چهارشنبه ۳۱ تير ۱۴۰۵
اخبار ایران

پل اسلام‌آباد مسدود است

پل اسلام‌آباد مسدود است
ایرانیان جهان - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست علی ملکی| طی روزهای گذشته بحث‌هایی تحت‌عنوان «بازگشت به تفاهم ...
  بزرگنمايي:

ایرانیان جهان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علی ملکی| طی روزهای گذشته بحث‌هایی تحت‌عنوان «بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد» مطرح شده است؛ تفاهمی که ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ توسط نمایندگان تهران و واشنگتن با میانجی‌گری پاکستان و باهدف پایان جنگ و احقاق حقوق مردم ایران امضا شد. جوهر امضای ترامپ بر یادداشت - تفاهم موقت خشک نشده بود که اولین بندش مبنی بر «پایان جنگ در همه جبهه‌ها به‌ویژه لبنان» نقض شد. اسرائیل حملاتش به لبنان را شدت داد و البته با پیگیری‌های تهران، برای مدت کوتاهی این حملات متوقف شد؛ اما طولی نکشید دوباره دامنه جنگ به خلیج‌فارس رسید و ارتش آمریکا حملات پراکنده‌ای به استان‌های جنوبی ایران تحمیل کرد. به‌این‌ترتیب یادداشت - تفاهم موقت نه‌تنها به توافق نهایی منتج نشد که با بدعهدی طرف آمریکایی، مانعی برای ازسرگیری جنگ ایجاد نکرد و فصل جدیدی از حملات علیه ایران آغاز شد. دوشنبه 29 تیر 1405 ترامپ در تروث‌سوشال یک نظرسنجی بازنشر کرد که بر اساس آن اکثریت شرکت‌کنندگان از توافق صلح با ایران حمایت می‌کنند. 60.4 درصد از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی از توافق حمایت می‌کنند و 23.7 درصد با آن مخالفند. بااین‌حال هیچ‌کنش سیاسی و نظامی در نظام بین‌الملل نمی‌تواند لایتناهی باشد و نیاز به یک نقطه پایان دارد تا هم جریان قبلی را خاتمه داده و هم به منزله مقدمه‌ای برای فصل جدید باشد، بنابراین اگر ایران در مذاکرات قبلی سطح خواسته‌هایش 10 بوده، در مذاکرات بعدی باید 100 باشد؛ چراکه طرف آمریکایی تمام بندهای تفاهم قبلی را نقض کرد و باید هزینه‌اش را بپردازد. علاوه بر این، در اینجا مسائل مهمی وجود دارد؛ اول اینکه انگیزه ترامپ برای بازگشت به مذاکره چیست؟ همچنین چه صورت‌بندی از وضعیت فعلی مذاکره و میدان وجود دارد و با توجه به تحولات جدید، ایران تحت چه شرایطی می‌تواند درخواست مجدد آمریکایی‌ها برای مذاکره را بپذیرد؟
آتش‌بس یا کنترل بازار
دونالد ترامپ و نفت؛ این دو را هیچ‌گاه نباید جدا از یکدیگر تحلیل کرد. چشمان رئیس باند پدوفیلی از سالیان دور به نفت دنیا و به‌ویژه نفت باارزش ایران بوده است. در سال 1987 یعنی همان زمانی که احتمالاً هنوز ترددها به جزیره اپستین آغاز نشده بود، ترامپ در یک سخنرانی درباره ایران گفت: «چرا نتوانیم وارد شویم و بخشی از نفت آن‌ها را که در نزدیکی دریاست تصاحب کنیم؟» در طول جنگ اخیر هم اظهارات زیادی از او شنیدیم که نشان از حرص او به نفت ایران داشت. تصمیم اخیرش در همین چهارچوب قابل‌صورت‌بندی است. بعد از اعلام محاصره دریایی یمن علیه عربستان سعودی در روز دوشنبه (29 تیر) نمودار نرخ نفت صعودی شد و بازار نیاز به یک خبر مثبت داشت تا دوباره به نقطه خطرناک قبلی بازنگردد؛ بنابراین بازوان رسانه‌ای واشنگتن حرکت کردند و خبرهایی مبنی بر اعلام آتش‌بس منتشر شد. خبرگزاری رویترز گزارش داد پس از ادعای برخی رسانه‌ها درباره تلاش‌های میانجی‌گران برای برقراری آتش‌بس بین ایران و آمریکا، قیمت نفت در معاملات سه‌شنبه (۳۰ تیر) کاهش یافت. طبق این گزارش، قیمت نفت برنت دریای شمال تا ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه سه‌شنبه با ۹۶ سنت یا 1.1 درصد کاهش به ۸۸ دلار و ۲۶ سنت برای هر بشکه رسید. در همین حال، نفت خام شاخص دبلیوتی‌آی آمریکا با ۳۷ سنت یا 0.9 درصد افزایش، با قیمت ۸۲ دلار و ۵۰ سنت به ازای هر بشکه دادوستد شد. بااین‌حال زور رسانه‌ای ترامپ به سرکوب پایدار قیمت طلای سیاه نرسید و در لحظه تنظیم این متن، قیمت نفت برنت از 91 دلار عبور کرده و روند صعودی دارد، همچنین علی‌رغم برخی تحلیل‌ها که حکایت از جبران کسری ذخایر نفت آمریکا داشت، یکشنبه (28 تیر) آژانس بین‌المللی انرژی با انتشار گزارشی اعلام کرد مجموع ذخایر نفت خام آمریکا، شامل ذخایر راهبردی نفت به حدود ۷۲۶ میلیون بشکه کاهش یافته که پایین‌ترین سطح این کشور در بیش از ۴۰ سال گذشته به شمار می‌رود.
اقدامات مؤید ادعاها باشد نه ناقض آن‌ها
اما رویکرد ایران در واکنش به این شرایط به چه صورت است؟ طبق اعلام صریح محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکره‌کننده «آمریکایی‌ها مدام تجهیزات نظامی جدید به منطقه می‌آورند و ادعا می‌کنند دنبال توقف جنگند.» به‌این‌ترتیب تهران علاوه بر اینکه نسبت به تشدید تحرکات نیروهای آمریکایی در منطقه واقف است، به‌صورت علنی نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد. قالیباف در همین پست در طعنه به آمریکایی‌ها تصریح کرده است: «روی هوش ما اندازه آی‌کیوی مختصر خودشان حساب کرده‌اند. ما در شناخت این آمریکایی‌بازی‌ها به مرحله استادتمامی رسیده‌ایم و براین‌اساس آماده شده‌ایم. اقدامات باید مؤید ادعاها باشد نه ناقض آن‌ها.» انتشار این پست هم‌زمان با پالس‌های رسانه‌ای و سیاسی واشنگتن مبنی بر اعلام آتش‌بس، خود حکایت از موضع صریح ایران برابر دشمن بدعهد آمریکایی دارد. ایران هم‌زمان با اینکه منافع آمریکایی‌ها در منطقه از اردن گرفته تا عمان را هدف قرار داده و آن‌ها را ناچار به اعلام سانسورشده تلفاتشان می‌کند، بارها اعلام کرده علی‌رغم پایبند نبودن طرف مقابل به اصول دیپلماسی، همچنان حاضر است نسبت به احقاق حقوق مردم ایران از این طریق، امتیازهایی را پای میز مذاکره نقد کند. اما بعد از چندین بار بمباران میز رایزنی از سوی واشنگتن، اگر حاکمیت به این نتیجه برسد که مجدداً درخواست آمریکایی‌ها برای آتش‌بس و تفاهم را بپذیرد، این اتفاق عقلاً و منطقاً باید از موضع قدرت تام و پایبندی واقعی طرف مقابل به شروطی باشد که ایران تعیین می‌کند. شروطی که سایه جنگ را برای همیشه از سر ایران بردارد و به احقاق حقوق پایمال شده ایران در چنددهه اخیر منتج شود.
بدون تحقق این شروط هر تفاهمی بی‌فایده است
اگر قرار باشد دوباره بحث «تفاهم» روی میز قرار بگیرد، این بار شرایط با خرداد ۱۴۰۵ کاملاً متفاوت است. آن تفاهم در حالی امضا شد که طرف آمریکایی بلافاصله بعد از امضا، عملاً مهم‌ترین تعهدات خود را زیر پا گذاشت و مسیر بازگشت به جنگ را هموار کرد؛ بنابراین امروز دیگر نمی‌توان با همان منطق گذشته درباره یک تفاهم موقت تصمیم گرفت. هرگونه توافق جدید پیش و بیش از آنکه روی کاغذ نوشته شود، باید در میدان اثبات شود. یعنی این بار راستی‌آزمایی باید مقدم بر پذیرش و امضای تفاهم باشد نه نتیجه آن.
تخلیه پایگاه‌های آمریکا در منطقه
نخستین شرط، تغییر واقعی آرایش نظامی آمریکا در منطقه است. تا زمانی که ناوهای هواپیمابر، بمب‌افکن‌ها، سامانه‌های تهاجمی و تجهیزات جدید آمریکا در منطقه مستقر باشند و پایگاه‌های این کشور در آماده‌باش کامل قرار داشته باشند، سخن‌گفتن از آتش‌بس یا کاهش تنش معنایی ندارد. واشنگتن باید با خروج نیروها، تخلیه پایگاه‌ها و عقب کشیدن ناوهای خود، به‌صورت عملی نشان دهد تصمیمی برای آغاز دور جدیدی از جنگ ندارد. صرف صدور بیانیه یا انتشار پیام‌های رسانه‌ای نمی‌تواند جایگزین اقدامات عینی شود. ایران باید رصد و تأیید کند که هیچ تهدیدی علیه محدوده سرزمینی خود نمی‌بیند.
انسداد کریدور جعلی عمان
دومین شرط، بسته شدن کامل کریدور جنوبی است؛ همان مسیری که پس از تفاهم اسلام‌آباد به بستری برای ازسرگیری فشارهای نظامی و لجستیکی علیه ایران تبدیل شد. تجربه هفته‌های اخیر نشان داد باقی ماندن این مسیر، صرفاً به تشدید تنش‌ها در منطقه و افزایش تهدیدها علیه امنیت کشتیرانی دامن می‌زند. ایران تأکید کرده عبورومرور از تنگه هرمز صرفاً متناسب با ترتیبات تهران انجام می‌شود و هرگونه تردد باید با هماهنگی نهاد معرفی شده در این زمینه باشد. کریدور ساختگی عمان عملاً ضد این موضع است و اگر قرار است توافقی پایدار شکل بگیرد، باید از بین برود و امکان استفاده مجدد از آن وجود نداشته باشد.
پایان جنگ
شرط سوم، اجرای بدون قیدوشرط نخستین بندی است که در تفاهم اسلام‌آباد آمده بود؛ بندی که بر پایان جنگ در همه جبهه‌ها به‌ویژه لبنان، تأکید داشت؛ اما تنها چند روز بعد توسط رژیم صهیونیستی نقض شد. خروج کامل اسرائیل از لبنان و توقف واقعی تجاوزها، باید پیش از هر مذاکره جدید محقق شود نه اینکه ابتدا تفاهم امضا شود و سپس تهران به دنبال این باشد که این شرط محقق شود.
پایان محاصره
چهارمین شرط، پایان کامل محاصره اقتصادی و فشارهای اعمال‌شده علیه ایران است. بارها اعلام شده که اعمال محاصره علیه یک کشور عملاً به معنای اعلان‌جنگ به آن کشور است و نمی‌توان هم‌زمان از مذاکره و برقراری آتش‌بس سخن گفت؛ اما اکت‌های جنگی را همچنان فعال نگه داشت و ابزارهای فشار اقتصادی، محدودیت‌های تجاری و محاصره را حفظ کرد. اگر هدف واقعاً کاهش تنش است، اهرم‌های جنگ باید به‌ کلی برچیده شود.
معافیت نفت ایران از تحریم
پنجمین شرط، برقراری مجدد معافیت‌های نفتی ایران است. روز یکم تیرماه، وزارت خزانه‌داری آمریکا از یک مجوز 60 روزه برای فروش نفت آزادانه ایران خبر داد و تنها 16 روز بعد این مجوز لغو شد و تحریم‌های نفتی ایران دوباره بازگشت. در تفاهم احتمالی جدید، ایران باید بدون هیچ‌گونه قید و شرطی امکان فروش آزادانه نفت خود به مشتریانش را داشته باشد. این موضوع در کنار دسترسی به درآمدهای حاصل از حقوق اولیه ایران است که باید ستانده شود.
پرداخت هزینه‌های نقض توافق قبلی
شرایط امروز نسبت به زمان امضای تفاهم اسلام‌آباد یک تفاوت اساسی پیدا کرده است. پس از نقض توافق، حملات متعددی علیه خاک ایران انجام شد و خسارت‌هایی به زیرساخت‌ها، تأسیسات و منافع کشور وارد آمد. ازاین‌رو، ششمین شرط هرگونه توافق جدید، پذیرش مسئولیت این اقدامات و تعیین سازوکاری برای جبران خسارت‌های واردشده است. نمی‌توان از بازگشت به توافق سخن گفت، بی‌آنکه هزینه نقض توافق قبلی پرداخت شود. از همان ابتدا نیز باید بحث خرید کالای آمریکایی به‌جای پرداخت پول‌های بلوکه شده و خسارت‌های وارد شده، حل‌وفصل شود.
راستی‌آزمایی
سرانجام، مهم‌ترین شرط راستی‌آزمایی همه تعهدات است. تجربه نشان داده امضا و توییت و بیانیه، ضمانت اجرا نیست. تمام موارد یادشده باید در یک بازه زمانی مشخص، به‌صورت عملی اجرا و توسط ایران راستی‌آزمایی شود. تنها زمانی که تغییر آرایش نظامی آمریکا، رفع محاصره، اجرای تعهدات پایان جنگ به‌ویژه در لبنان، بسته شدن کریدور جنوبی، برقراری معافیت‌های نفتی و جبران خسارت‌ها در میدان اثبات شود، می‌توان درباره بازگشت به یک تفاهم موقت اندیشید. در غیر این صورت، هر توافقی صرفاً فرصتی برای تجدید قوای طرف مقابل خواهد بود؛ تجربه‌ای که ایران یک‌بار هزینه سنگین آن را پرداخت کرده و دلیلی برای تکرارش وجود ندارد.


نظرات شما