ایرانیان جهان - موج گرمای بیسابقه در فرانسه طی سه روز دستکم هزار مرگ اضافی بر جای گذاشت و سردخانههای پاریس را پر کرد؛ بحرانی که ضعف زیرساختها، سالخوردگی جمعیت و آمادگی ناکافی دولت را آشکار ساخت.
خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: موج گرمای بیسابقه در فرانسه، با عبور دما از ۴۰ درجه در بسیاری از مناطق و ثبت رکوردهای تازه برای گرمای شبانه به بحرانی انسانی تبدیل شده است. برآورد اولیه سازمان ملی بهداشت عمومی فرانسه نشان میدهد که تنها طی سه روز، دستکم هزار مرگ بیش از میزان معمول ثبت شده است؛ رقمی که با تکمیل گواهیهای فوت، بهویژه در منازل و مراکز نگهداری سالمندان، احتمال افزایش آن وجود دارد.
به گزارش یورونیوز، شدت تلفات به اندازهای بوده که ظرفیت سردخانههای پاریس پر شده و شرکتهای خدمات تدفین برای نگهداری اجساد با کمبود جدی فضا روبهرو شدهاند. برخی اجساد به سردخانههای شهرهایی مانند شارتر و دیگر مناطق اطراف پایتخت منتقل شده و حتی ظرفیتهای موقت ایجادشده از سوی شهرداری و بیمارستانها نیز نتوانسته فشار موجود را بهطور کامل کاهش دهد.
این وضعیت پرسشی جدی را مطرح میکند مبنی بر اینکه چرا کشوری توسعهیافته مانند فرانسه با وجود تجربه فاجعهبار موج گرمای سال ۲۰۰۳، بار دیگر در برابر گرمای شدید با چنین میزان تلفات و آشفتگی زیرساختی مواجه شده است؟
از شبهای داغ تا زیرساختهای ناکافی؛ عوامل مرگبارشدن موج گرما
تلفات گسترده موج گرمای جاری در فرانسه را نمیتوان تنها با رسیدن دما به ۴۰ درجه توضیح داد. در بسیاری از کشورهای جهان دما از این رقم عبور میکند اما میزان خسارت انسانی به شدت گرما، مدت استمرار آن، شرایط شبانه، ترکیب جمعیتی، کیفیت ساختمانها و میزان آمادگی نظام بهداشتی و اجتماعی بستگی دارد. بحران فرانسه حاصل همزمانشدن چند عامل اقلیمی، جمعیتی و زیرساختی بوده است.
الف) تداوم گرما و شبهای بسیار گرم: بالا ماندن دما در چند شب متوالی، فرصت بازیابی را از بدن گرفت. این وضعیت فشار مداومی بر قلب، کلیهها و دستگاه تنفسی وارد میکند و برای سالمندان و بیماران مزمن، گاه از یک روز منفرد با دمای بالاتر نیز خطرناکتر است.
ب) جمعیت سالخورده و بیماریهای زمینهای: ۸۵ درصد مرگهای ثبتشده مربوط به افراد بالای ۶۵ سال بوده است. کاهش توان تنظیم دمای بدن، احساس کمتر تشنگی، بیماریهای قلبی و تنفسی و مصرف برخی داروها، سالمندان را در برابر کمآبی، نارسایی کلیوی، سکته و گرمازدگی آسیبپذیرتر کرده است.
ج) تنهایی و ضعف شبکه مراقبت اجتماعی: بسیاری از قربانیان در خانه و در انزوای کامل جان باختهاند. سالمندی که تنها زندگی میکند ممکن است نتواند آب تهیه کند، به مرکز خنک برود یا برای کمک تماس بگیرد؛ ازاینرو نبود سرکشی منظم خانواده، همسایگان و خدمات اجتماعی میتواند یک وضعیت قابلکنترل را به مرگ منتهی کند.
د) ساختمانهای نامتناسب با گرمای شدید: بخش بزرگی از خانههای فرانسه برای حفظ گرما در زمستان ساخته شدهاند، نه دفع حرارت در تابستان. آپارتمانهای متراکم، طبقات بالایی و زیرشیروانیها، تهویه محدود و جذب گرما توسط دیوارها باعث شده است که برخی خانهها حتی پس از غروب نیز گرم و خطرناک باقی بمانند.
هـ) دسترسی محدود به سرمایش: بیشتر خانهها و مدارس فرانسه کولر ندارند و سرمایش بیمارستانها و خانههای سالمندان نیز در همه بخشها کامل نیست. تأکید سنتی بر عایقکاری و نگرانی از مصرف برق و پیامدهای زیستمحیطی کولر، گسترش سیستمهای سرمایشی را محدود کرده است؛ در حالی که گرمای جدید، نیاز به سرمایش هدفمند در مراکز حساس را آشکار کرده است.
و) جزیره گرمایی پاریس: آسفالت، بتن، تراکم ساختمانی و کمبود سایه، گرمای روز را جذب و شب آزاد میکنند. در نتیجه، دمای برخی محلههای پاریس شبها نیز به اندازه کافی کاهش نمییابد و ساکنان خانههای کوچک و بدون تهویه، برای ساعتهای طولانی در معرض فشار گرمایی باقی میمانند.
ز) آمادگی ناکافی زیرساختی: پرشدن سردخانههای پاریس و انتقال اجساد به شهرهای اطراف نشان داد ظرفیت اضطراری متناسب با افزایش ناگهانی مرگومیر نبوده است. این مسئله علت تلفات نیست اما نشانهای روشن از فاصله میان هشدارهای رسمی و آمادگی عملی بیمارستانها، خدمات تدفین و مدیریت شهری است.
ح) ناکارآمدی هشدار بدون حمایت عملی: توصیههایی مانند ماندن در خانه، نوشیدن آب و کاهش فعالیت برای همه قابل اجرا نیست. خانه بدون تهویه، محیط کار در فضای باز یا ناتوانی سالمند برای تأمین نیازهای روزانه باعث میشود هشدار هواشناسی بدون مراکز خنک، سرکشی میدانی و حمایت اجتماعی، اثر محدودی داشته باشد.
در مجموع، آنچه موج گرما را در فرانسه مرگبار کرد، صرفاً دمای ۴۰ درجه نبود؛ بلکه تلاقی گرمای پایدار با سالخوردگی، تنهایی، محیط شهری نامناسب، کمبود سرمایش و آمادگی ناکافی بود.
چرا تلفات فرانسه از کشورهای گرمتر اروپا بیشتر شد؟
موج گرمای اخیر همزمان بخش بزرگی از اروپا را درگیر کرد و در کشورهایی مانند اسپانیا، ایتالیا و یونان نیز دما در بسیاری از مناطق به ۴۰ درجه یا بالاتر رسید.
در مناطقی از اسپانیا دما حتی به حدود ۴۴ درجه رسید. بااینحال، آمار اولیه از ۳۲۷ مرگ منتسب به گرما در اسپانیا، در برابر حدود هزار مرگ اضافی در فرانسه قرار گرفت. هرچند روش محاسبه این دو رقم یکسان نیست، این اختلاف نشان میدهد که دمای بالاتر لزوماً به تلفات بیشتر منجر نمیشود و کیفیت اقدامات پیشگیرانه نیز نقش تعیینکنندهای دارد.
اسپانیا از سال ۲۰۰۴ برنامه ملی مقابله با گرما را اجرا میکند و کشور را به ۱۸۲ منطقه سلامتـهواشناسی تقسیم کرده است. برای هر منطقه، هشدار بر پایه دمایی صادر میشود که با افزایش واقعی مرگومیر همان منطقه ارتباط دارد، نه صرفاً یک آستانه ثابت در سراسر کشور. پیشبینی سهروزه، پایش روزانه مرگومیر و هماهنگی با خدمات اجتماعی باعث میشود سالمندان، بیماران مزمن و افراد تنها پیش از رسیدن موج گرما شناسایی شوند.
ایتالیا نیز در ۲۷ شهر بزرگ سامانه هشدار سهروزه دارد و آتن علاوه بر بازکردن فضاهای عمومی خنک، مسئول ویژه مقابله با گرما تعیین کرده است.
این کشورها هشدار هواشناسی را با اقداماتی مانند تماس با افراد پرخطر، آمادهباش مراکز درمانی، تغییر ساعات فعالیت و هدایت مردم به فضاهای امن پیوند دادهاند. مزیت اصلی آنها نه مصونیت در برابر گرما، بلکه تبدیل سریعتر پیشبینی هوا به مداخله محلی و هدفمند است.
فرانسه نیز پس از فاجعه سال ۲۰۰۳ برنامههای هشدار و مراقبت ایجاد کرد، اما بحران اخیر نشان داد که حلقه اجرایی این نظام هنوز ضعف دارد. افزایش حدود ۴۰ درصدی مرگ در منازل و جانباختن شمار زیادی از سالمندان تنها، بیانگر آن است که تماس، سرکشی و انتقال افراد آسیبپذیر در مقیاس لازم انجام نشده است. بنابراین، تفاوت اصلی را باید در فاصله میان «اعلام هشدار» و «رساندن کمک عملی به افراد پرخطر» جستوجو کرد.
درسهای ۲۰۰۳ و چشمانداز؛ فرانسه چه اقداماتی باید انجام دهد؟
موج گرمای سال ۲۰۰۳ که حدود ۱۵ هزار قربانی در فرانسه بر جای گذاشت، به بازنگری گسترده در نظام هشدار، مراقبت از سالمندان و آمادگی مراکز درمانی منجر شد. بااینحال، بحران اخیر نشان داد که بخشی از آن اصلاحات یا بهمرور تضعیف شده، یا برای شرایط اقلیمی جدید کافی نیست.
پرشدن سردخانهها، مرگ شمار زیادی از سالمندان در خانه و کمبود فضاهای خنک نشان میدهد که تجربه ۲۰۰۳ هنوز به یک نظام پایدار و کاملاً عملیاتی برای مواجهه با موجهای گرمای شدید تبدیل نشده است.
از نگاه کارشناسان، در کوتاهمدت، فرانسه باید حفاظت از گروههای پرخطر را از سطح توصیه عمومی فراتر ببرد. ایجاد فهرست دقیق سالمندان و بیماران تنها، تماس و سرکشی روزانه، انتقال افراد آسیبپذیر به مراکز خنک، تقویت ظرفیت بیمارستانها، خانههای سالمندان و سردخانهها و محدودکردن کار در فضای باز در ساعات اوج گرما، از اقداماتی است که میتواند مستقیماً تلفات را کاهش دهد. هشدار هواشناسی زمانی مؤثر است که به مداخله میدانی و حمایت واقعی منجر شود.
در میانمدت، ساختمانها و شهرهای فرانسه باید با واقعیت تابستانهای گرمتر سازگار شوند. نصب هدفمند سیستمهای سرمایشی در بیمارستانها، مدارس و مراکز سالمندان، همراه با عایقکاری مناسب، سایهبان، تهویه طبیعی، بامهای خنک و توسعه فضای سبز، میتواند وابستگی به کولر را کاهش دهد و در عین حال از جان افراد محافظت کند. مناقشه سیاسی بر سر تهویه مطبوع نیز باید از دوگانه ساده «کولر یا محیطزیست» عبور و به سمت سرمایش هدفمند، کممصرف و عادلانه حرکت کند.
در بلندمدت، فرانسه ناچار است موج گرما را نه یک حادثه استثنایی، بلکه بخشی از اقلیم آینده خود بداند. اصلاح استانداردهای ساختوساز، بازطراحی محلههای متراکم، افزایش تابآوری شبکه برق و اختصاص بودجه دائمی به سازگاری اقلیمی ضروری است.
پرسش اصلی پس از این بحران آن است که آیا دولت فرانسه بار دیگر به اقدامات موقت بسنده میکند، یا این بار از تجربه ۲۰۰۳ و بحران ۲۰۲۶ برای بازسازی واقعی نظام سلامت، شهرها و سیاستهای حمایتی خود استفاده خواهد کرد؟