ایرانیان جهان - تسنیم / حافظ و نخبه قرانی بود و مدرس هزاران قرانآموز؛ اما افتخارش به حضور در میدان جهاد بود و رزم با دشمنان خدا...
«یک دقیقه حضور در این میدان، از صدها سال نماز و شبزندهداری برتر است.» حتما کسی که این جمله روی زبانش باشد و آن را توی هر جمع و گعدهای به دیگران توصیه کند، خودش 24 ساعته توی میدان است؛ توی میدان نبرد؛ آنقدر که اصلا وقت نکند به نمازهای مستحبی و دعا و قرائت مدام قرآن بپردازد. اصلا وقتی یک دقیقه حضور در میدان جهاد، از صدها سال نماز و شبزندهداری برتر است؛ عقل حکم میکند که هر عبادتی را رها کرد و فقط به میدان چسبید.
اما «جهاد احمد اسماعیل قزاعر» اینگونه نبود؛ قزاعر که خودش آن جمله را به زبان آورده بود، حافظ بزرگ قرآن بود و چندهزار طلبه و قرآنآموز در محضر درس و کلاس او آموزش دیده و حافظ قرآن شده بودند.
بیشتر اینکه، قزاعر از چهرههای برجسته علمی و قرانی در غزه بود و نامش که در محفلی برده میشد، بلافاصله آیات قران در ذهنها متبادر میشد.
اما طوفانالاقصی که رخ داد و بابِ جهاد در غزه گستردهتر شد و نبردِ چندینوچند سالهی مجاهدان حماس با رژیمِ درندهی اشغالگر به اوجش رسید، «جهاد قزاعر» وسط میدان بود؛ همه جا بود؛ رودررو با نظامیان صهیونی؛ در خیابانها و محلههای شهر غزه؛ در محلههای النصر، شیخ رضوان، الجلاء و ...
یک دستش اسلحه بود و دست دیگرش کتاب خدا.
اصلا قرآن ورد زبانش بود و سینهاش مملو از آیات و روایات، که مثل چشمهای جوشان در هر دورهمی و فرصت و مناسبتی از اعماق جانش میجوشید و راهیِ زبان و کلام و گفتارش میشد.
قزاعر با زبانِ قرآن حرف میزد و توصیهای اگر داشت عین آیات قرآن بود و از خودش چیزی نمیبافت.
احمداسماعیل پیش از آنکه شهید شود، شهیدی بود زنده مثل تمام شهدا که صورتشان بشاش است و گشاده و پرلبخند، مثل شهدا که رفتارشان پر از مِهر و مهربانی است و همت و تلاش و غیرت و خستگیناپذیریشان سر به آسمان میساید. مثل تمام شهدا که جبهه حق و باطل را خوب میشناسند و جگر رودررویی با دشمنِ کافر و خونخوار و سراپا مسلح را دارند، نه مثل آن قرآنخوانهای داعشیمسلکِ خوارجگونه که کورکورانه یا از روی عمد، تیزیِ سلاحشان را سمت مسلمانان و مظلومان نشانه گرفتهاند.
قزاعر نه تنها شهید زنده، که جزو خانواده شهدا هم بود و به مقام صبر رسیده بود؛ صبر عظمای قربانیکردن عزیزترینهایش برای پروردگار و جهاد و مقاومت.
این مقام وقتی به او اعطا شد که در همان اوایل جنگِ طوفانالاقصی، جنگندههای رژیم صهیون در بمباران پیوسته و شبانهروزی غزه، از بالای خانه قزاعر هم رد شدند و یکی از آن بمبهای سنگینشان را روی خانهاش رها کردند. همسر و دو دخترش در آن بمباران به شهادت رسیدند و جراحت و از دست دادن یک پا سهم تنها پسرش؛ صلاح شد از آن بمباران.
قزاعر 33 سال و چندماه بیشتر نداشت که طوفانالاقصی شروع شد و چندماه بعد هم خانوادهاش به شهادت رسید.
عمر او چون اغلب مردم غزه به آموختن قرآن و پس از آن هم تدریس و آموزش قرآن گذشت. فرق احمداسماعیل با هموطنانِ قرآنیاش اما این بود که قزاعر نابغه بود.
در نخبهبودن او همینبس که نخستین حافظ در باریکه غزه بود که تمام قرآن کریم را در یک جلسه از حفظ خواند. ( پس از او نخبگان دیگری هم توانستند به این رکورد برسند از جمله وسیم نضال المهانی که پنجمین حافظ قران و فارغالتحصیل مرکز دارالقران و سنت شرق غزه بود که تیرماه 1395 در یک جلسه و در طول 11 ساعت پیوسته قرآن را از حفظ ختم کرد.)
قزاعر خوشصدا هم بود و نبوغ قرآنیاش باعث شده بود اجازه قرائات دهگانه قرآن را دریافت کند.
او آنچنان به آموزههای علمی و قرآنی پیراسته بود که در جوانی از چهرههای برجسته قرآنی و علمی در غزه بهشمار میرفت و مسئولیت طرح قرآنی «صفوه الحفاظ»/ «حافظان نخبه» در سطح فلسطین را برعهده داشت.
تاسیس مدرسه قرآنی «اتقان» برای حفظ کتاب خدا و آموزش بیش از 2 هزار حافظ قرآن و امامت مسجد هم در کارنامه علمیمعنویدینی او نشسته است.
با اینهمه شاید اگر از خودش میپرسیدی، میگفت سرباز بودن، سربازِ فلسطین بودن و مبارزه با رژیم اشغالگر صهیونی ـ شیطانیترین دشمن بشریت ـ و دفاع از مردم مظلوم غزه، بزرگترین افتخارش بوده و برای همین در آخرینباری که در هیاهوی میدان، جلوی دوربین رسانه قسام نشسته بود، یک دقیقه حضور در آن میدان را، از صدها سال نماز و شبزندهداری برتر عنوان کرده بود.
عقیدهای که از عمقِ انس و دوستی او با قرآن نشات گرفته بود؛ قرآنی که بارها در سورههای مختلف خود، با آیات متعدد به اهمیت جهاد با کافران و دشمنان اشاره و آن را کامیابی و رستگاری عظیمی عنوان کرده است.
مثل آنجا که در آیه 4 سوره صف میگوید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلونَ فی سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنیانٌ مَرصوصٌ»/ «خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او پیکار میکنند و همچون بنایی آهنین (استوارند)».
یا آنجا که در آیه 111سوره توبه میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»/ «خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را میخرد تا به آنها بهشت بدهد. همان کسانی که در راه خدا پیکار میکنند، پس [دشمن را] میکشند و [خود در راه خدا] کشته میشوند. [خدا آنان را] بر عهده خود در تورات و انجیل و قرآن [وعده بهشت داده است] وعدهای حق؛ و چه کسی به عهد و پیمانش از خدا وفادارتر است؟ پس [ای مؤمنان!] به این داد و ستدی که انجام دادهاید، خوشحال و شاد باشید؛ و این است کامیابی بزرگ».
و درنهایت خداوند متعال «جهاداحمداسماعیل قزاعر» را با همین شهرت به سوی خود فراخواند؛ شهرتِ «مجاهدت» و «سربازی» و «شهادت» در راه خود، که بهترین مدالی بود که روی سینه عالم و حافظ و قاری قرآن جوان غزه نشست.
مجاهدِ عالمِ غزه که در 7 اسفند 1368 در باریکه به دنیا آمده بود، در یازدهمین روز از مرداد 1403 یعنی 10 ماه پس از آغاز طوفان الاقصی، در کسوت رزمنده و فرمانده یکدسته در گردان «الرضوان» از تیپ غزه، به شهادت رسید و به خانواده و دوستان شهیدش در آسمانها پیوست.
در ویدئویی که گردانهای شهید عزالدین قسام؛ شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی حماس بهتازگی از شبکه «اقمار الطوفان» پخش کرده، شهید «جهاد احمد اسماعیل قزاعر» در حال نبرد با نیروها و ادوات نظامی رژیم اشغالگر دیده میشود.
این تصاویر بخشهایی از عملیاتهای میدانی و درگیریهای مستقیم شهید قزاعر با نظامیان اشغالگر در محورهای مختلف غزه از جمله محلههای «النصر»، «شیخ رضوان» و «الجلاء» در شهر غزه را نشان میدهد.
بخشهایی از آخرین سخنان و وصیتهای فرمانده شهید قسامی نیز در این ویدئو هست؛ آنجا که میگوید: «یک دقیقه حضور در این میدان، از صدها سال نماز و شبزندهداری برتر است.»