ایرانیان جهان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مهدی فیضی، اقتصاددان درباره تحولات اخیر بورس به «اعتماد» میگوید: رشد نقدینگی در ماههای اخیر، در شرایطی رخ داد که اقتصاد ایران با محدودیت در ایجاد فرصتهای جذاب سرمایهگذاری مواجه است. به گفته او، آنچه از آن با عنوان نقدینگی سرگردان یاد میشود، لزوما نقدینگی بدون مقصد نیست، بلکه منابعی است که در جستوجوی محملی برای حفظ ارزش و کسب بازدهی قرار دارد. فیضی درباره وضعیت نقدینگی در اقتصاد ایران توضیح میدهد: رشد نقدینگی در ماههای اخیر افزایش قابل توجهی دارد و اگرچه اصطلاح نقدینگی سرگردان چندان دقیق نیست، اما میتوان گفت این منابع در جستوجوی مسیری برای سرمایهگذاری قرار دارند. زمانی که شرایط اقتصادی مناسب نیست و در حوزههای مختلف، جذابیت مالی کافی وجود ندارد یا ریسک سرمایهگذاری بالاست، تعداد محملهای قابل اتکا برای نگهداری سرمایه کاهش پیدا میکند.
به گفته این اقتصاددان، در شرایطی که حجم نقدینگی با سرعتی بیشتر از ظرفیت اقتصاد رشد میکند، حرکت این منابع به سمت بازارهای دارایی چندان دور از انتظار نیست. با این حال، این موضوع الزاما به معنای رونق تولید یا رشد اقتصادی نیست.
او تاکید میکند: افزایش نقدینگی زمانی میتواند به فعالیتهای مولد کمک کند که امکان جذب آن در بخش واقعی اقتصاد وجود داشته باشد. در غیر این صورت، بخشی از این منابع ممکن است به سمت بازارهایی حرکت کند که هدف اصلی فعالان آنها حفظ ارزش پول یا کسب سود از تغییرات قیمت داراییهاست. فیضی معتقد است؛ در چنین شرایطی، انتظار سفتهبازی گسترده نیز دور از ذهن نیست، زیرا وقتی حجم نقدینگی از ظرفیت جذب اقتصاد واقعی بیشتر میشود، منابع مالی برای یافتن بازدهی بالاتر به سمت بازارهای مختلف حرکت میکنند.
این اقتصاددان میگوید: توصیه به مردم برای سرمایهگذاری در بورس در شرایط فعلی صحیح نیست. از نگاه او، ورود به بازار سرمایه بیش از هر چیز به ترجیحات افراد و میزان ریسکپذیری آنها بستگی دارد و نمیتوان برای همه افراد یک نسخه واحد تجویز کرد.
فیضی با اشاره به تجربه سال ۱۳۹۸ تاکید میکند: اتفاق آن سال نباید دوباره تکرار شود. در آن مقطع، توصیههای عمومی برای ورود مردم به بورس مطرح میشود و گروهی از افراد بدون توجه کافی به میزان ریسکپذیری خود وارد بازار میشوند. به اعتقاد او، تصمیم درباره سرمایهگذاری باید تصمیمی فردی باشد و هر شخص متناسب با شرایط مالی، افق سرمایهگذاری و میزان ریسکپذیری خود درباره محل سرمایهگذاری تصمیم بگیرد.
فیضی در عین حال یک توصیه عمومی برای سرمایهگذاران دارد و آن، متنوعسازی سبد سرمایهگذاری است و در این خصوص میگوید: همه تخممرغها را نباید در یک سبد قرار داد و افراد بهتر است همه سرمایه خود را در یک بازار یا یک دارایی قرار ندهند و منابع خود را میان گزینههای مختلف تقسیم کنند. به گفته او، این داراییها میتوانند مولد یا غیرمولد باشند، اما قرار دادن تمام سرمایه در یک بازار تصمیم مناسبی نیست؛ بهویژه در شرایطی که اقتصاد با بیثباتی و ریسکهای متعدد مواجه است. او همچنین توصیه میکند: افراد برای ورود به بازارهای پرریسک، سراغ منابع مالی ضروری و داراییهای اصلی خود نروند. فروش خانه یا سایر داراییهای اصلی برای ورود به بازاری که نوسان بالایی دارد، اقدامی نیست که معمولا توصیه شود. فیضی درباره سرمایهگذاری در شرکتهای اصطلاحا دلاری، از جمله شرکتهای پتروشیمی نیز تاکید میکند: این گزینهها اگرچه میتوانند از منظر سرمایهگذاری جذاب باشند، اما از ریسکهای اقتصادی و سیاسی جدا نیستند.
او توضیح میدهد: سودآوری شرکتهای دلاری نیز تا حدی به نرخ ارز و شرایط سیاسی وابسته است. بنابراین اگر توافقی سیاسی شکل بگیرد و نرخ دلار کاهش پیدا کند، چشمانداز سودآوری این شرکتها نیز ممکن است تحت تاثیر قرار گیرد.
از این منظر، حتی سرمایهگذاری در شرکتهایی که درآمد یا محصولات آنها ارتباط بیشتری با ارز دارند، مصون از ریسک نیست. به همین دلیل، انتخاب این نوع دارایی نیز باید متناسب با میزان ریسکپذیری سرمایهگذار انجام گیرد. به اعتقاد فیضی، در شرایط فعلی، بازار سرمایه میتواند برای بخشی از سرمایهگذاران جذاب باشد، اما تصمیمگیری درباره ورود به آن باید بر اساس شرایط فردی، افق سرمایهگذاری، میزان ریسکپذیری و ترکیب کل سبد دارایی انجام شود. بنابراین به جای تشویق عمومی مردم به ورود به بورس، بهتر است بر سرمایهگذاری آگاهانه و متنوع تاکید شود، چراکه هیچ بازاری در شرایط بیثبات اقتصادی، بدون ریسک نیست.
ندا جعفری