سه شنبه ۲۴ شهريور ۱۴۰۵
خاورمیانه‌

مهر بررسی کرد؛

فتح المبین؛ چگونه انصارالله معادله قدرت در یمن را تغییر داد؟

فتح المبین؛ چگونه انصارالله معادله قدرت در یمن را تغییر داد؟
ایرانیان جهان - انصارالله طی دو سال اخیر موفق شد نه تنها بقای خود را تثبیت کند، بلکه از طریق مسلط شدن بر کریدورهای حیاتی دریای سرخ، ابتکار تعیین قواعد درگیری را به دست گیرد.
  بزرگنمايي:

ایرانیان جهان - انصارالله طی دو سال اخیر موفق شد نه تنها بقای خود را تثبیت کند، بلکه از طریق مسلط شدن بر کریدورهای حیاتی دریای سرخ، ابتکار تعیین قواعد درگیری را به دست گیرد.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: تحولات سال‌های اخیر در شبه‌جزیره عربستان و پهنه آبی دریای سرخ نشان‌دهنده یک نقطه عطف تاریخی در گذار موازنه قدرت منطقه‌ای است. روندی که در آن جنبش انصارالله یمن از یک بازیگر چریکی نامتقارنِ محدود به کوهستان‌های شمالی، به یک نیروی سازمان‌یافته با قابلیت‌های نبرد ترکیبی و تأثیرگذاری راهبردی بر گلوگاه‌های تجارت بین‌الملل تبدیل شده است.
تثبیت موازنه جدید قدرت
تثبیت موازنه جدید در صحنه نبردهای میدانی و دریایی، محصول انباشت تجربه، ارتقای ابزارهای رصد و پرتاب و بهره‌برداری هوشمندانه از شکاف‌های درونی ائتلاف متخاصم در طول دو سال گذشته است.
آنچه در تحولات اخیر پیرامون سواحل غربی یمن، کنترل بندر تاریخی «المخا»، منطقه «ذوباب» و تصرف جزایر راهبردی نظیر «پریم» یا «میون» در دهانه باب‌المندب رخ داد، صرفاً یک جابه‌جایی سرزمینی متعارف در جغرافیای استان‌های تعز و الحدیده به شمار نمی‌رود، بلکه پرده‌برداری از نظمی نوین در ژئوپلیتیک انرژی و امنیت دریانوردی است که محاسبات سنتی حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی دولت پیشین یمن را با فروپاشی محاسباتی روبه‌رو کرده و نگاه اتاق‌های فکر نظامی در واشنگتن و ریاض را نسبت به قابلیت‌های بازدارندگی صنعا دگرگون ساخته است.
نگاهی تحلیلی به سیر اقدامات انصارالله طی بیست و چهار ماه گذشته نشان می‌دهد که این جنبش توانست از طریق توسعه زنجیره‌ای از تسلیحات نامتقارن شامل پهپادهای شناسایی و انتحاری نقطه‌زن، موشک‌های کروز و بالستیک ضدکشتی و شناورهای هدایت‌پذیر سطحی و زیرسطحی، راهبرد بازدارندگی منع دسترسی محیطی را با موفقیت در یکی از حساس‌ترین آبراه‌های جهان پیاده کند.
پیش از این اتکای نیروهای مسلح صنعا بر نبردهای چریکی فرسایشی در خطوط تماس خشکی استوار بود، اما از ابتدای سال‌های اخیر، دکترین نظامی این جریان بر تحمیل هزینه اقتصادی به زنجیره تأمین دشمنان از طریق ناامن‌سازی مسیرهای ترانزیت وابسته و هدف قرار دادن مراکز فرماندهی متمرکز شد.
ناتوانی پدافند غربی در برابر قدرت مقاومت یمن
انصارالله با وارد کردن ضربات مداوم به ساختار لجستیکی ناوگان‌های بین‌المللی و ائتلاف‌های چندملیتی نظیر عملیات «نگهبان رفاه»، عملا نشان داد که تسلیحات فوق‌پیشرفته پدافندی غرب در برابر تهاجم‌های چندلایه پهپادی و موشکی با چالش‌های تاکتیکی بنیادینی روبه‌رو هستند. مسئله‌ای که سبب شد ترافیک تجاری باب‌المندب تا بیش از ۶۰ درصد کاهش یابد و هزینه‌های بیمه دریایی و تغییر مسیر کشتی‌ها به دور قاره آفریقا بار مضاعفی را بر اقتصاد بین‌الملل تحمیل کند.
عملیات گسترده اخیر در نوار ساحل غربی به وسعت بیش از ۵۴۰۰ کیلومتر مربع، اوج تکامل این دکترین نظامی در حوزه زمینی بود که ضعف‌های ریشه‌ای در اردوگاه مخالفان را به تصویر کشید. نیروهای انصارالله با طراحی چندمحوره و به‌کارگیری هم‌زمان آتش دقیق موشکی علیه مقرهای پشتیبانی و حملات پهپادی به مراکز فرماندهی، خطوط دفاعی نیروهای مستقر در جبهه الکدحه، المخا و جزایر حنیش و میون را در بازه زمانی حدود ۳۶ ساعت به طور کامل درهم شکستند.
این پیشروی برق‌آسا نشان داد که ساختار نظامی تحت حمایت سعودی و امارات که طی بیش از یک دهه شکل گرفته بود به دلیل خروج یگان‌های کلیدی امارات، ناهماهنگی عملیاتی با سنتکام، وجود ساختارهای کاغذی و ارتش‌های اسمی و تأخیر مزمن در تصمیم‌گیری‌های سیاسی ریاض، فاقد تاب‌آوری لازم در برابر یک هجوم همه‌جانبه است.
پایداری موقعیت جدید صنعا در تنگه پریم و فرودگاه و بندرگاه‌های المخا نشان می‌دهد که موازنه میدان اکنون به مرحله‌ای رسیده است که حتی بدون پشتیبانی گسترده هوایی طرف مقابل یا تغییر در آرایش مستشاران خارجی، کنترل نقاط سرنوشت‌ساز ساحل غربی در اختیار نیروهای انصارالله باقی می‌ماند و ظرفیت ابتکار عمل نظامی به طور کامل در اختیار صنعا قرار گرفته است.
پیامدهای این تحول فراتر از مرزهای یمن امتداد یافته و اتصال ژئوپلیتیکی کم‌سابقه‌ای را میان تنگه هرمز در خلیج فارس و تنگه باب‌المندب در دریای سرخ به وجود آورده است. این دو گذرگاه که شاهراه‌های انتقال بخش عمده نفت و گاز مصرفی بازارهای جهانی و مسیر پیوند آسیا و اروپا هستند، اکنون تحت تأثیر هم‌گرایی معادلات بازدارندگی در غرب آسیا قرار گرفته‌اند.
تلاش ریاض برای دور زدن خطرات عبور از هرمز و انتقال نفت خام از طریق خط لوله شرق به غرب به سمت ینبع در دریای سرخ، با تسلط انصارالله بر دهانه باب‌المندب و جزیره میون کارایی تضمین‌شده خود را از دست داد. چرا که صنعا با استقرار تجهیزات موشکی و تسلیحات ساحل‌به‌دریا در نقاط مسلط، توانایی نظارت و تحدید تردد هرگونه محموله مرتبط با طرف‌های متخاصم را به دست آورده است. این درهم‌تنیدگی کریدورهای ترانزیت انرژی، معادله «محاصره در برابر محاصره» را از یک شعار سیاسی به یک اهرم چانه‌زنی واقعی و سنگین در معادلات بین‌المللی تبدیل کرده و قدرت‌های غربی را در یک تنگنای راهبردی میان رویارویی پرهزینه نظامی یا تن دادن به واقعیت‌های نوین میدان قرار داده است.
بهره سخن
در فرجام این تحلیل می‌توان دریافت که بازتعریف موازنه قوا در یمن، نشانه‌ای برجسته از تغییر در ماهیت جنگ‌های مدرن و انتقال برتری میدانی از متغیرهای سنتی قدرت سخت، نظیر ناوگان‌های هوایی گران‌قیمت، به ابزارهای چابک، نقطه‌زن و ارزان‌قیمتِ نبرد نامتقارن است.
جنبش انصارالله طی دو سال اخیر موفق شد نه تنها بقای خود را تثبیت کند، بلکه از طریق مسلط شدن بر کریدورهای حیاتی دریای سرخ و تسخیر سواحل راهبردی المخا و جزایر حاکم بر باب‌المندب، ابتکار تعیین قواعد درگیری را به دست گیرد. این دگرگونی موازنه، راهبرد ضربه قاطع و پیروزی سریع ائتلاف خارجی را به بن‌بست فرسایشی رسانده و پیامدهای سنگینی بر ترتیبات امنیتی غرب آسیا تحمیل کرده است.
پیامدهایی که هزینه‌های سنگین ائتلاف‌سازی‌های غربی-عربی را فاقد بازدهی لازم ساخته و کارآمدی بازدارندگی سنتی را در حفاظت از خطوط انرژی مخدوش کرده است. از این رو آشکار شده که هیچ طرح امنیتی پایدار برای خطوط کشتیرانی بین‌المللی در خلیج عدن و دریای سرخ بدون شناسایی و به رسمیت شناختن وزن ژئوپلیتیکی صنعا امکان‌پذیر نخواهد بود. این دستاوردها، انصارالله را در موضع برتر هرگونه مذاکره صلح و تعیین ساختار سیاسی آینده یمن قرار می‌دهد؛ سرزمینی که امروز نه زمین بازی قدرت‌های مداخله‌گر، بلکه به عنوان یکی از کانون‌های اصلی تنظیم موازنه قدرت منطقه‌ای و اقتصاد بین‌الملل ظاهر شده است.


نظرات شما