ایرانیان جهان - برنا / رقابت میان بازارهای دارایی در میانه مرداد ۱۴۰۵، یک برنده کوتاهمدت روشن داشت: بورس. شاخص کل در فاصله ۱۷ تا ۲۰ مرداد حدود ۳.۹ درصد رشد کرد و از بازدهی طلای ۱۸ عیار جلو زد؛ اما برای سرمایهگذاران، مقایسه چندروزه بازارها بهتنهایی کافی نیست.
بانک، مسکن، طلا، دلار، خودرو و بورس هرکدام رفتار متفاوتی در برابر تورم، نقدینگی، نرخ سود و ریسکهای اقتصادی دارند و همین موضوع انتخاب محل سرمایهگذاری را پیچیدهتر کرده است.
برنا نوشت: بازار داراییها در مرداد ۱۴۰۵ فقط صحنه رقابت قیمتها نیست؛ هر بازار تصویری از انتظارات سرمایهگذاران نسبت به آینده اقتصاد ارائه میکند. بورس از یک سو با ورود نقدینگی و افزایش تقاضا حرکت کرده، طلا و دلار همچنان نقش پناهگاه سرمایه را ایفا میکنند، خودرو به تحولات ارزی و سیاستهای عرضه واکنش نشان میدهد و مسکن نیز با وجود رکود معاملات، همچنان مقصد سرمایههای بزرگ است. در این میان، بانک نیز بهعنوان گزینهای با ریسک پایینتر، برای بخشی از سرمایهگذاران جذابیت خود را حفظ کرده است.
بررسی معاملات بین ۱۷ تا ۲۰ مرداد نشان میدهد شاخص کل بورس از حدود ۵ میلیون و ۵۲۰ هزار واحد به ۵ میلیون و ۷۳۶ هزار واحد رسیده است. به این ترتیب، شاخص کل حدود ۲۱۶ هزار واحد افزایش داشته و بازدهی آن در این بازه به حدود ۳.۹ درصد رسیده است. در همین مدت، شاخص هموزن از حدود یک میلیون و ۵۷۳ هزار واحد به حدود یک میلیون و ۶۰۴ هزار واحد رسید که نشاندهنده رشد نزدیک به ۲ درصدی است. فاصله میان رشد شاخص کل و هموزن نشان میدهد که تمام بازار سهام با یک سرعت حرکت نکرده و شرکتهای بزرگ و شاخصساز سهم بیشتری در رشد شاخص کل داشتهاند.
در بازار طلا نیز هر گرم طلای ۱۸ عیار از ۱۸ میلیون و ۸۱۴ هزار و ۶۰۰ تومان به ۱۹ میلیون و ۲۰۵ هزار و ۶۰۰ تومان رسید. یعنی هر گرم طلا در این فاصله حدود ۳۹۱ هزار تومان افزایش قیمت داشت و بازدهی آن به حدود ۲.۱ درصد رسید. به این ترتیب، در بازه مورد بررسی بورس حدود ۱.۸ واحد درصد بازدهی بیشتری از طلای ۱۸ عیار ثبت کرد. با این حال، این اختلاف نباید بهتنهایی به معنای برتری قطعی بورس باشد؛ چراکه ریسک و ماهیت این دو بازار کاملاً متفاوت است.
بانک، بازاری آرام در برابر داراییهای پرنوسان
در میان گزینههای سرمایهگذاری، سپرده بانکی شرایط متفاوتی دارد. بانک برخلاف بورس، طلا و ارز با نوسان لحظهای قیمت مواجه نیست و سرمایهگذار از ابتدا میداند در صورت سپردهگذاری، چه میزان بازده اسمی دریافت خواهد کرد. همین ویژگی باعث میشود بانک برای افرادی که اولویت آنها حفظ اصل سرمایه، نقدشوندگی و کاهش ریسک است، همچنان جذاب باشد.
اما در شرایط تورمی، معیار اصلی برای سنجش عملکرد سپرده بانکی، فقط نرخ سود اسمی نیست؛ بلکه باید نرخ سود واقعی را در نظر گرفت. اگر بازده سپرده کمتر از رشد عمومی قیمتها باشد، موجودی حساب افزایش پیدا میکند، اما قدرت خرید واقعی سرمایه کاهش مییابد. به همین دلیل، سرمایهگذار باید به این سؤال پاسخ دهد که سود بانکی پس از در نظر گرفتن تورم، چه میزان از قدرت خرید سرمایه او را حفظ میکند.
این موضوع اهمیت بانک را در معادله بازارهای دارایی کم نمیکند، بلکه جایگاه آن را متفاوت میسازد. بانک برای سرمایهگذاری با هدف دریافت درآمد نسبتاً قابل پیشبینی و کاهش نوسان مناسبتر است، در حالی که بازارهایی مانند طلا، بورس یا ملک با پذیرش ریسک بیشتر، امکان کسب بازده بالاتر را نیز در اختیار سرمایهگذار قرار میدهند.
مسکن، سرمایه بزرگ در بازاری با نقدشوندگی پایین
بازار مسکن، اما داستان دیگری دارد. ملک را نمیتوان مانند طلا یا سهام هر لحظه خرید و فروش کرد. معامله مسکن زمانبر است، هزینههای انتقال و معامله دارد و در دوره رکود ممکن است فروش یک واحد مسکونی هفتهها یا حتی ماهها زمان ببرد. همین موضوع باعث شده مقایسه بازدهی مسکن با بورس و طلا بر اساس چند روز یا چند هفته چندان دقیق نباشد.
با این حال، مسکن همچنان یکی از مهمترین بازارهای سرمایهای اقتصاد ایران است. افزایش هزینه زمین، مصالح ساختمانی، دستمزد، تجهیزات و خدمات ساختمانی در بلندمدت میتواند روی قیمت تمامشده واحدهای مسکونی اثر بگذارد؛ بنابراین حتی در شرایطی که معاملات کاهش پیدا میکند، قیمت اسمی ملک لزوماً با همان سرعت کاهش نمییابد.
مشکل اصلی بازار مسکن در سال ۱۴۰۵، کاهش قدرت خرید متقاضیان است. قیمت ملک از توان مالی بسیاری از خانوارها فاصله گرفته و دریافت تسهیلات نیز برای جبران این فاصله کافی نیست. از سوی دیگر، نرخ سود و هزینه تأمین مالی میتواند تقاضای مصرفی و سرمایهای را محدود کند. در نتیجه، بازار مسکن ممکن است همزمان با افزایش هزینه ساخت، با رکود معاملاتی نیز مواجه باشد.
بانک یا مسکن، کدامیک برای سرمایهگذاری مناسبتر است؟
مقایسه بانک و مسکن بیش از هر چیز به افق سرمایهگذاری و میزان سرمایه بستگی دارد. سپرده بانکی امکان ورود با سرمایههای مختلف را فراهم میکند، نقدشوندگی بالاتری دارد و بازده آن قابل پیشبینیتر است. در مقابل، خرید ملک نیازمند سرمایه بسیار بیشتری است، نقدشوندگی پایینتری دارد، اما امکان کسب درآمد اجاره و افزایش ارزش دارایی در بلندمدت را فراهم میکند.
به همین دلیل نمیتوان گفت بانک یا مسکن بهطور مطلق برنده است. سرمایهگذاری که احتمال میدهد در کوتاهمدت به پول خود نیاز داشته باشد، نمیتواند با همان نگاه یک سرمایهگذار بلندمدت به ملک نگاه کند. در مقابل، سرمایهگذاری که افق چندساله دارد، ممکن است کاهش نقدشوندگی را در برابر امکان حفظ ارزش دارایی و درآمد اجاره بپذیرد.
دلار، متغیر اثرگذار بر تمام بازارها
در بازار ارز، دلار در محدوده ۱۸۷ تا ۱۸۸ هزار تومان قرار داشت و همچنان یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده مسیر سایر بازارهاست. اهمیت دلار فقط به بازدهی مستقیم آن محدود نمیشود؛ نرخ ارز در اقتصاد ایران یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده انتظارات تورمی است و تغییرات آن میتواند با فاصله زمانی به بازار طلا، سکه، خودرو، کالاهای وارداتی و حتی هزینه ساخت مسکن منتقل شود.
به همین دلیل، مسیر آینده دلار میتواند بر انتخاب سرمایهگذاران میان بازارهای مختلف اثر بگذارد. افزایش انتظارات ارزی معمولاً تقاضا برای داراییهایی را افزایش میدهد که سرمایهگذاران آنها را پوششی در برابر کاهش ارزش پول میدانند.
سکه، بازاری متفاوت با حباب متفاوت
در بازار سکه نیز رفتار قطعات یکسان نبود. سکه امامی و سکه گرمی افزایش قیمت داشتند، ربعسکه رشد محدودتری را تجربه کرد و نیمسکه بدون تغییر باقی ماند. دلیل این تفاوت آن است که قیمت سکه تنها به ارزش طلای موجود در آن وابسته نیست و عواملی مانند حباب، میزان تقاضا، قدرت خرید و انتظارات معاملهگران نیز در قیمتگذاری قطعات مختلف نقش دارند.
به همین دلیل، نمیتوان بازدهی یک قطعه سکه را به کل بازار تعمیم داد و برای تحلیل دقیق، باید رفتار هر قطعه به صورت جداگانه بررسی شود.
خودرو، بازاری که با ارز حرکت میکند
بازار خودرو نیز در سال ۱۴۰۵ نشان داده است که در دورههای خاص میتواند بازدهی قابل توجهی داشته باشد. برخی برآوردهای بازار از بازدهی حدود ۳۷ درصدی خودرو در اردیبهشت حکایت داشتند؛ اتفاقی که نشان داد تغییر انتظارات ارزی و افزایش تقاضای سرمایهای میتواند در مدت کوتاهی قیمت خودرو را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، خودرو برخلاف طلا یا دلار یک بازار کاملاً یکپارچه نیست. مدل خودرو، سال تولید، داخلی یا وارداتی بودن، میزان عرضه، سیاست واردات، هزینه تولید و فاصله قیمت کارخانه و بازار همگی در تعیین قیمت نقش دارند؛ بنابراین بازدهی یک مدل خودرو را نمیتوان به تمام بازار خودرو تعمیم داد.
اگر ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه داشتیم
برای درک بهتر اختلاف بازدهی، فرض کنیم سرمایهگذاری در ابتدای بازه ۱۷ تا ۲۰ مرداد ۱۰۰ میلیون تومان در اختیار داشت. اگر این سرمایه متناسب با شاخص کل بورس حرکت میکرد، با رشد حدود ۳.۹ درصدی به ۱۰۳ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان میرسید.
همین سرمایه در طلای ۱۸ عیار با رشد حدود ۲.۱ درصدی به حدود ۱۰۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان میرسید؛ بنابراین اختلاف بازدهی این دو بازار برای سرمایه ۱۰۰ میلیون تومانی در این بازه کوتاه حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بود.
البته این محاسبه فقط برای نشان دادن اختلاف بازدهی است و هزینه خرید و فروش، مالیات، کارمزد، ریسک و تفاوت نقدشوندگی بازارها را در نظر نمیگیرد.
سه سیگنال مهم برای ادامه مرداد
مسیر بازارها در ادامه مرداد بیش از هر چیز به سه متغیر بستگی دارد: نرخ ارز، نرخ سود بانکی و قدرت خرید خانوار. اگر دلار همچنان در مسیر صعودی حرکت کند، طلا، سکه و خودرو ظرفیت رشد بیشتری خواهند داشت. اگر نرخ سود بانکی جذابتر شود، بخشی از نقدینگی ممکن است از بازارهای پرریسک خارج و وارد سپردهها شود. در بازار مسکن نیز قدرت خرید خانوار و امکان دریافت تسهیلات، مهمترین عوامل تعیینکننده سمت تقاضا خواهند بود.
در نهایت، اگر معیار فقط بازدهی چهارروزه باشد، بورس با رشد حدود ۳.۹ درصدی برنده این رقابت بوده است؛ اما سرمایهگذاری فقط مسابقه بازدهی نیست. طلا و دلار ابزار پوشش ریسک تورمی هستند، بانک ثبات و نقدشوندگی بیشتری دارد، مسکن برای سرمایههای بزرگ و افق بلندمدت اهمیت دارد، خودرو در دورههای خاص میتواند جهش کند و بورس نیز در صورت تداوم ورود نقدینگی ظرفیت رشد بیشتری خواهد داشت؛ بنابراین برنده واقعی بازار را نمیتوان با بیشترین رشد چندروزه تعیین کرد. معیار اصلی باید بازدهی واقعی پس از کسر تورم، میزان ریسک، نقدشوندگی، هزینه معامله و افق سرمایهگذاری باشد. در اقتصاد تورمی ایران، ممکن است بازاری در چند روز صدرنشین باشد، اما بازاری دیگر در افق چندساله قدرت بیشتری برای حفظ ارزش سرمایه داشته باشد.