ایرانیان جهان - تعادل /در دورانی که تغییرات اقلیمی و الزامات محیطزیستی به یکی از تعیینکنندهترین عوامل تجارت جهانی تبدیل شدهاند، صنعت پتروشیمی دیگر فقط با معیار «تولید بیشتر» سنجیده نمیشود.
در دورانی که تغییرات اقلیمی و الزامات محیطزیستی به یکی از تعیینکنندهترین عوامل تجارت جهانی تبدیل شدهاند، صنعت پتروشیمی دیگر فقط با معیار «تولید بیشتر» سنجیده نمیشود. امروز مفاهیمی مانند ردپای کربن، مصرف آب، مدیریت پسماند و کاهش فلرینگ، مستقیماً بر سرنوشت صادرات و اعتبار بینالمللی شرکتهای پتروشیمی اثر میگذارند. در این میان، این پرسش جدی مطرح است: پتروشیمی ایران واقعاً در مسیر سبزشدن حرکت میکند یا «سبز» فقط یک برچسب تبلیغاتی است؟
پتروشیمی یکی از مهمترین پیشرانهای اقتصاد انرژی ایران است و سهم قابل توجهی در ارزآوری غیرنفتی دارد. اما این مزیت اقتصادی، هزینههای محیطزیستی بالایی نیز به همراه داشته است. بخش قابل توجهی از مجتمعهای پتروشیمی کشور بر پایه انرژی ارزان و سوخت فسیلی فعالیت میکنند؛ مزیتی که اگرچه هزینه تولید را کاهش داده، اما منجر بهشدت بالای انتشار گازهای گلخانهای شده است.
بازار ![]()
در مقایسه با استانداردهای روز جهان، شدت انرژی و میزان تولید دیاکسید کربن در بسیاری از واحدهای پتروشیمی ایران بالاتر از میانگین جهانی است. این مساله بهویژه در شرایطی اهمیت پیدا میکند که بازارهای هدف صادراتی، بهخصوص اروپا، به سرعت به سمت اعمال محدودیتهای کربنی حرکت میکنند.
یکی از مهمترین نقاط ضعف زیستمحیطی صنعت پتروشیمی ایران، پدیده فلرینگ یا سوزاندن گازهای همراه است. حجم قابل توجهی از گازهای ارزشمند، بهجای بازیابی و استفاده در زنجیره تولید، در مشعلها سوزانده میشوند. این فرآیند نهتنها اتلاف منابع انرژی است، بلکه منبع مستقیم انتشار کربن، ذرات معلق و آلایندههای خطرناک محسوب میشود.
اگرچه در سالهای اخیر پروژههایی برای جمعآوری گازهای فلر و کاهش این پدیده آغاز شده، اما گستره این اقدامات هنوز محدود است و تا رسیدن به سطح قابل قبول جهانی فاصله زیادی وجود دارد. در بسیاری از کشورها، فلرینگ به عنوان شاخص منفی عملکرد محیطزیستی صنایع انرژی تلقی میشود؛ شاخصی که میتواند دسترسی به بازارهای صادراتی را محدود کند.
مصرف بالای آب در مجتمعهای پتروشیمی، بهویژه در مناطق جنوبی کشور، یکی دیگر از چالشهای جدی محیطزیستی است. بسیاری از این واحدها در مناطق کمآب یا تنشزده از نظر منابع آبی مستقر هستند و برداشت آب صنعتی، فشار مضاعفی بر اکوسیستمهای محلی وارد میکند. در کنار مصرف آب، مدیریت پساب صنعتی نیز مسالهای تعیینکننده است. هرچند برخی مجتمعها به سمت تصفیه پیشرفته و بازچرخانی آب حرکت کردهاند، اما این رویکرد هنوز به یک قاعده فراگیر تبدیل نشده است.
دفع نامناسب پساب میتواند منجر به آلودگی خاک، آبهای سطحی و حتی آبهای زیرزمینی شود؛ آسیبی که جبران آن در بلندمدت هزینههای سنگینی به جامعه تحمیل میکند. انتشار کربن دیگر صرفاً یک دغدغه زیستمحیطی نیست؛ بلکه به یک مانع بالقوه تجاری تبدیل شده است. اتحادیه اروپا با ابزارهایی مانند مالیات کربن مرزی، در حال ارسال پیام روشنی به تولیدکنندگان جهانی است: محصولی که ردپای کربن بالایی داشته باشد، در بازار اروپا با هزینه اضافی یا محدودیت مواجه خواهد شد. برای صنعت پتروشیمی ایران، این تحول به معنای یک هشدار جدی است. بدون نظام شفاف اندازهگیری، گزارشدهی و کاهش انتشار کربن، رقابت در بازارهای پیشرفته بهتدریج دشوارتر خواهد شد. برخی شرکتها برنامههایی برای بهینهسازی مصرف انرژی و کاهش انتشار آغاز کردهاند، اما نبود یک چارچوب ملی الزامآور، سرعت این اقدامات را کند کرده است.
مدیریت پسماندهای خطرناک و صنعتی در صنعت پتروشیمی، یکی دیگر از نقاط ضعف ساختاری است. نبود زیرساختهای کافی برای بازیافت، امحای اصولی و نظارت مستمر، باعث شده بخشی از پسماندها بهصورت غیراستاندارد دفع شوند. این موضوع نهتنها تهدیدی برای محیطزیست، بلکه ریسکی برای سلامت جوامع محلی اطراف مجتمعهای پتروشیمی است.
در استانداردهای بینالمللی، مدیریت پسماند بخشی جداییناپذیر از ارزیابی پایداری صنایع محسوب میشود؛ معیاری که در آینده نقش پررنگتری در رتبهبندی و اعتبار شرکتها خواهد داشت. یکی از نگرانیهای مطرح در فضای جهانی، پدیده «سبزشویی» است؛ یعنی استفاده از ادبیات محیطزیستی بدون تغییر واقعی در عملکرد. صنعت پتروشیمی ایران نیز از این خطر مصون نیست. اعلام پروژهها و برنامهها، اگر به نتایج ملموس در کاهش آلایندگی، مصرف آب و فلرینگ منجر نشود، بیش از آنکه اعتماد بسازد، تردید ایجاد میکند. گذار واقعی به پتروشیمی سبز، نیازمند سرمایهگذاری سنگین، انتقال فناوری، شفافیت اطلاعات و نظارت مستقل است؛ عناصری که بدون اراده سیاستگذار و فشار بازار بهسختی محقق میشوند.
پتروشیمی ایران در نقطهای حساس ایستاده است. ادامه مسیر فعلی، اگرچه در کوتاهمدت مزیت هزینهای ایجاد میکند، اما در بلندمدت میتواند به از دست رفتن بازارهای صادراتی و افزایش فشارهای زیستمحیطی منجر شود. فاصله صنعت پتروشیمی کشور با استانداردهای محیطزیستی جهان هنوز قابل توجه است و پر کردن این شکاف، نیازمند عبور از شعار و حرکت به سمت اقدام واقعی است. پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا پتروشیمی ایران آماده است از «شعار سبز» عبور کند و به معنای واقعی، سبز شود؟