ایرانیان جهان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
فائزه مومنی| تهران ۲۱ رتبه از ۴۰ رتبه برتر کنکور ۱۴۰۵ را در اختیار دارد؛ تمرکزی که در کنار بازار کلاس، آزمون و مشاوره، بار دیگر پرسش درباره سهم پول و دسترسی نابرابر به آموزش را مطرح کرده است. از میان ۴۰ رتبه برتر کنکور ۱۴۰۵ نام ۲۱ داوطلب تهرانی دیده میشود. بیش از نیمی از نفرات برتر ۵ گروه آزمایشی از پایتخت آمدهاند؛ مازندران با ۶ رتبه در جایگاه دوم قرار دارد، همدان و آذربایجان شرقی هر کدام دو رتبه دارند و سهم ۹ استان دیگر نیز هرکدام یک رتبه است. در مجموع ۴۰ رتبه برتر میان ۱۳ استان توزیع شدهاند. این اعداد به تنهایی ثابت نمیکنند که پول یا محل زندگی، عامل موفقیت بوده است. تهران جمعیت بیشتری دارد، تعداد داوطلبان استانها یکسان نیست و از عملکرد ۴۰ نفر نمیتوان درباره کیفیت آموزشی یک استان نتیجهگیری کرد. اما فاصله تهران با دیگر استانها آنقدر زیاد است که یک پرسش قدیمی را دوباره مطرح کند: دانشآموزان این رقابت واقعاً از یک خط شروع میکنند؟ کنکور در دو روز برگزار میشود اما رقابت برای آن از سالها پیش آغاز شده است.
۲۱ رتبه برای یک استان
تمرکز تهران در بعضی گروهها بیشتر است. در علوم انسانی ۶ نفر از ۱۰ رتبه نخست تهرانیاند. در هنر هر ۵ رتبه اول از تهران آمدهاند، در زبانهای خارجی ۴ نفر از ۵ نفر نخست و در تجربی نیز ۴ نفر از ۱۰ نفر اول، ساکن پایتخت هستند. ریاضی اما نقشه دیگری دارد. اشکان کریمی از قائمشهر، امیرکیان رئیسیبهیان از آمل و امیرحسین جعفری از بابل سه رتبه نخست را گرفتهاند. نیلیا حیدریان از آمل پنجم و اوستا نوشیروانپور از قائمشهر دهم شدهاند. یعنی ۵ نفر از ۱۰ نفر اول ریاضی فقط از سه شهر مازندران آمدهاند. این اتفاق نشان میدهد، نمیتوان رابطه سادهای میان «تهران بودن» و رتبه برتر برقرار کرد. با این حال وقتی همه گروهها کنار یکدیگر قرار میگیرند، تهران ۲۱ رتبه دارد و مجموع تمام استانهای دیگر ۱۹ رتبه.
کنکور پیش از کنکور
روی کاغذ، قواعد آزمون برای همه یکی است؛ دفترچه، زمان پاسخگویی و شیوه محاسبه، نتیجه تفاوتی ندارد. اما فرصت آماده شدن برای این رقابت لزوماً یکسان نیست. دانشآموز در چه مدرسهای درس خوانده؟ آیا معلم متخصص و ثابت داشته؟ به مشاور دسترسی داشته؟ در آزمون آزمایشی شرکت کرده؟ کلاس خصوصی رفته؟ خانوادهاش توان خرید کتاب و منابع بیشتر را داشته است؟ بخشی از این امکانات امروز در بازاری بیرون از مدرسه خریدوفروش میشود. هرچه مدرسه کمتر بتواند نیاز آموزشی دانشآموز را تأمین کند، خانواده بیشتر به کلاس خصوصی، مؤسسه کنکور، آزمون آزمایشی، مشاور و منابع کمکآموزشی وابسته میشود. در این وضعیت آموزش مکمل میتواند از یک انتخاب به یک مزیت رقابتی تبدیل شود؛ مزیتی که همه توان خرید آن را ندارند. بحث «پولی شدن کنکور» نیز از همین نقطه آغاز میشود. کسی برای نشستن در جلسه آزمون پول بیشتری نمیپردازد؛ پول پیش از رسیدن به جلسه خرج میشود، برای خرید امکاناتی که قرار است شانس موفقیت را افزایش دهند. به این معنا کالایی شدن کنکور بیش از خود آزمون درباره کالایی شدن مسیر رسیدن به آن است. البته موفقیت هر رتبه برتر را نمیتوان با میزان هزینه خانواده توضیح داد. پریزاد نیرومند، رتبه اول انسانی از بجنورد، گفته در کلاسهای کنکور شرکت نکرده هرچند دانشآموز سمپاد بوده و از آزمونها، تستزنی و برخی کلاسهای مجازی استفاده کرده است. تجربه او نشان میدهد که مسیر داوطلبان یکسان نیست؛ همانطور که تجربه یک نفر نمیتواند، پاسخی به مسئله نابرابری فرصتهای آموزشی باشد.
۶۵ درصد داوطلبان زن؛ ۴۲.۵ درصد برترینها زن
عدد دیگری در نتایج امسال کمتر از جغرافیای رتبهها جلب توجه نمیکند. براساس اعلام رئیس سازمان سنجش حدود ۶۵ درصد شرکتکنندگان کنکور ۱۴۰۵ زن و ۳۵ درصد مرد بودهاند. اما در میان ۴۰ رتبه برتر نسبت تغییر میکند: ۲۳ پسر در برابر ۱۷ دختر. یعنی سهم زنان از جمع رتبههای برتر ۴۲.۵ درصد است با وجود آنکه نزدیک به دوسوم کل داوطلبان را تشکیل دادهاند. عدد کلی البته بخش مهمی از داستان را پنهان میکند. در ریاضی ۹ نفر از ۱۰ نفر نخست پسرند. در تجربی نیز دقیقاً همین نسبت تکرار شده است. در مجموع ۱۸ نفر از ۲۰ رتبه نخست ریاضی و تجربی پسر هستند. در سوی دیگر جدول، وضعیت تقریباً وارونه است. هر پنج رتبه نخست هنر دخترند. در زبانهای خارجی چهار نفر از پنج نفر اول زن هستند و در علوم انسانی نیز ۶ دختر در برابر ۴ پسر قرار گرفتهاند. بنابراین سوال فقط این نیست که چرا سهم دختران از رتبههای برتر کمتر از سهم آنها در میان کل داوطلبان است. تفاوت بزرگتر در توزیع آنها میان گروههای آزمایشی دیده میشود: چرا پسران تقریباً تمام صدر جدول ریاضی و تجربی را گرفتهاند اما دختران در هنر، زبان و انسانی حضور پررنگتری دارند؟ اطلاعات منتشر شده درباره ۴۰ رتبه برتر، پاسخی به این سوال نمیدهد. برای تحلیل آن باید دستکم ترکیب جنسیتی کل داوطلبان هر گروه آزمایشی نیز مشخص باشد. بدون این اطلاعات نسبت دادن فاصله به انتخاب رشته، خانواده، مدرسه یا هر عامل دیگری بیشتر حدس است تا نتیجهای مبتنی بر داده.
روایت دیگری از عدالت
در مقابل نگرانیها درباره طبقاتی شدن آموزش، مقامهای شورای عالی انقلاب فرهنگی میگویند که تغییرات کنکور به افزایش عدالت منجر شده است. سعیدرضا عاملی، عضو این شورا، گفته براساس تحلیلهای کارشناسی، سهم دهکهای بالای درآمدی در حال کاهش و سهم دهکهای پائینتر در حال افزایش است. او همچنین به نقل از رئیس سازمان استعدادهای درخشان گفته ۷۸ درصد افراد حاضر در میان سههزار نفر نخست کنکور از مدارس سمپاد هستند. این ادعا تصویر دیگری از کنکور ارائه میکند اما برای سنجش آن به جزئیات بیشتری نیاز است: سهم دقیق هر دهک از رتبههای برتر چقدر است؟ نسبت به چه سالی تغییر کرده؟ دانشآموزان مدارس دولتی عادی، غیردولتی و سمپاد چه سهمی دارند و ترکیب اقتصادی دانشآموزان این مدارس چگونه است؟ بدون چنین اطلاعاتی همانطور که نمیتوان تمرکز رتبهها در تهران را به تنهایی اثبات طبقاتی شدن کنکور دانست، نمیتوان از کاهش شکاف طبقاتی نیز تصویری کامل بهدست آورد.
قیمت یک صندلی
کنکور ۱۴۰۵ با حضور بیش از یک میلیون و ۷۰ هزار داوطلب در ۴۱۵ شهرستان برگزار شد. همه آنها در نهایت با قواعد مشترکی سنجیده شدند. اما یکسان بودن آزمون الزاماً بهمعنای یکسان بودن فرصت رسیدن به آن نیست. کنکور فقط رقابت بر سر دانستهها نیست؛ رقابت بر سر فرصت یادگیری هم هست. وقتی بخشی از این فرصت در قالب مدرسه بهتر، معلم خصوصی، آزمون آزمایشی، مشاور و منابع آموزشی در بازار عرضه میشود، توان اقتصادی خانواده نیز میتواند وارد معادله آموزش شود. ۲۱ رتبه تهران، ۶ رتبه مازندران یا تفاوت دختران و پسران هیچکدام به تنهایی توضیحدهنده نابرابری کنکور نیستند. اما کنار هم پرسشهایی را آشکار میکنند که پشت عکس و نام رتبههای برتر کمتر دیده میشود.
آزمون برای همه یکسان است؛ امکانات رسیدن به آن نه. تا زمانی که آموزش عمومی نتواند بخش بیشتری از این فاصله را جبران کند، بحث طبقاتی شدن کنکور نیز با اعلام اسامی نفرات برتر تمام نمیشود. پشت جدول رتبهها، جدول دیگری وجود دارد که کمتر منتشر میشود: هر دانشآموز پیش از رسیدن به جلسه آزمون، به چه میزان آموزش باکیفیت دسترسی داشته و خانوادهاش برای خرید این فرصت چقدر توان داشته است.