دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵
خاورمیانه‌

سودای هژمونی اسرائیل؛ راهبردی مبتنی بر توهم قدرت

سودای هژمونی اسرائیل؛ راهبردی مبتنی بر توهم قدرت
ایرانیان جهان - حملات رژیم صهیونیستی به جبهه های مختلف طی سالهای اخیر، در واقع بازنمایی از طرح صهیونیستی «سلطان جنگل» است که به دنبال سلطه رژیم صهیونیستی بر کل کشورهای منطقه است.
  بزرگنمايي:

ایرانیان جهان - حملات رژیم صهیونیستی به جبهه های مختلف طی سالهای اخیر، در واقع بازنمایی از طرح صهیونیستی «سلطان جنگل» است که به دنبال سلطه رژیم صهیونیستی بر کل کشورهای منطقه است.

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه، از جنگ غزه گرفته تا تنش‌ها در لبنان، سوریه و فراتر از آن، به عنوان مجموعه‌ای از واکنش‌های ناگهانی مورد تحلیل قرار نمی گیرد، بلکه به عنوان بخشی از یک استراتژی کلان و بلندمدت رژیم صهیونیستی قابل تحلیل است. بررسی شواهد میدانی و اسناد فکری تولید شده در مراکز مطالعاتی رژیم صهیونیستی، از وجود طرحی پرده برمی‌دارد که هدف آن گذار از یک «قدرت نظامی محلی» به یک «هژمون منطقه‌ای» است.
از توهم امنیت تا رویای «سلطان جنگل»
اسناد منتشر شده توسط مرکز صهیونیستی پژوهش‌های نظامی «دادو»، متعلق به ارتش اسرائیل، حاوی نکات قابل ‌تأملی در این خصوص است. این مرکز در مقاله‌ای با عنوان «سلطان جنگل؛ نقش قدرت نظامی اسرائیل در ایجاد یک نظام منطقه‌ای جدید»، به قلم دو تن از افسران ارشد ارتش صهیونیستی به نام‌های دکتر «ایال فکت» و دکتر «ایال خیمنز»، از تغییر راهبردهای رژیم صهیونیستی در این خصوص پرداخته است.
این پژوهشگران با الهام از دیدگاه های «هنری کیسینجر» نظریه پرداز مشهور آمریکایی معتقدند رژیم صهیونیستی باید از دکترین «دفاع در دایره اول» فاصله گرفته و به سمت نقش‌آفرینی به عنوان یک «قدرت منطقه‌ای» حرکت کند؛ قدرتی که قادر است در سراسر خاورمیانه به صورت عملیاتی حضور داشته باشد. این یعنی تل‌آویو آگاهانه به دنبال ترسیم چهره‌ای از خود به عنوان «تصمیم‌گیرنده» برای شکل‌دهی به نظم سیاسی و امنیتی منطقه است.
پروژه‌ای با سابقه طولانی
برخلاف تصور اولیه، که حملات رژیم صهیونیستی علیه غزه، لبنان و سایر محورها را واکنشی اضطراری به حوادث می‌پندارد، تحلیل محتوای استراتژیک صهیونیست‌ها نشان می‌دهد که این اقدامات در چارچوب نقشه‌هایی با قدمت چندین‌ ساله طراحی شده‌اند.
جنایت تروریستی انفجار دستگاه‌های ارتباطی (پیجرها) در لبنان، بهترین گواه بر این مدعاست. شواهد نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی برای این عملیات سال‌ها به طول انجامیده است. این روند نشان می‌دهد که ماشین جنگی رژیم صهیونیستی نه در حال واکنش، بلکه در حال «اجرای مرحله‌ای» از نقشه‌ای است که هدف نهایی آن، تسلیم کردن کشورهای منطقه در برابر «دوره طلایی اسرائیل» است؛ عصری که در آن هژمونی تل‌آویو با حمایت و پشتیبانی راهبردی ایالات متحده، به امری قطعی تبدیل شود.
به این ترتیب این راهبرد تفاوت چندانی برای ماهیت کشورهای مختلف قائل نیست و هر کشوری که بخواهد در برابر این هژمونی قد علم کند، مورد خشم و حمله رژیم صهیونیستی قرار خواهد گرفت.
جاه‌طلبی‌های نتانیاهو؛ از غزه تا سوریه
حمایت بی‌دریغ واشنگتن، جسارت تصمیم گیران راهبردی رژیم صهیونیستی را افزایش داده است. در همین رابطه این نظریه پردازان از لزوم تغییر موازنه در قبال ایران، حمله به قطر و اعلام عدم خروج از بخش‌های اشغال شده در سوریه، سخن می گویند که این مواضع همگی قطعات یک پازل بزرگتر هستند.
این جاه‌طلبی‌ها، همزمان با توسعه افسارگسیخته شهرک‌سازی‌ها در کرانه باختری و تداوم استراتژی «زمین سوخته» در غزه، به دنبال تحمیل واقعیتی جدید مبتنی بر «حاکمیت رژیم صهیونیستی بر کل منطقه» است. در این مدل، کشورها و جنبش‌های مخالف مجبور به پذیرش قواعدی خواهند بود که تل‌آویو برای «نظم اقتصادی، سیاسی و امنیتی» جدید دیکته می‌کند.
بن‌بست فروپاشی یا تولد نظم جدید
آنچه در ادبیات نظامیِ مرکز «دادو» تحت عنوان «آزادی عمل عملیاتی» و «توانایی جنگ در چند جبهه» مطرح می‌شود، در واقع تلاشی برای عبور از بن‌بست‌های سنتی رژیم صهیونیستی است. با این حال، تحلیلگران منطقه بر این باورند که این «سودای هژمونی»، نادیده گرفتن واقعیت‌های میدانی است.
رژیم صهیونیستی با تغییر نقش خود از یک بازیگر منطقه‌ای به «سلطان جنگل» که در پی تحمیل اراده‌اش بر دیگران است، در واقع دایره تنش‌های خود را چنان گسترش داده است که بقای آن را در درازمدت با چالش‌های وجودی روبرو خواهد کرد. این تحلیل نشان می‌دهد که جنگ فعلی، نه صرفاً برای امنیت، بلکه برای بازتعریفِ یک «نظم منطقه‌ای» است که رژیم صهیونیستی در آن تلاش می‌کند با تکیه بر قدرت نظامیِ لجام‌گسیخته، سرنوشت دولت‌ها و ملت‌های منطقه را به نفع خود تغییر دهد.


نظرات شما