ایرانیان جهان - رسانه های صهیونیست با اذعان به شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ با ایران، اعلام کردند که ارتش اسرائیل ۴ نقطه ضعف عمده در جنگ های فرسایشی دارد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از عربی ۲۱ ، حضور ارتش رژیم صهیونیستی در مناطق حائل در غزه لبنان و سوریه برخی محافل امنیتی این رژیم را نگران تبدیل شدن این مناطق به میدانهای باز برای جنگ فرسایشی کرده است.
سرهنگ عیران اورتال، فرمانده سابق بخش عملیات ارتش رژیم اسرائیل و رئیس برنامه مطالعات نظامی در مرکز «پگین-سادات» دانشگاه بار ایلان، اظهار داشت که جنگ در ایران شاهد یک نقطه عطف شدید بود، چرا که آمریکا و اسرائیل نتوانستند شروط خود را به ایران تحمیل کنند و حتی اسرائیل، مجبور به آتشبس در لبنان شد.
این کارشناس مسائل نظامی اذعان کرد که بحران این جنگ برای رژیم صهیونیستی عمیقتر از آن چیزی است که فاش شد؛ زیرا پس از نزدیک به سه سال، اسرائیل در سه جبهه خونین در مرزهای خود گرفتار شده و از نظر بینالمللی منزوی است.
وی در مقالهای که در روزنامه یدیعوت آحارونوت منتشر شد، افزود که ایران، از جنگ قویتر و ثروتمندتر بیرون میآید، و طبلهای جنگ از ترکیه به گوش میرسد. اما خطرناکترین مسئله، رویکرد دولت آمریکا است، اشاره جی دی ونس معاون رئیسجمهور در مورد وابستگی اسرائیل به تسلیحات آمریکایی نشان میدهد که دوران «روابط ویژه» بین تلآویو و واشنگتن به پایان رسیده است.
نویسنده با اشاره به ایجاد «مناطق حائل» در غزه، لبنان و سوریه افزود که اسرائیل در گذشته از لبنان و غزه عقبنشینی نظامی کرده است، که به این معنی است که ممکن است تل آویو با یک بحران واقعی روبرو شود.
وی توضیح داد که «این تاکتیک دارای نقایص استراتژیک جدی است، اولین آن این است که به دشمن اجازه میدهد به آرامی عقبنشینی کند و سازمان نظامی خود را حفظ کند. ارتش اسرائیل در سایه تلفات سنگین خود، اغلب از عملیات محاصره سریع و عمیق که دشمن را مجبور به عقبنشینی آشفته یا نابودی میکند، اجتناب میکند، این بدان معنا است که نیروهای صهیونیستی خارج از خطوط مقدم هستند.
اورتال افزود که "نقص استراتژیک دوم رفتار نظامی اسرائیل این است که بدون تعقیب سریع دشمن برای نابودی یا پراکنده کردن آن، جنگها طولانی میشوند. طی ماه های اخیر حداقل پنج لشکر از ارتش اسرائیل در جنوب لبنان فعالیت کردند، اما به پاکسازی آهسته و سیستماتیک خطوط روستاهای مجاور و نابودی زیرساختهای دشمن به صورت سیستماتیک بسنده کردند. حزبالله گرچه ضربات مهلکی دریافت کرد، اما مقاومت کرده و نتیجه این است که جنگ طولانیمدت در پیش است و فرصت دولت لبنان برای سازماندهی مجدد صفوف خود، تحمیل حاکمیت، و خلع سلاح حزب الله نه تنها افزایش نمییابد، بلکه کاهش مییابد.
وی گفت که نقص سوم این است که نیروی زمینی که ضعیف ترین بخش ارتش اسرائیل است، همچنان تنها نیروی میدانی اسرائیل است، آن هم در شرایطی که تل آویو برای کنترل منطقه و حفظ آن، به تعداد زیادی نظامی و سلاح نیاز دارد.
این تحلیلگر صهیونیست تأکید کرد که نقص چهارم در منابع عظیمی است که برای حفظ قدرت آتشباری لازم است. این امر وابستگی استراتژیک ارتش به کشورهای دیگر را افزایش میدهد، زیرا جنگ به شکل کنونی خود به مقادیر عظیمی از تسلیحات هوایی، بولدوزرهای سنگین و هواپیماهای رهگیر نیاز دارد و تل آویو توانایی تامین این عناصر به مقادیر مورد نیاز را از نظر صنعتی یا اقتصادی ندارد.
وی با اشاره به اینکه دکترین امنیتی بن گوریون خواستار جنگهای کوتاه با تمرکز بر راهحل نظامی برای تهدید مستقیم بود، تاکید کرد که بن گوریون عدم تقارن استراتژیکی را که از نظر اقتصادی، نیروی کار و نفوذ سیاسی در منطقه به اسرائیل آسیب میرساند، و همچنین وابستگی آن به قدرت های خارجی را درک میکرد.