ایرانیان جهان - اطلاعات / «خواننده آمریکایی و بعضی صلحطلبان وطنی!» عنوان یادداشت روز در روزنامه اطلاعات به قلم نادر صدیقی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
ادوارد سعید متفکر فقید فلسطینی برای توصیف شیوهای از نگریستن چند سویه به جهان، واژهای را از موسیقی وام میگیرد به نام «کُنتراپونتال» به معنی «فن ترکیب نغمهها». به باور ادوارد سعید، تبعیدیها میتوانند راهی به چشمانداز بدیعِ آگاهی از بُعدهای همزمان بگشایند: «اکثر انسانها اساساً یک فرهنگ، یک محیط و یک وطن را میشناسند؛ تبعیدیها دست کم بر دو مکان وقوف دارند و این تکثر دید نوعی آگاهی از ابعاد همزمان را ایجاد میکند، آگاهی ای که –عبارتی از موسیقی را وام بگیریم-چند آوایی (کُنتراپونتال) است.» (ادوارد سعید، تاملاتی در باب تبعید، ترجمه فروغ پوریاوری)
ماشین جنگ افروزی و تجاوزگری صیهونیستی-آمریکایی اما برای اشغالگری خود حد یقفی نمیشناسد و میکوشد اشغال ذهنها و ضمیرها و چنانچه در مورد نیکی پری، بیونسه، اسپرینگستین، پارک، نل، یانگ، اولیوا، سابرینا و خوانندههای دیگر دیدیم، حتی اشغال آهنگها را همپای اشغال سرزمینی به نفع دیدگاه خود پیش برد.
درست در همین نقطه است که مقاومت و اعتراض ضد جنگ افروزی و تجاوزگری آمریکایی، به مقاومت در عرصه چند آوایی فرهنگی منتقل میشود. در این عرصه است که صلحطلبی حقیقی با تجربهی میان-فرهنگی درهم میآمیزد. صلح طلبی دروغین در طعن زهرآلود علیه مدافعین میهن، مرز میان مرزبانان هستی ایران با جنگ افروزان تروریست را مخدوش میکند و به جای موضعگیری علیه طرفِ متجاوز، تمایز میان مدافعین و مهاجمین ضد ایرانی را به محاق ابهامِ واژگانی میسپارد. صلحطلبان حقیقی اما آنها هستند که تیشرت «نه به جنگ» بر تن کرده و با در دست داشتن تصویر کودکان میناب بر تصویب بودجه بیشتر برای کشتار بیشتر شوریدند.
صلح طلبی حقیقی گاه شکلِ یک روشنگری برای احیای کلمات را به خود میگیرد. آنچنان که چند سال پیش پاپ در واکنش به واژه دونالد ترامپی «مادر همه بمبها» گفت «مادر» نمیتواند واژهای برای توصیف بمب باشد. در این میان شورش فکورانه و روشنگرانه کیتی پری خواننده آمریکایی علیه تعبیه آهنگ او در طبل بدآهنگ و ضد ایرانی کاخ سفید جلوهای دیگر از یک دغدغه عمیقاً انسانی و ضد جنگ افروزی به نمایش نهاد. «کیتی پری»، خواننده آمریکایی آتشی از خشم را ضد ادغام ترانه خود در ویدیوی تجاوز تروریستی کاخ سفید علیه تمامیت انسانی و سرزمینی ایران بر کاخ سفید بارید. در آن کلیپ، «بوم بوم بوم» ضد انسانی و ضد ایرانی انفجارها در پس زمینهای از آهنگ «فایر وُرک» کیتی پری، نمایشی از لاپوشانی تجاوزگری در ظاهری نازک از یک آوای انسانی بود.
ترفندی مشابه آنچه که شعبههای فارسی زبان رسانههای تروریستی-صهیونیستی در جهت «انسانی»، «ایرانی» و حتی «رهایی بخش» نمایاندن کروزهای سمت گیری شده به مدرسه کودکان میناب و دیگر پارههای پیکر ایرانی ما به نحوی ناشیانه به کار بردند.
درست در همانجا که یک گفتار و یا یک آهنگ در درون دستگاه قتل وکشتار باشندگانِ و مدافعین یک سرزمین پنهان میشود، رسالت روشنگری، شکل یک ساختارشکنی برعلیه سامانهی جنگ افروزی و تروریسم مییابد. کیتی پری گفت آهنگ من «برای همبودگی انسانها بود نه برای جشن جنگ». او ضمن نمایش یک انزجار عمیق بر ضد کاخ سفید افزود «من این آهنگ را برای این سرودم که، امید، بهبودی و توانمندی درونی بدهد به انسانهایی که تاریکترین لحظات خود را زندگی میکنند». واکنش کیتی پری به این لحاظ میتواند یک درس باشد برای ترکیب بندی مقاومت ضد اشغالگری سرزمینی یا مقاومت علیه سویهی ذهنی همان اشغاگری که عزم تسخیر و اشغال گفتار، کلمات و حتی آهنگهای ما را در سر میپروراند. چگونه میتوانیم مراقبت سرزمینی از ایران را با مراقبت از گفتارهای خود مفصل بندی کنیم و نگذاریم گفتارهای ما به سهولت به استخدام دشمن متجاوز درنیاید؟
همچنان که کیتی نیکی میگوید «آهنگ من» پیام «خود ارجمندی» و اخلاق انسانی است، آهنگ نسرودم که بدل به سلاح ویرانگری و خشونت باشد و به این ترتیب در مقابل انحلال سخن و آهنگ خود در ساختار کلیپ جنگ و تجاوز مقاومت میکند. این یک تجربهی عمیق میان-فرهنگی است.
تجربه کیتی پری و دیگر صلحطلبان حقیقی در جوامع غربی و آمریکایی، درس دیگری هم برای ما دارد: دفاع میهنی در فراسویِ سویهی میدانی و سرزمینی خود (که اولویت خاص خود را دارد) یک تجربه فراسرزمینی و میان-فرهنگی نیز هست.
به عنوان مثال، ویتنام آن جنگی نبود که فقط در ویتنام میگذشت. مقاومت ویتنام در فراسوی مرزهای ملی، وجدانها و به تعبیر ریچارد رورتی فیلسوف آمریکایی، «گناه اندیشی» آمریکاییها در قبال نسلکشی و شهرکشی و محیط زیستکشی آمریکا در ویتنام را در خیابانهای آمریکا به جنبش اجتماعی درآورد. ما همواره و به درستی از بیداری وجدانها در جوامع غربی استقبال میکنیم و درخششهای انسانی آن را در معرض برجسته سازی رسانهای قرار میدهیم اما باید در همین مسیر گامی جلوتر نهاد و به هم افزایی کارآمدِ مقاومت ملی در اینسوی قضیه با بیداری وجدانها در آنسوی اقیانوسها اندیشید.
جبهه باطل و تجاوزگر، همیشه خدعههای خود را در برآمیزی حق و باطل دارد اما نباید در توان شیطانی دشمن برای خدعهگری مبالغه کرد. به بیان شیوای مطهری: «قرآن برعکس، برای خدعه موفقیت قائل نیست. نمیگوید عالم را خدعه اداره کرده، قرآن این منطق را قبول ندارد که تاریخ را زور و خدعه و ظلمت گردانده است.» (مطهری، مجموعه آثار،جلد ۱۵ص ۱۰۱۰) این امر به تعبیر استاد به معنای «غلبه صلاح بر فساد در جامعههاست» و هیچ جامعهای نمیتوان مستثنی از این قاعده کلی دانست. این همچنین به معنای آن است قدرت را فقط به قدرت سخت تقلیل ندهیم و اشکال دیگر نیرو و قدرت را به رسمیت بشناسیم: «معلوم است که این آیه (نحل،۱۲۵) برای حکمت، یعنی فکر و اندیشه نیرو قائل است. اگر ریشهی تمام نیروها واُس و اساس، منافع میبود تکیه روی اهرم عقل و اغناء فکری دیگر معنی نداشت. همین طور تکیه روی موعظه و اندرز، در مکتب انبیا موعظه خودش نیرو دارد، یک عامل است.» (مطهری، پیشین ص ۸۶۲)