ایرانیان جهان - مهر /اقتصاد ایران در شرایطی قرار گرفته که همزمان با تورم بالا، فشار تحریمها، ناترازی شبکه بانکی و هزینههای ناشی از جنگ اقتصادی مواجه است. در چنین فضایی، سیاست پولی و نحوه عملکرد بانک مرکزی بیش از هر زمان دیگری به موضوع اصلی بحثهای اقتصادی تبدیل شده است. در این میان، یکی از مهمترین پرسشها این است که آیا افزایش پایه پولی و رشد نقدینگی الزاماً به تورم بیشتر منجر میشود یا در برخی شرایط میتواند ابزاری برای جلوگیری از رکود و تأمین مالی تولید باشد؟
سیدعباس عباسپور، کارشناس اقتصادی، معتقد است در شرایط فعلی اقتصاد ایران، سیاست «قفل کردن پایه پولی» نه ممکن است و نه مفید. به گفته او، رشد نقدینگی در اقتصاد بهصورت طبیعی رخ میدهد و بانکها برای پاسخ به این رشد، به ذخایر و پایه پولی نیاز دارند. او در گفت وگو با فارس توضیح میدهد که بانکها برای پرداخت سپرده قانونی، تسویههای بینبانکی، خرید اوراق دولتی و سایر تعهدات خود، ناچار به استفاده از ذخایر بانک مرکزی هستند. بنابراین وقتی نقدینگی رشد میکند، پایه پولی نیز باید متناسب با آن افزایش یابد. عباسپور هشدار میدهد اگر بانک مرکزی بهصورت فعال این رشد را مدیریت نکند، پایه پولی از مسیرهای بیکیفیتتری مانند اضافهبرداشت بانکها رشد خواهد کرد؛ مسیری که به تشدید ناترازی شبکه بانکی و افزایش هزینههای مالی منجر میشود.
کنترل نرخ بهره؛ اولویت فراموششده سیاست پولی
این کارشناس اقتصادی معتقد است بانک مرکزی علاوه بر کنترل تورم، باید کنترل نرخ بهره را نیز در دستور کار قرار دهد. به گفته او، جهش نرخهای بهره در شرایط فعلی میتواند هزینه تأمین مالی را برای تولیدکنندگان و بنگاههای آسیبدیده از جنگ بهشدت افزایش دهد. او تأکید میکند بخش عمده تأمین مالی اقتصاد ایران از طریق شبکه بانکی انجام میشود و اگر نرخهای بهره بالا برود، بسیاری از پروژههای بازسازی و سرمایهگذاری دیگر توجیه اقتصادی نخواهند داشت. به باور عباسپور، بانک مرکزی میتواند از طریق عملیات بازار باز، مدیریت نرخ بینبانکی و تأمین فعال ذخایر، مانع افزایش شدید نرخهای بهره شود و مسیر تأمین مالی تولید را هموارتر کند.
آیا رشد نقدینگی همیشه تورمزاست؟
عباسپور یکی از برداشتهای رایج در اقتصاد ایران را به چالش میکشد؛ این که هر رشد نقدینگی الزاماً به تورم منجر میشود. او با اشاره به تجربه سالهای اخیر میگوید در بسیاری از سالها، نرخ تورم بالاتر از رشد نقدینگی بوده است.به اعتقاد او، تورم در اقتصاد ایران بیش از آن که صرفاً محصول رشد نقدینگی باشد، تحت تأثیر شوکهای سمت عرضه و جهش نرخ ارز قرار دارد. تحریمها، افزایش نرخ ارز و اختلال در زنجیره تأمین، هزینه تولید را بالا برده و تورم ایجاد کردهاند. او میگوید در اقتصادی که تورم ۶۰ تا ۷۰ درصدی دارد، طبیعی است که نیاز بنگاهها به سرمایه در گردش افزایش پیدا کند و تقاضا برای اعتبار بیشتر شود. بنابراین اقتصاد ناچار به رشد متناسب نقدینگی است.
مسئله اصلی؛ کیفیت رشد نقدینگی
عباسپور تأکید میکند مسئله اصلی صرفاً حجم نقدینگی نیست، بلکه کیفیت رشد آن است. به گفته او، بانک مرکزی باید بررسی کند نقدینگی از چه کانالهایی خلق میشود و چه میزان از آن به بخش واقعی اقتصاد میرسد.او معتقد است تسهیلات بانکی باید به سمت تولید، بازسازی و سرمایه در گردش بنگاهها هدایت شود، نه فعالیتهای غیرمولد یا شرکتهای وابسته به بانکها. یکی از مشکلات شبکه بانکی ایران، وامدهی مبتنی بر رابطه است؛ یعنی تسهیلات به شرکتهای وابسته یا افراد خاص پرداخت میشود، نه بر اساس توان تولید و بازپرداخت.او پیشنهاد میکند بانک مرکزی شبکه بانکی را به سمتی هدایت کند که در آن معیار پرداخت تسهیلات، عملکرد بنگاه و توان بازپرداخت باشد.
نقش بانک مرکزی در بازسازی اقتصاد
عباسپور در پایان تأکید میکند بانک مرکزی میتواند در شرایط جنگی و پساجنگ، نقش فعالی در تأمین مالی دولت و بازسازی اقتصاد ایفا کند.
او معتقد است در شرایط فعلی، نسخه اقتصاد ایران انقباض شدید پولی نیست، بلکه مدیریت فعال نقدینگی، کنترل نرخ بهره، هدایت اعتبار به تولید و حمایت از بازسازی اقتصادی است؛ رویکردی که میتواند اقتصاد را از رکود عمیق عبور دهد.