دوشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۴
خواندنی ها

دبیرخانه جدید، اسامی قدیمی و ماموریت‌های تازه

دبیرخانه جدید، اسامی قدیمی و ماموریت‌های تازه
ایرانیان جهان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست علی باقری کنی به عنوان معاون علی لاریجانی منصوب شد بازار سیما پروانه‌‌گهر| با ...
  بزرگنمايي:

ایرانیان جهان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علی باقری کنی به عنوان معاون علی لاریجانی منصوب شد
بازار
سیما پروانه‌‌گهر| با انتصاب علی باقری کنی به عنوان معاون علی لاریجانی در دبیرخانه شورای عالی امنیت حالا یک اسم تکراری دیگر نیز به این دبیرخانه اضافه شد. حالا اما قرار گرفتن نام باقری‌کنی و لاریجانی در کنار هم در دبیرخانه شعام هم داستان تاریخی جالب و عجیبی را روایت می‌کند و هم پیام‌های روشنی دارد. علی باقری‌کنی که سال‌ها معاون و همراه سعید جلیلی بوده است حالا به عنوان معاون علی لاریجانی به شعام آمده است. البته نیازی به تحلیل و تفسیر تفاوت دیدگاه‌های بین علی لاریجانی و سعیدجلیلی و سابقه تقابل‌های آنها در سیاست داخلی و خارجی نیست. اما باقری‌کنی چگونه معاونت هر دو این چهره‌ها در «دبیرخانه شعام» را در کارنامه خود ثبت کرد؟
‌ساکنان قدیمی شعام؛ داستان چرخش مسوولیت بین لاریجانی و جلیلی و باقری‌کنی
حدود دو دهه پیش علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت بود و در پی اختلاف با محمود احمدی‌نژاد استعفا داد. سعید جلیلی جایگزین او در شورای عالی امنیت ملی شد و علی باقری کنی نیز به عنوان معاون جلیلی در شعام حاضر شد. دست راست او در مذاکرات بود و بسیاری او را مرید جلیلی در سیاست داخلی و خارجی توصیف می‌کردند. خصوصیات اخلاقی جلیلی و باقری‌کنی از نظر کم حرفی و اظهارات مبهم و غیرشفاف در زمینه سیاست خارجی نیز شباهت‌های زیادی داشت.
باقری‌کنی و اتحاد قوی او با سعید جلیلی حتی در خاطرات امریکایی‌ها نیز مشهود است. غربی‌ها مدعی هستند که در جریان مذاکراتی که جلیلی و باقری‌کنی به نمایندگی ایران با گروه 1+5 داشتند، سعید جلیلی در ژنو وارد تماسی مهم با ویلیام برنز، نماینده وقت امریکا در مذاکرات شده و در این تماس علی باقری کنی نیز حضور و نقش مهمی داشته است. حالا باقری‌کنی از اسامی خبرساز در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی است و برنز هم در سال‌های بعد به ریاست سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) رسید. در کتاب «کانال برگشت» خاطرات ویلیام برنز، دیپلمات پیشین و مذاکره‌کننده سابق هسته‌ای از جلیلی و باقری کنی توصیفات مختلفی آورده شده است. او در این کتاب درباره جلساتش با جلیلی و باقری کنی نوشته است: «جلیلی در طول جلسه دایما نت‌برداری می‌کرد و همزمان لبخند بی‌رمقی بر چهره داشت. جلیلی و همکارانش بارها زیرچشمی من را نگاه می‌کردند و به نظر می‌رسید که حضور امریکا را نگران‌کننده می‌دانستند. جلیلی سپس شروع به سخنرانی 40 دقیقه‌ای و فلسفه بافی بی‌مورد درمورد فرهنگ و تاریخ ایران کرد.»
موضوع تاریخی و مهم دیگری که نام برنز، جلیلی و باقری‌کنی را به هم پیوند می‌دهد، ماجرای ادعای قدم زدن 45 دقیقه‌ای برنز و سعید جلیلی در مهر ماه سال 88 است. موضوعی که درباره آن هیچ تایید و تکذیبی رسمی صورت نگرفته است. با این وجود سایت نزدیک به جریان پایداری از اساس اصل این خبر را کذب خوانده و در گزارشی در این باره نوشته است: «بازخوانی روند مذاکرات هسته‌ای ایران با 1+5 در دوره قبل نشان می‌دهد در مهر‌ماه سال 88 در حاشیه مذاکرات ژنو، بعد از یک دور مذاکره تیم ایرانی با 1+5، ویلیام برنز چندین نوبت از دکتر جلیلی تقاضای دیدار دوجانبه می‌کند که این درخواست با موافقت جلیلی همراه نمی‌شود.» ساعاتی بعد از ادعای رجانیوز، این‌بار سایت «تریبون» که در همان جریان قرار دارد، در متنی با تیتر «ماجرای پیاده‌روی جلیلی و معاون وزیر خارجه امریکا چه بود؟»، روایت یک اصولگرا از این قدم‌زنی 45دقیقه‌ای را با جزییات بیشتری منتشر کرد. تا سال‌ها بعد از آن، جزییاتی از اینکه دیدار دو نفره انجام شده است یا نه، رسانه‌ای نشد. نهم اسفند‌ماه سال 93، خبرآنلاین براساس ادعای صادق خرازی، دیپلمات سابق نوشت که «جلیلی به خاطر مذاکره دوجانبه با ویلیام برنز، بدون اجازه، از مقام معظم رهبری تذکر گرفت.» اتحاد جلیلی و باقری‌کنی اما بعد از شعام هم ادامه پیدا کرد، حتی باقری‌کنی که وجهه و شمایل دیپلماتیکی داشت در عرصه انتخابات سال 1392 نیز وارد میدان تبلیغ برای جلیلی شد. در برنامه‌های تلویزیونی حاضر می‌شد و برای دیدگاه‌های جلیلی تبلیغ می‌کرد و به تندی به حسن روحانی و برنامه‌هایش در زمینه سیاست خارجی می‌تاخت.
سال‌هایی که قطعنامه‌های پی درپی علیه ایران صادر می‌شد و ایران، روسیه و چین را در کنار خود نداشت و پرونده هسته‌ای از فاز حقوقی وارد فاز امنیتی شده بود و قطعنامه‌های شورای امنیت نیز ایران را به تحریم‌های بی‌سابقه مالی و نفتی کشانده بود، جلیلی و باقری یک روح در دو بدن بود‌ند. خود او بعدها در گفت‌وگویی درباره این 5 سال و حضورش به عنوان عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای گفته است: «در عرصه مناسبات خارجی کشورها با هم تقریبا مثل مناسبات افراد با هم، برآورد یک کشور نسبت به کشور دیگر، آن کشور اول نسبت به کشور دوم رفتارش را تنظیم می‌کند. بنده رفتارم را براساس برآوردم نسبت به رفتار شما تنظیم می‌کنم. به‌طور مثال اگر فرض من این باشد که شما در بحث هسته‌ای خیلی تخصص دارید، بنده هیچگاه در یک جلسه با شما صحبت نخواهم کرد، چون می‌دانم شما خیلی بالاتر از من هستید بنده قادر نخواهم بود با شما... . وقتی من می‌آیم و با شما در مورد هسته‌ای... ، برآوردم این است که از شما اشرافم بر موضوع بیشتر است، حال ممکن است این برآورد غلط باشد. در کشور هم به همین صورت است، براساس برآوردهای‌شان سیاست‌های‌شان را تنظیم و اقدام می‌کنند». با روی کار آمدن دولت دوازدهم و تیم روحانی با مسوولیت ظریف به عنوان وزیر امور خارجه، علی باقری از دستگاه دیپلماتیک کوچ کرد تا اینکه تریبون صداوسیما و رسانه‌های اصولگرا را به عنوان بلندگوی نقد تند علیه برجام و ظریف برگزید. پس از کنار رفتن او از تیم هسته‌ای، نقدهایی جدی به مذاکرات برجامی ظریف و تیمش داشت و آن نقدها را در رسانه‌های مختلف منتشر می‌کرد و حتی نقدی بر کتاب خاطرات وندی شرمن هم نوشت و دیدگاه نقادانه خود به مذاکره با غرب را در تریبون‌هایی نظیر شبکه افق صدا و سیما یا رسانه‌های بسیج دانشجویی و دانشگاه امام صادق(ع) منتشر می‌کرد. وی پس از توافق ژنو که پیش‌درآمد برجام بود، در مجلس حضور یافت و محتوای مذاکرات و توافقات را در کمیسیونی با عنوان «کمیسیون برجام» که ریاست آن را علیرضا زاکانی برعهده داشت، نقد کرد. باقری در مقاطع دیگری از جمله حضور در برنامه‌های شبکه افق سیما، در نقد عملکرد تیم سیاست خارجی دولت سخنانی تند گفت. اتحاد جلیلی و باقری‌کنی تا خرداد 1400 در قوی‌ترین حالت ممکن ادامه داشت.بازوهای اتحاد آنها تا جایی پیش رفت که بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سیزدهم و پیروزی کاندیدای منتخب اصولگرایان و البته مورد حمایت سعید جلیلی که به نفع او کناره‌گیری کرده بود گمانه‌زنی‌ها در مورد وزیر امور خارجه همه نگاه‌ها را به سمت علی باقری‌کنی برد. باقری‌کنی اما به صندلی وزارت نرسید و روزگار برایش تجربه عجیب‌تری را رقم زد؛ رییس تیم مذاکره‌کننده.
وقتی نام او به عنوان مسوول مذاکرات و رییس تیم مذاکره‌کننده مطرح شد تصور عمومی بر این بود که باقری‌کنی که سال‌ها مشق مذاکره از روی دست جلیلی کرده قرار است همان دست به فرمان را پیش ببرد. اما به یک‌باره رویکرد باقری تغییر کرد. تردیدی نیست که بخشی از تغییرات باقری‌کنی که منجر به فاصله گرفتن او از جلیلی شد ناشی از تغییر رویکرد کلی در حاکمیت برای باز گذاشتن فضای مذاکره و رسیدن به تصمیم کلان برای مذاکره برای احیای برجام بود. به جز این اما شاید باقری‌کنی در این تغییر تصمیم شخصی مهمی را نیز اتخاذ کرد؛ وقتی پای میز مذاکره نشست متوجه شد که دنیای رئالیستی سعید‌جلیلی در مذاکرات و معادلات بین‌المللی جواب نمی‌دهد. همین جا بود که باقری کنی تصمیم گرفت از زیر سایه جلیلی بیرون بیاید.
همان روزها بود که عباس رنجبر، مسوول دفتر سعید جلیلی در توییتی نوشت: احیای روح برجام و تز رسواشده حل معیشت ازطریق سازش در اذهان مردم؛ شرطی کردن اقتصاد و اعمال خود‌تحریمی علیه نهادهای داخلی؛ اعطای مجدد اهرم فشار مکانیسم ماشه و نظارت‌های استثنایی به امریکا و جاسوسان اسراییل؛ و… آقایان رییسی و باقری مسوولیت مستقیم تبعات این تصمیم برعهده شماست. ماجرای نامه 200 صفحه‌ای جلیلی به رهبر انقلاب و طرح پیشنهاد خروج از برجام، افزایش غنی‌سازی حتی تا 90درصد - با این منطق که بعد از شکستن خطوط قرمز هسته‌ای، امتیازات بیشتری را کسب می‌کنیم- بیش از پیش فاصله باقری و جلیلی را نمایان کرد. انتقادات جلیلی در این نامه به شخص باقری‌کنی باعث شد تا مشخص شود باقری‌کنی دیگر نمی‌خواهد زیر سایه جلیلی باشد و جلیلی نیز در مقابل شورش شاگرد قدیمی خود سکوت نمی‌کند.
حمله بی‌سابقه نبویان به باقری‌کنی نیز بخش دیگری از این پازل را تکمیل کرد.اسفند 1400 محمود نبویان در سخنرانی که در بیست و ششمین همایش دفتر ارتباطات فرهنگی – جهاد تبیین انجام شده است، اظهاراتی با عنوان «پشت پرده حذف مدعیان انقلابی‌گری در مذاکرات » را بیان کرد .او البته سعی کرد تا همه تقصیرها را به گردن ظریف و تیم او در وزارت امور خارجه بیندازد تا به این ترتیب در صورت لزوم باز هم همه مشکلات به گردن آنها بیفتد. اما فارغ از این تلاش بی‌نتیجه، نبویان در بخشی از این سخنرانی حرف‌ها و گفت‌وگوهای درونی با باقری‌کنی را برملا کرده و نشان می‌دهد که باقری حتی نیروهای جلیلی را نیز از تیم مذاکره‌کننده کنار گذاشته بوده است. او می‌گوید: «آمدند به ما گفتند آن تیم انقلابی آدم‌های ضعیفی بودند آقای باقری‌کنی به این نتیجه رسید که باید از تیم ظریف استفاده کند.» نبویان در تمام این سخنرانی اعضای تیم «قوی و انقلابی» خودشان را معرفی نمی‌کند. اما کاملا واضح است که اختلافاتشان با باقری‌کنی و احیای برجام به کنار زده شدن این تیم باز می‌گردد. یک ماه بعد در فروردین سال 1401 نبویان تصویر جدیدی از مخالفت با باقری کنی را نمایش داد. همان مجموعه اقداماتی که بعدها ثابتی از آن یاد کرد و گفت که می‌خواستند برجام را احیا کنند اما آقای نبویان در مجلس یک تنه مقابل‌شان ایستاد.
نبویان در فروردین سال 1401 در مطلبی برای تیم مذاکره‌کننده تعیین تکلیف‌های جدید کرد و نوشت: «در صورتی در توافق هسته‌ای جدید، منافع ملت ایران تامین می‌شود که اولا: امریکا تضمین دهد که از برجام خارج نمی‌شود، ثانیا در صورت ورود امریکا به برجام، مکانیسم ماشه را اعمال نمی‌کند و ثالثا: تحریم جدیدی یا تحریم‌های برداشته شده را دوباره وضع نمی‌کند، روشن است بدون این تضامین، مشکل تحریم به‌حال خود باقی بوده و در نتیجه، موجب خسارت به منافع اقتصادی ملت ایران می‌شود. صادرات نفت به هر میزان و به هر کشوری که لازم باشد، باید آزاد باشد. انتقال پول به‌صورت بانکی بدون هیچ مشکلی و مطابق نظر ملت ایران انجام شود.تحریم کانورژن یعنی تبدیل ارز به ارز دلخواه ملت ایران باید بدون مشکلی انجام گردد.سرمایه‌گذاران خارجی بتوانند در ایران سرمایه‌گذاری کرده و روابط اقتصادی آزاد برقرار کنند. پول‌های مسدودشده ایران به راحتی به ایران برگردد.جهت تضمین شروط بیان‌شده، ملت ایران باید ادعاهای امریکا و اروپا در رفع تحریم‌ها را راستی‌آزمایی کند».
او در انتهای این مطلب بلندبالا با ذکر مواردی که آنها را خسارت در مذاکرات خوانده بود نوشت: « همه این اقدامات تاسف‌بار ناشی از آن است که مسوولان اصلی مشغول در مذاکرات فعلی وین-یعنی مسوولان کمیته‌های هسته‌ای، تحریم، تصمیم کمیسیون مشترک و ضمیمه بازاجرا- عینا همان مسوولان اصلی تیم مذاکراتی آقای ظریف هستند. به‌طوری که کمیته هسته‌ای به آقای بقایی و کمیته تحریم به آقای سادات‌میدانی و دو کمیته تصمیم کمیسیون مشترک و نیز ضمیمه بازاجرا به آقای صابری انصاری سپرده شده است.لازم است به رییس‌جمهور محترم-جناب حجه‌الاسلام دکتر رییسی- که بحمدالله به صورت جدی درصدد رعایت خطوط قرمز نظام در مذاکرات است، یادآوری شود که برای دست‌یابی به یک توافقی که با رعایت خطوط قرمز نظام بتواند منافع ملت ایران را تامین کند، مستلزم آن است که تغییر فوری در تیم مذاکرات داده شود و از افراد انقلابی و متدین و متعهد به منافع ملت و خطوط قرمز نظام استفاده شود».
هدف باقری‌کنی برای احیا برجام همچون سرنوشت دولت سیزدهم شد؛ نا‌تمام. با این وجود تجربه سکانداری مذاکرات هسته‌ای و تغییر ادبیاتش در قبال برجام سرنوشت سیاسی‌اش را تغییر داد. دیپلماتی که روزگاری برجام را به کودک سرطانی تشبیه کرده بود در مدت مسوولیتش تمام سعی خود را کرد تا برجام را احیا کند. او در دوران مسوولیتش نه تنها کوچک‌ترین سخنی علیه برجام نگفت بلکه در شهریور سال 1402 پیام سیاسی را به مراد قدیمی خود نیز فرستاد: «کسانی که با پوشش دفاع از ارزش‌ها تلاش می‌کنند تا مذاکره را ماهیتا ضدارزش جلوه دهند، عملا می‌خواهند دست نظام برای تامین منافع ملی را از این ابزار کلیدی و مهم تهی کنند.» باقری که در گردهمایی سراسری اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان این سخنان را بیان کرده بود همچنین در کنایه‌ای به رفقای قدیمی خود گفت که «سیاست خارجی عرصه اساس نیست، بلکه میدان باورها، عقلانیت و هوشمندی است.»
‌ سابقه همکاری‌های باقری‌کنی با خانواده لاریجانی؛ از جایگزینی جواد تا معاونت علی
وقتی در دی‌ماه سال 1398 غلامحسین اسماعیلی سخنگوی وقت قوه قضاییه اعلام کرد که علی باقری کنی با حکم رییس قوه قضاییه به عنوان معاون امور بین‌الملل و حقوق بشر قوه‌قضاییه منصوب و جایگزین محمد جواد لاریجانی برادر آیت‌الله آملی لاریجانی رییس پیشین قوه قضاییه می‌شود، مشخص بود این تغییر، پیام‌های زیادی در مورد وضعیت خانواده لاریجانی در معادلات سیاسی داشت. در آن بازه زمانی تغییر معاون امور بین‌الملل قوه قضاییه و کنار گذاشتن جواد لاریجانی در ادامه روند پوست اندازی و تغییرات گسترده در قوه قضاییه است که با حضور ابراهیم رییسی رقم خورده بود و مدافعان جلیلی آن را به عنوان « آغاز افول برادران لاریجانی» تفسیر می‌کردند.
محمدجواد لاریجانی از سال 1384 در دوران ریاست آیت‌الله محمود هاشمی شاهرودی، صادق لاریجانی و ابراهیم رییسی بر قوه قضاییه، سمت دبیری ستاد حقوق بشر را برعهده داشت. در همان روزهای پایانی کار جواد لاریجانی بود که تحریم دو چهره مهم در قوه قضاییه به عنوان قضاتی که نام‌شان با جنجالی‌ترین پرونده‌ها پیوند خورده بود - صلواتی و مقیسه- توجهات زیادی را به سمت ستاد حقوق بشر دستگاه قضا جلب کرده بود. فردی که جانشین جواد لاریجانی شده بود بیش از اینکه سبقه و سابقه‌ای در زمینه حقوقی داشته باشد شمایل دیپلمات داشت و منسوب بود به دولت محمود احمدی‌نژاد. تحصیلاتش هم اقتصاد بود و کارنامه‌اش مملو بود از همراهی با سعید جلیلی در امور بین‌الملل و برجسته‌ترین بخش رزومه‌اش این بود که در جریان مذاکرات هسته‌ای در زمان جلیلی، دست راست او بوده است و نزدیکی و ارادتش به جلیلی به اندازه‌ای عیان بود که 6 سال قبل از آن در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1392 رییس ستاد انتخاباتی جلیلی شده بود. با این حال باقری‌کنی به اعتبار نقدهای تندش به سیاست خارجی دولت روحانی و برجام توانسته بود در طیف منتقدان دولت یازدهم و دوازدهم برای خود جایگاهی کسب کند. با این وجود، این مساله که علی باقری کنی هیچ سابقه‌ای در فعالیت‌های حقوقی و قضایی ندارد، این انتصاب را با برخی ابهامات مواجه کرد. همان اندازه که برخی حامیان او و جلیلی تاکید می‌کردند حضور باقری‌کنی در ستاد حقوق بشر قوه قضاییه می‌تواند روح تازه‌ای در معاونت بین‌المللی این نهاد بدمد و به افزایش فعالیت‌ها و بهبود عملکرد آن نسبت به دوره لاریجانی منجر شود، برخی نیز بر فقدان توان و علم باقری‌کنی برای ریاست این ستاد تاکید می‌کردند. در معادله تغییر سیاسی نیز جایگزینی محمدجواد لاریجانی با «باقری‌کنی» حاکی از کاهش نفوذ آیت‌الله آملی لاریجانی در قوه قضاییه و همچنین کاهش نفوذ کلی خانواده لاریجانی در ساختار قدرت تعبیر می‌شد به خصوص که به موازات این برداشت «ارتباط نزدیک جلیلی با باقری‌کنی» در آن ایام این پیش‌بینی را تقویت کرد که «یک اتحاد استراتژیک میان رییسی و جلیلی» در حال شکل‌گیری است. پیش‌بینی که مختصات سیاسی انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 نیز آن را تایید کرد.اما داستان‌های بعد بین رییس دولت سیزدهم و جلیلی و البته جلیلی و باقری‌کنی نشان داد که سیب سیاست چرخش‌هایش بیش از تصور است.
‌دولت چهاردهم و علی باقری‌کنی
با آغاز هفته جدید در شهریور 1403، عباس عراقچی به عنوان وزیر امورخارجه دولت چهاردهم معارفه شد. آغاز کار عراقچی به عنوان وزیر امورخارجه پایان دوران سرپرستی «علی باقری‌کنی» در این وزارتخانه بود که بعد از سقوط بالگرد رییس دولت سیزدهم و همراهانش آغاز شده بود. همین شد که عباس عراقچی به صندلی وزارت نهاد دیپلماسی رسیده و باقری‌کنی به جای قبلی عباس عراقچی منتقل شده است؛ دبیری شورای راهبردی روابط خارجی. در حکم صادره توسط «سید کمال خرازی»، رییس شورای راهبردی روابط خارجی برای علی‌باقری تاکید شده است که «با توجه به نظر مقام معظم رهبری مبنی بر عضویت جنابعالی در شورای راهبردی روابط خارجی» بدینوسیله مسوولیت دبیرخانه شورا نیز به جنابعالی سپرده می‌شود. این دومین بار است که عراقچی و باقری‌کنی در یک سمت جابه‌جا می‌شدند؛ درست سه سال قبل از آن هم علی باقری‌کنی جایگزین عباس عراقچی شده بود، وقتی با روی کار آمدن دولت سید ابراهیم رییسی، باقری کنی به جای عراقچی به عنوان «معاون سیاسی وزارت خارجه» و در عمل رییس تیم مذاکره‌کننده منصوب شد.
تصویر منتشر شده در رسانه‌ها از مراسم تودیع و معارفه درست یک سال پیش یعنی در شهریور سال 1403، مورد تحلیل دیگری از جانب رسانه‌ها نیز قرار گرفت. تصویری که سعید جلیلی نیز در آن حضور دارد و علی باقری‌کنی و جلیلی با فاصله معنی‌داری از یکدیگر ایستادند. داستان نزدیکی بین جلیلی و باقری کنی، داستانی مربوط به حدود دو دهه قبل بود که در یک سال گذشته در یک عکس فاصله‌اش نمایان شد و حالا با معاونی علی لاریجانی در دبیرخانه شعام واقعیت‌اش عیان.


نظرات شما