوه بر این، لوگان گفته است این عملیات میتواند باور دیگر کشورها به «بیثباتی» سیاست خارجی آمریکا را عمیقتر کرده و رهبران را وادار کند تا برای «مصونسازی» خود به سمت روابط نزدیکتر با چین یا روسیه بروند یا برنامههای روشنتری برای جلوگیری از سناریوهایی شبیه عملیات کاراکاس تدوین کنند.

بازار

نفت، کوبا و انگیزههای منطقهای؛ اختلاف نگاهها به هدف عملیات
به گزارش پالتیکو، «استیون کینزر» عضو ارشد «مدرسه واتسون برای امور بینالملل و عمومی» در دانشگاه براون و همچنین «خبرنگار باسابقه خارجی نیویورکتایمز» این عملیات را از زاویه منابع و سیاست منطقهای تحلیل کرده است. کینزر ترامپ را «منبعمحورترین» رئیسجمهور آمریکا از زمان «آیزنهاور» توصیف کرده و استدلال کرده است نفت ونزوئلا میتواند برای ترامپ یک «جایزه بزرگ» و ابزار ژئوپلیتیکی باشد، بهویژه زمانی که ترامپ از کشورها میخواهد خرید نفت از روسیه و ایران را متوقف کنند. با این حال، کینزر این هدف را بیشتر یک «رویای بلندمدت» دانسته است.
او انگیزه «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا را فوریتر توصیف کرده و آن را به یک پیشزمینه اجتماعی پیوند زده که حول «رویای ۶۵ ساله» سرنگونی «فیدل کاسترو» شکل گرفته است. پالتیکو مینویسد کینزر معتقد است روبیو مداخله در ونزوئلا را نه بهخاطر خودِ ونزوئلا، بلکه بهعنوان راهی برای قطع «شریان حیاتی» کوبا میبیند و امید دارد بدون نفت ونزوئلا، نظام سیاسی کوبا «در نهایت فرو بپاشد». کینزر در این چارچوب هشدار داده است این روند میتواند ۲ کشور را به «مشتریان مطیع» تبدیل کند یا آنها را به «میدانهای نبرد خونین» بدل سازد؛ جایی که نسل تازهای از آمریکای لاتین ممکن است به تعبیر «آگوستو سزار ساندینو» رهبر شورشی نیکاراگوئه، در برابر آمریکا بایستد.
در بخش دیگری از مقاله، پالتیکو به دیدگاه «اِما اشفورد»، عضو ارشد برنامه «بازاندیشی راهبرد کلان آمریکا» در «مرکز استیمسون» پرداخته است. به گزارش این رسانه، اشفورد عملیات را در چارچوب تاریخی سیاست آمریکا در قبال آمریکای لاتین قرار داده و گفته است ایالات متحده همواره برای این منطقه استثنا قائل بوده است. به نوشته پالتیکو، او یادآوری کرده که رؤسایجمهور آمریکا در مقاطع مختلف با تکیه بر «دکترین مونرو» بارها مداخله نظامی و تغییر رژیم در منطقه را توجیه کردهاند. اشفورد گفته است بازداشت و خارج کردن مادورو در نیمهشب ممکن است قوانین داخلی و بینالمللی مختلفی را نقض کرده باشد، اما با «تمایل تاریخی» آمریکا برای دور زدن قواعد در حیاط خلوت خود در تضاد نیست.
در نگاه او، مهمترین جنبه ژئوپلیتیکی این حمله آن است که نشان میدهد دولت ترامپ در اجرای «متمم ترامپ» به دکترین مونرو جدی است؛ متممی که بنا بر آن، آمریکا میخواهد دسترسی رقبایی مانند روسیه و چین به منطقه را «مسدود» کند. پالتیکو مینویسد اشفورد برای برجسته کردن پیام این اقدام، به حضور یک هیأت چینی در کاراکاس اشاره کرده که طبق روایت او، همراه با دیگر ساکنان شهر با صدای حملات هوایی از خواب بیدار شد.
با این حال، اشفورد همزمان هشدار داده است این عملیات میتواند به نمونه دیگری از شکستهای تغییر رژیم تبدیل شود. او گفته است برنامه دولت ترامپ در حال حاضر شبیه یک تغییر رهبری «نسبتاً محدود» است: برکناری مادورو و جایگزینی او با فردی از داخل حکومت که همکاری بیشتری نشان دهد. اشفورد به این نکته هم اشاره کرده که ترامپ ایده تغییر رژیم دموکراتیک را رد کرده و به خبرنگاران گفته «ماریا کورینا ماچادو» حمایت کافی برای رهبری این کشور را ندارد. این تحلیلگر همچنین هشدار داده چنین دولتِ همسویی با آمریکا میتواند بهراحتی از کنترل خارج شود؛ از کودتای نظامی گرفته تا آشوب خیابانی و حتی مداخله گستردهتر آمریکا.

انرژی، «روز بعد» و ریسکهای گسترش بحران
پالتیکو در بخش انرژی نیز به نقل از «باب مکنالی»، بنیانگذار و رئیس «گروه راپیدان انرژی» گزارش میدهد که از منظر بازار انرژی، فشار کوتاهمدت آمریکا بر ونزوئلا یک عامل «نسبتاً جزئی» محسوب میشود، زیرا بازار جهانی نفت عرضه کافی دارد. مکنالی گفته است ونزوئلا تنها حدود ۴ درصد از واردات نفت خام چین و آمریکا را تأمین میکند و این موضوع حتی در حوزه نفتی هم برای چین مشکلساز نخواهد بود، چه رسد به اقتصاد یا امنیت ملی آن. او در عین حال تأکید کرده که در بلندمدت، ونزوئلا به دلیل ذخایر عظیم میتواند نقش بزرگتری در بازار جهانی نفت ایفا کند، اما تحقق این ظرفیت مسیر طولانی و پرریسکی از نظر سیاسی، تجاری و بازاری خواهد داشت. مکنالی احتمال خروج دولتِ پسامادورو از اوپک را پایین دانسته و به جایگاه ونزوئلا بهعنوان «عضو بنیانگذار اوپک» اشاره کرده است.
او گفته است چنین اقدامی میتواند عربستان سعودی و امارات را خشمگین کند و همچنین یادآور شده است ترامپ در سال ۲۰۲۰ اهمیت مدیریت عرضه اوپک را درک کرد. مکنالی افزوده است که با وجود انتقال مادورو به آمریکا، «گذار» هنوز کامل نیست و مشخص نیست جانشین چه کسی خواهد بود، چه زمانی تغییر رخ میدهد و رابطه دولت بعدی با آمریکا و دیگر ائتلافها و بازارهای انرژی چگونه خواهد بود. با این حال، به گفته او، آنچه روشن است این است که ترامپ میخواهد ونزوئلا را نخستین نمود عینی «متمم ترامپ» کند و فشار و دیپلماسی آمریکا تا زمان تأمین منافعش ادامه خواهد یافت.
در ادامه، پالتیکو به دیدگاه «دنیل دبلیو. دِرزنر» استاد سیاست بینالملل در «مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر» پرداخته که میگوید استفاده از زور برای برکناری مادورو یعنی پشتکردن ترامپ به وعدههای انتخاباتیاش درباره کاهش ماجراجوییهای نظامی آمریکا. این تحلیلگر ترامپ را نه «انزواطلب» بلکه «سوداگرا» یا «مرکانتیلیست» توصیف کرده که ترجیح میدهد در این نیمکره از زور استفاده کند. او این احتمال را مطرح میکند که دولت ترامپ از پرونده مادورو برای تهدید رهبران «متحدان سرکش» و «رقبای ضعیف» استفاده کرده و این پیام را بدهد که آنها هم ممکن است هدف بعدی باشند. او گفته است چنین تهدیدهایی ممکن است اثرگذار باشد، بهویژه علیه کشورهایی که پشتوانه قدرتهای بزرگ را ندارند؛ اما در عین حال ممکن است نتیجه عکس بدهد و رهبران را به سمت نزدیکی بیشتر به قدرتهای بزرگ دیگر بهعنوان بیمه سیاسی سوق دهد.
از سوی دیگر، «لیلند لازاروس» مدیرعامل مرکز مشاورهای «لازاروس کانسالتینگ» هشدار داده که این اقدام میتواند باعث «هجوم» برای منابع ونزوئلا شود و همچنین پکن با خطر از دست دادن جریان نفت، بیش از ۶۰ میلیارد دلار وامهای هزینهشده و یکی از تکیهگاههای سیاسی خود در نیمکره غربی روبهروست. این تحلیلگر در ادامه توضیخ میدهد که اشاره دولت ترامپ به «دکترین مونرو» ممکن است در سراسر منطقه واکنش منفی ایجاد کند، زیرا مردم محلی خواهان بازگشت امپریالیسم بیمهار آمریکا نیستند.
او همچنین با اشاره به اینکه دولت آمریکا برای «روز بعد» برنامهای روشن ارائه نکرده است، پرسشهایی درباره بازگشت «ماچادو» به کشوری چندپاره را مطرح کرده و نسبت به سناریوهای جنگ چریکی طولانی توسط حلقه نزدیک مادورو با حمایت تسلیحاتی بیرونی هشدار میدهد. به گفته این تحلیلگر، اگز این موضوعات از همین حالا حلوفصل نشوند، عراق یا افغانستانی دیگر تکرار خواهد شد.
پالتیکو در ادامه به «رایان کراکر»، دیپلمات باسابقه و سفیر سابق آمریکا در افغانستان، عراق، پاکستان، سوریه، کویت و لبنان اشاره میکند؛ چهرهای که عملیات ونزوئلا را با عملیاتی که به سرنگونی و بازداشت «مانوئل آنتونیو نوریهگا» در پاناما در دسامبر ۱۹۸۹ انجامید مقایسه کرده و میگوید هرچند آن عملیات هزینهبر بود اما نتیجه روشنی داشت، اما درباره ونزوئلا این نتیجه چندان روشن نیست. او با اشاره به اینکه آمریکا بدون استقرار نیروی زمینی نمیتواند کاری از پیش ببرد، میگوید مادورو رفته اما «رژیم پابرجاست» و معاون او بهعنوان رئیسجمهور سوگند خورده است.
در جمعبندی، مقاله پالتیکو تأکید کرده است عملیات ونزوئلا از چند زاویه بهطور همزمان تفسیر میشود: نمایش قدرت آمریکا در نیمکره غربی، آزمونی برای قواعد حقوقی و هنجارها، رقابت بر سر منابع انرژی و ارسال پیام به رقبای جهانی. بر اساس مجموعه دیدگاههای نقلشده، این رسانه نتیجه میگیرد که هرچند عملیات در هدف اولیه خود سریع و قاطع به نظر میرسد، اما پیامدهای راهبردی آن هنوز نامشخص است و دامنه ریسکها از نگرانیهای مربوط به حاکمیت کشورهای آمریکای لاتین تا ایجاد سابقههایی جهانی که دیگر قدرتها ممکن است از آن بهرهبرداری کنند، امتداد مییابد.