ایرانیان جهان - فرهیختگان / متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
برجی بلند از هوش مصنوعی، تحلیل داده، شبکههای عصبی و ذخیرهسازی ابری را تصور کنید که تمام وزن خود را روی پایهای کوچک به نام تنگه هرمز گذاشته است؛ این تصویر را ایلان ماسک در میانه جنگ علیه ایران در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد؛ تصویری کنایهآمیز از دنیایی که در آن، بلندپروازانهترین برنامههای اقتصادی در چشمانداز 2040 به «تنگه هرمز» وابسته است. کاریکاتوری که ماسک منتشر کرده نشان میدهد بخش مهمی از آینده اقتصادی آمریکا به هوش مصنوعی گره خورده است؛ کشوری که در رتبه اول هوش مصنوعی جهان است. رقمی که رد آن تا کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز میرسد. منطقهای که همه محاسبات اقتصادی را از انرژی تا شبکههای ارتباطی و مراکز داده، به کانون تنشهای فعلی یعنی خلیجفارس میرساند. نکته قابلتوجه این است که تهاجم احتمالی آتی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این بار میتواند ایران را ترغیب کند که به بانک اهداف خود در حوزه هوش مصنوعی بازگردد.
البته این موضوع تازهای نیست و ایران پیشازاین نیز اثبات کرده که میتواند هدفگیری محلهایی مثل مراکز داده آمازون را تکرار کند. در گزارش پیش رو اهمیت خلیجفارس در حوزه هوش مصنوعی در سه محور بررسی میشود؛ نخست، انرژی ارزان و در دسترس منطقه که مزیت اصلی تأمین برق موردنیاز مراکز داده و زیرساختهای پردازشی هوش مصنوعی آمریکاست. دوم، سرمایهگذاری کشورهای عربی در هوش مصنوعی آمریکا که آنها را به بازیگران مهم تأمین مالی این صنعت تبدیل کرده است. سوم و مهمتر، استقرار بخشی از زیرساختهای هوش مصنوعی و مراکز داده در منطقه است؛ زیرساختهایی که در کنار مسیرهای ارتباطی اینترنت جهانی قرار دارند، در نتیجه در صورت وقوع جنگ در منطقه، میتواند به بانک اهداف ایران تبدیل شود.
هوش مصنوعی، آینده اقتصاد آمریکا
هوش مصنوعی بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مقصدهای اصلی سرمایه در اقتصاد جهانی است؛ روندی که بیش از همه خود را در اقتصاد آمریکا و سپس چین نشان میدهد. شرکتهای بزرگ فناوری در رقابت برای توسعه این فناوری، میلیاردها دلار صرف خرید تراشه، ساخت مراکز داده و گسترش زیرساختهای پردازشی میکنند؛ رقابتی که حالا از مرزهای صنعت فناوری فراتر رفته و به یکی از عوامل اثرگذار بر جهتگیری سرمایهگذاری در اقتصاد آمریکا تبدیل شده است.
بر اساس گزارش شاخص هوش مصنوعی دانشگاه استنفورد، مجموع سرمایهگذاری شرکتی در حوزه هوش مصنوعی جهان در سال ۲۰۲۵ به حدود 582 میلیارد دلار رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل 130 درصد افزایش داشت. از این میزان، 345 میلیارد دلار به سرمایهگذاری خصوصی اختصاص داشت و مابقی از مسیرهایی مانند ادغام و تملک و خرید سهام اقلیت تأمین شد.
آمریکا نیز با جذب 286 میلیارد دلار سرمایهگذاری خصوصی در هوش مصنوعی، بیش از ۲۳ برابر چین سرمایه جذب کرد؛ رقمی که حدود ۸۳ درصد از کل سرمایهگذاری خصوصی ثبتشده در این شاخص را تشکیل میدهد. در مقابل، سرمایهگذاری خصوصی گزارششده برای اروپا حدود 20.9 میلیارد دلار و برای چین 12.4 میلیارد دلار بود. این ارقام نشان میدهد که مرکز ثقل سرمایهگذاری خصوصی در صنعت هوش مصنوعی همچنان در آمریکا قرار دارد؛ بازاری که شرکتهای بزرگ فناوری و توسعهدهندگان مدلهای پیشرفته در آن مستقرند.
چرا خلیجفارس برای هوش مصنوعی جهان مهم است؟
رقابت جهانی بر سر هوش مصنوعی فقط به طراحی مدلهای پیشرفته و توسعه نرمافزار محدود نمیشود. پشت این فناوری، شبکهای از سرمایه، انرژی، تراشه و مراکز داده قرار دارد؛ زیرساختهایی که کشورهای خلیجفارس میکوشند باتکیهبر منابع مالی و انرژی خود، سهم بیشتری از آن را میزبانی کنند. هوش مصنوعی در ظاهر محصول الگوریتمها و مدلهایی است که شرکتهای فناوری توسعه میدهند، اما در عمل، گسترش این فناوری به زیرساختی پرهزینه و انرژیبر وابسته است. آموزش مدلهای بزرگ و اجرای گسترده آنها به تراشههای پیشرفته، مراکز داده، شبکههای ارتباطی و برق پایدار نیاز دارد.
همین نیازها باعث شده است که جغرافیای رقابت هوش مصنوعی، فراتر از مراکز سنتی فناوری در آمریکا و شرق آسیا گسترش یابد و کشورهای خلیجفارس نیز برای ایفای نقشی پررنگتر در این صنعت وارد میدان شوند. در همین خصوص تصویری که ایلان ماسک در طول جنگ ایران منتشر کرد، یک کاریکاتور انتقادی است که شکنندگی زیرساختهای اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی را در برابر واقعیتهای ژئوپلیتیکی نشان میدهد. در این تصویر، مفاهیمی مانند هوش مصنوعی، تحلیل داده، شبکه عصبی و ذخیرهسازی ابری مانند یک سازه عظیم رویهم قرار گرفتهاند، اما این بنای پیچیده تنها بر یکپایه کوچک به نام تنگه هرمز استوار است. پیام این تصویر روشن است، تمام برنامههای بلندپروازانه فناوری و چشمانداز ۲۰۴۰ در حوزه هوش مصنوعی، در نهایت به امنیت جریان انرژی از تنگه هرمز وابسته است.
این وابستگی صرفاً به عبور روزانه 20 میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز تا قبل از جنگ ایران محدود نمیشود؛ بلکه به مزیت هزینهای انرژی در کشورهای خلیجفارس نیز گره خورده است. توسعه مراکز داده و زیرساختهای هوش مصنوعی به برق فراوان و پایدار نیاز دارد و هزینه انرژی یکی از عوامل تعیینکننده در رقابتپذیری این صنعت است. کشورهای منطقه با اتکا به منابع نفت و گاز و امکان تولید برق با هزینه نسبتاً پایین، در تلاش هستند به قطبهای منطقهای پردازش داده و هوش مصنوعی تبدیل شوند. بنابراین هرگونه اختلال در این گذرگاه میتواند بازار انرژی و هزینه تأمین آن را تحت تأثیر قرار دهد. همزمان، کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس با سرمایهگذاری در شرکتها و پروژههای هوش مصنوعی آمریکا، به بخشی از زنجیره تأمین مالی این فناوری تبدیل شدهاند و در داخل منطقه نیز توسعه مراکز داده و زیرساختهای محاسباتی شتاب گرفته است. در نتیجه، امنیت انرژی خلیجفارس نهفقط مسئلهای نفتی، بلکه یکی از متغیرهای راهبردی آینده اقتصاد دیجیتال است.
زیرساختهای هوش مصنوعی، بانک اهداف
نکته قابلتوجه در این میان این است که بروز جنگ در منطقه علاوه بر زیرساختهای اقتصاد 581 میلیارد دلاری هوش مصنوعی در جهان، ثروت کشورهای عربی مورد نیاز برای سرمایهگذاری روی پروژههای هوش مصنوعی آمریکایی را نیز در خطر جدی قرار خواهد داد. ایران پیش از این هم اثبات کرده است که اگر قرار باشد جنگ و درگیری در خلیجفارس در طولانیمدت ادامه پیدا کند، از آسیب به زیرساختهای هوش مصنوعی مستقر در کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس صرفنظر نخواهد کرد و تیتر شدن اخبار حملات مجدد ایران به مراکز داده امثال مرکز داده شرکت آمازون (AWS) در امارات دور از انتظار نخواهد بود. ایران همچنین یک مرکز داده در بحرین را با پهپاد مورد هدف قرار داده بود.
به گفته آمازون، این حملات خسارت سازهای، اختلال در تأمین برق و آتشسوزی بهدنبال داشت و عملیات اطفای حریق نیز به برخی تجهیزات خسارت ناشی از آب وارد کرد. در اول آوریل، اختلال ناشی از حملهای دیگر به یکی از نواحی زیرساخت ابری بحرین گسترش یافت و در ۲۴ ژوئیه نیز نیروهای مسلح ایران از حمله دیگری به یک مرکز داده آمازون در بحرین خبر دادند. سرانجام، آمازون در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که امکان بازیابی دادهها و منابعی را که منحصراً در چند ناحیه آسیبدیده بحرین و یکی از سه ناحیه ابری امارات قرار داشتند، ندارد. این اختلالها برخی فعالیتهای بانکی را نیز تحت تأثیر قرار دادند. گزارشها همچنین از اختصاص حدود ۱۵۰ میلیون دلار اعتبار خدماتی به مشتریان آسیبدیده AWS پس از حملات اولیه ایران خبر دادند؛ رقمی که ارزش خسارت فیزیکی نیست. آمازون تاکنون برآورد عمومی و جامعی از ارزش دلاری تجهیزات تخریبشده منتشر نکرده است.
جایگاه کشورهای عربی در نقشه هوش مصنوعی آمریکا
یکی از مسیرهای ورود کشورهای عربی به این رقابت، سرمایهگذاری در شرکتها و پروژههای هوش مصنوعی است. صندوقهای ثروت ملی و سرمایهگذاران بزرگ منطقه میکوشند بخشی از منابع مالی خود را به صنعتی اختصاص دهند که انتظار میرود در سالهای آینده نقش بیشتری در اقتصاد جهانی پیدا کند. این سرمایهگذاریها، ازیکسو امکان مشارکت در رشد شرکتهای پیشرو را فراهم میکنند و ازسویدیگر میتوانند زمینه جذب شریک فناور، توسعه مراکز داده و ایجاد بازار داخلی برای خدمات هوش مصنوعی را فراهم آورند.
امارات متحده عربی یکی از نمونههای این رویکرد است. شرکت MGX که در حوزه هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته سرمایهگذاری میکند، در کنار دیگر بازیگران این صنعت در پروژههای بزرگ زیرساختی مشارکت دارد. در آمریکا نیز پروژه Stargate با هدف سرمایهگذاری بلندمدت در زیرساخت هوش مصنوعی معرفی شده است؛ برنامهای که رقم اعلامشده برای آن تا ۵۰۰ میلیارد دلار طی چهار سال است. در میان شرکتهای مرتبط با ایلان ماسک، دو مجموعه استارلینک و xAI از منظر زیرساخت دیجیتال و هوش مصنوعی اهمیت دارند، هرچند در دو حوزه متفاوت فعالیت میکنند. استارلینک، زیرمجموعه ارتباطات ماهوارهای اسپیسایکس، خدمات اینترنت ماهوارهای ارائه میدهد و میتواند بخشی از شبکه ارتباطی منطقه را تأمین کند؛ در همین راستا، امارات در اوت ۲۰۲۶ مجوزی ۱۰ساله برای فعالیت این شرکت صادر کرد.
در مقابل، xAI مستقیماً در صنعت هوش مصنوعی فعالیت دارد و برای توسعه مدلها و ظرفیت محاسباتی خود به سرمایهگذاریهای سنگین نیازمند است. این شرکت در ژانویه ۲۰۲۶ از تکمیل یک دور تأمین مالی ۲۰ میلیارددلاری خبر داد که صندوق سرمایهگذاری قطر (QIA) و شرکت اماراتی MGX نیز در آن مشارکت داشتند. البته این رقم، مجموع سرمایه جذبشده در آن دور است و سهم جداگانه قطر و امارات اعلام نشده است. مشارکت صندوقهای منطقه در تأمین مالی xAI نشان میدهد سرمایههای خلیجفارس چگونه به شرکتهای پیشرو هوش مصنوعی آمریکا راه پیدا میکنند.
عربستان سعودی نیز از طریق HUMAIN به دنبال توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی است. این شرکت در همکاری با انویدیا برنامههایی برای ایجاد ظرفیت محاسباتی در عربستان اعلام کرده است. همچنین AMD و HUMAIN از توافقی چندساله با ارزشی تا سقف ۱۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساخت محاسباتی خبر دادهاند. این ارقام از مقیاس بلندپروازی منطقه حکایت دارند.
زیرساختهای هوش مصنوعی خلیجفارس زیر تیغ جنگ
اهمیت خلیجفارس تنها به تأمین مالی شرکتهای خارجی محدود نیست. کشورهای منطقه میخواهند بخشی از زیرساخت فیزیکی موردنیاز هوش مصنوعی را نیز در قلمرو خود مستقر کنند. در این مدل، مراکز داده و خوشههای محاسباتی به زیرساختی برای آموزش و اجرای مدلهای هوش مصنوعی تبدیل میشوند و میتوانند خدمات پردازشی و ابری را در اختیار شرکتها و سازمانهای مختلف قرار دهند. در این باره برآوردهای منتشرشده در گزارش MENA Energy Outlook 2026 درباره ظرفیت مراکز داده در سه کشور منطقه قابلتوجه است. بر اساس این دادهها، مجموع ظرفیت برآوردشده مراکز داده در امارات، عربستان و قطر در سال ۲۰۲۶ به حدود 1237 مگاوات میرسد. از این میزان، حدود ۲۷۳ مگاوات به مراکز داده مرتبط با هوش مصنوعی اختصاص دارد. در این برآورد، ظرفیت کل مراکز داده امارات حدود ۵۲۰ مگاوات، عربستان حدود ۵۹۴ مگاوات و قطر حدود ۱۲۲ مگاوات است. ظرفیت منتسب به هوش مصنوعی نیز برای امارات ۱۰۴ مگاوات، عربستان ۸۳ مگاوات و قطر ۸۶ مگاوات برآورد شده است.
پروژه Stargate UAE نمونهای از تلاش امارات برای ورود به این بخش است. در معرفی این پروژه، از توسعه یک خوشه محاسباتی یک گیگاواتی در ابوظبی و هدفگذاری برای ایجاد پردیس زیرساختی بزرگتر سخن گفته شده بود. در برنامه اولیه همچنین اعلام شد نخستین بخش ۲۰۰ مگاواتی قرار است در سال ۲۰۲۶ به بهرهبرداری برسد. در عربستان نیز همکاریهای HUMAIN با شرکتهای سازنده تراشه و زیرساخت محاسباتی باهدف توسعه ظرفیت پردازش در مقیاس بزرگ دنبال میشود. در کنار امارات و عربستان، قطر، بحرین، کویت و عمان نیز بخشهایی از زیرساخت دیجیتال موردنیاز اقتصاد منطقه را توسعه دادهاند؛ هرچند سطح و نوع حضور شرکتهای فناوری آمریکایی در این کشورها یکسان نیست.
قطر از خدماتی مانند AWS Outposts و CloudFront بهره میبرد که به ترتیب امکان اجرای بخشی از خدمات ابری در محل مشتری و توزیع محتوا از طریق شبکه را فراهم میکنند. در بحرین، منطقه ابری AWS که از سال ۲۰۱۹ فعالیت میکرد، در جریان درگیریهای منطقهای مارس ۲۰۲۶ با اختلال و آسیب مواجه شد؛ اتفاقی که اهمیت تمایز میان ظرفیت اسمی و زیرساخت فعال را برجسته میکند. در کویت، خدمات AWS Outposts و برنامههای منطقهای مایکروسافت بخشی از حضور شرکتهای آمریکایی را شکل میدهند و در عمان نیز خدماتی مانند Local Zones، CloudFront و Outposts در دسترس هستند.
انرژی به برق پایدار وابسته است
گسترش مراکز داده، اهمیت انرژی را در اقتصاد هوش مصنوعی افزایش داده است. آژانس بینالمللی انرژی برآورد کرده است که مصرف برق مراکز داده در جهان از حدود ۴۸۵ تراواتساعت در سال ۲۰۲۵ به حدود ۹۵۰ تراواتساعت در سال ۲۰۳۰ برسد. بهاینترتیب، تقاضای برق این مراکز طی پنجسال تقریباً دوبرابر خواهد شد. مصرف برق مراکز داده متمرکز بر هوش مصنوعی نیز در همین دوره ممکن است سهبرابر شود.
این روند نشان میدهد دسترسی به انرژی کافی و پایدار، به یکی از عوامل تعیینکننده در توسعه زیرساخت هوش مصنوعی تبدیل شده است. کشورهای خلیجفارس از چند جهت برخورداری از منابع نفت و گاز، توان مالی برای سرمایهگذاری در تولید و انتقال برق و امکان توسعه پروژههای بزرگ انرژی تجدیدپذیر میتوانند در این رقابت مزیت داشته باشند. گزارش MENA Energy Outlook 2026 نیز به ثبت هزینههای بسیار پایین تولید برق در برخی پروژههای خورشیدی و بادی منطقه اشاره میکند. در این گزارش، نرخ برق در پروژههای کمهزینه خورشیدی حدود 1.1 دلار و در پروژههای بادی حدود 1.3 دلار بهازای هر کیلوواتساعت ذکر شده است.
از مراکز داده تا زیرساخت اینترنت
در کنار مراکز داده و تأمین انرژی، زیرساخت ارتباطی نیز در استقرار صنعت هوش مصنوعی نقش دارد. مراکز داده برای ارتباط با کاربران و شرکتها، انتقال حجم بالای اطلاعات و ارائه خدمات ابری به شبکههای ارتباطی پرظرفیت نیاز دارند. کابلهای زیردریایی، شبکههای فیبر نوری و نقاط تبادل اینترنت از جمله اجزای این زیرساخت هستند. موقعیت جغرافیایی خلیجفارس در مسیر ارتباطی میان آسیا، اروپا و آفریقا میتواند در توسعه این شبکهها اهمیت داشته باشد. بااینحال، زیرساخت عمومی اینترنت را نباید با زیرساخت اختصاصی هوش مصنوعی یکی دانست.
کابل ارتباطی و شبکه فیبر نوری امکان انتقال داده را فراهم میکنند، اما اجرای مدلهای بزرگ هوش مصنوعی به تراشههای پیشرفته، سامانههای ذخیرهسازی، شبکههای پرسرعت داخل مراکز داده و ظرفیت پردازشی نیاز دارد. اهمیت منطقه زمانی بیشتر میشود که این اجزا در کنار یکدیگر توسعه پیدا کنند، یعنی سرمایهگذاری مالی به ایجاد مراکز داده منجر شود، مراکز داده از برق و شبکه پایدار برخوردار باشند و ظرفیت ایجادشده بتواند به ارائه خدمات واقعی بینجامد.