ایرانیان جهان - تعادل /در حالی که کاربران طی ماههای گذشته با قطعیهای مکرر، افت محسوس سرعت و محدودیت در دسترسی به اینترنت مواجه بودهاند، اپراتورهای تلفن همراه مرحله دوم افزایش تعرفه بستههای اینترنت را اجرا کردهاند؛ آن هم همزمان با حذف بستههای بلندمدت و مقرونبهصرفه. تصمیمی که این پرسش جدی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است که وقتی کیفیت ارتقا نیافته و نشانهای از توسعه ملموس شبکه دیده نمیشود، افزایش قیمت بر چه اساسی توجیه میشود.
افزایش تعرفههای اینترنت همراه در شرایطی که کاربران طی ماههای گذشته بارها با اختلال، قطعیهای مقطعی و افت محسوس کیفیت مواجه بودهاند، بار دیگر این پرسش اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: منطق اقتصادی و مدیریتی این تصمیمها چیست و سهم کاربران از این «اصلاح تعرفه» دقیقا کجاست. بر اساس گزارش ایسنا، برخی کاربران از حذف بستههای بلندمدت اینترنتی گلایه کردهاند؛ بستههایی که برای بسیاری از مشترکان بهویژه اقشار با درآمد ثابت، امکان برنامهریزی مالی و مدیریت هزینه را فراهم میکرد. اپراتورها در پاسخ اعلام کردهاند که «حذف یا تغییر بستهها امری طبیعی و معمول» است و ممکن است بنا بر الزامات بازار یا تصمیمات داخلی، بستههایی حذف و بعداً جایگزین شوند. اما آنچه در این میان نادیده گرفته میشود، تجربه واقعی کاربرانی است که همزمان با حذف بستههای مقرونبهصرفه، با افزایش ۱۸ درصدی قیمتها نیز روبرو شدهاند.
افزایش قیمت در سایه کاهش کیفیت
اپراتور اول تلفن همراه اعلام کرده مرحله دوم افزایش تعرفه بستههای اینترنت را اجرا کرده است؛ اقدامی که ادامه تعرفه مصوب قبلی تلقی میشود. اپراتور دوم نیز با انتشار اطلاعیهای، از افزایش تا ۱۸ درصدی تعرفه بستههای اینترنت همراه و TD-LTE خبر داده و دلیل آن را افزایش هزینههای عملیاتی، نگهداری و توسعه زیرساختها عنوان کرده است. این در حالی است که بخش قابل توجهی از کاربران در ماه گذشته با قطعیهای گسترده و محدودیتهای دسترسی مواجه بودهاند؛ اختلالهایی که نهتنها کیفیت ارتباطات روزمره را مختل کرد، بلکه به کسبوکارهای آنلاین، آموزش مجازی و خدمات دیجیتال نیز آسیب زد. در چنین شرایطی، افزایش قیمت بدون ارایه گزارش شفاف از بهبود کیفیت یا توسعه ملموس شبکه، این شائبه را تقویت میکند که «اصلاح تعرفه» بیش از آنکه در راستای ارتقای خدمات باشد، تلاشی برای جبران فشارهای مالی اپراتورها است؛ فشاری که نباید مستقیماً و بدون تضمین کیفیت به کاربران منتقل شود.
بازار ![]()
حذف بستههای بلندمدت فشار مضاعف بر مصرفکننده
حذف بستههای بلندمدت از سبد فروش اپراتورها، بهویژه در شرایط تورمی، عملاً به معنای کاهش قدرت انتخاب مشترکان است. بستههای بلندمدت معمولاً با نرخ مقرونبهصرفهتری عرضه میشدند و امکان مدیریت هزینه را برای خانوادهها و کسبوکارهای کوچک فراهم میکردند. اکنون با حذف این بستهها و جایگزینی گزینههای کوتاهمدتتر و گرانتر، هزینه نهایی مصرف اینترنت برای بسیاری از کاربران افزایش یافته است؛ حتی اگر درصد افزایش رسمی همان ۱۸ درصد اعلامشده باشد. اپراتورها تغییر بستهها را «روال طبیعی بازار» میدانند، اما در بازاری که عملا رقابت کامل و آزاد وجود ندارد و کاربران انتخابهای محدودی دارند، مفهوم «الزامات بازار» نیازمند تبیین دقیقتری است. آیا کاربران واقعاً در موقعیتی هستند که بتوانند در صورت نارضایتی، به گزینهای با کیفیت بهتر و قیمت پایینتر مهاجرت کنند؟ یا ساختار بازار بهگونهای است که انتخابها محدود و مشابهاند؟
نقش رگولاتوری؛ نظارت یا تایید؟
در این میان، نام سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی بار دیگر مطرح شده است؛ نهادی که وظیفه نظارت بر تعرفهها و رسیدگی به شکایات کاربران را بر عهده دارد و سامانه ۱۹۵ را برای ثبت شکایات راهاندازی کرده است. با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که ثبت شکایت لزوماً به تغییر محسوس در کیفیت خدمات منجر نشده است. پرسش اصلی این است که نظارت رگولاتوری تا چه اندازه پیشگیرانه و موثر است و آیا افزایشهای اخیر با ارزیابی دقیق از وضعیت کیفیت شبکه همراه بوده یا صرفا در چارچوب فرایندهای اداری تایید شدهاند. اگر قرار است افزایش تعرفهها با استناد به «ضرورت توسعه شبکه» انجام شود، انتظار منطقی آن است که شاخصهای توسعه نیز بهصورت شفاف منتشر شود: چه میزان به ظرفیت شبکه افزوده شده است؟ متوسط سرعت اینترنت همراه در یک سال گذشته چه تغییری کرده؟ چه تعداد سایت جدید راهاندازی شده و چه مناطق جدیدی تحت پوشش پایدار قرار گرفتهاند؟
افت سرعت جهانی؛ فاصله رو به افزایش
یکی از گلایههای پرتکرار کاربران، افت سرعت اینترنت بهویژه در دسترسی به سرویسهای بینالمللی است. محدودیتها و سیاستهای فنی اعمالشده طی ماههای اخیر باعث شده تجربه کاربری در استفاده از پلتفرمهای خارجی، خدمات ابری و حتی ابزارهای کاری بینالمللی با کندی و اختلال همراه باشد. در حالی که در بسیاری از کشورها رقابت بر سر افزایش سرعت و کاهش تاخیر شبکه ۵G و توسعه فیبر نوری است، کاربران داخلی همچنان با نوسان شدید سرعت و پایداری پایین دستوپنجه نرم میکنند. نماینده مجلس، علی حدادی، اعلام کرده است که کمیته آیتی کمیسیون صنایع و معادن موضوع افزایش قیمت و کیفیت اینترنت را بررسی خواهد کرد. این موضعگیری نشان میدهد که حتی در سطح قانونگذاری نیز نسبت به همزمانی افزایش قیمت و نارضایتی از کیفیت، حساسیت وجود دارد. اما تجربه نشان داده است که ورود مقطعی مجلس به موضوع تعرفهها، اگر به اصلاح ساختاری در نظام تنظیمگری منجر نشود، تاثیر پایداری بر وضعیت کاربران نخواهد داشت.
توسعه فیبر نوری وعدهای که باید دیده شود
وزارت ارتباطات بارها بر توسعه فیبر نوری به عنوان محور اصلی ارتقای کیفیت تاکید کرده است. بیتردید توسعه فیبر میتواند زیرساخت ارتباطی کشور را متحول کند؛ اما پرسش اینجاست که آیا کاربران در زندگی روزمره خود نشانهای از این تحول میبینند؟ برای بخش بزرگی از مشترکان موبایل، کیفیت شبکه همراه همچنان با قطعیهای مکرر، افت سرعت در ساعات اوج مصرف و ناپایداری مواجه است.
اگر افزایش قیمت با هدف سرمایهگذاری در توسعه شبکه انجام میشود، ضروری است جدول زمانبندی، اهداف کمی و گزارشهای پیشرفت پروژهها بهصورت عمومی منتشر شود. در غیر این صورت، فاصله میان وعده توسعه و تجربه واقعی کاربران، به بیاعتمادی بیشتر منجر خواهد شد.
اینترنت؛ کالای لوکس یا زیرساخت حیاتی؟
امروز اینترنت دیگر یک خدمت جانبی نیست؛ زیرساخت حیاتی اقتصاد دیجیتال، آموزش، بانکداری، سلامت و حتی ارتباطات خانوادگی است. افزایش تعرفه آن، بدون تضمین کیفیت، عملاً فشار مضاعفی بر اقشار متوسط و کمدرآمد وارد میکند. در شرایطی که بسیاری از خدمات دولتی نیز به بستر آنلاین منتقل شدهاند، دسترسی پایدار و باکیفیت به اینترنت باید به عنوان حق شهروندی تلقی شود، نه کالایی که کیفیت آن تابعی از توان پرداخت کاربران باشد. کارشناسان بر لزوم اطلاعرسانی شفافتر از سوی اپراتورها تاکید کردهاند. اما شفافیت صرفاً به معنای انتشار اطلاعیه افزایش قیمت نیست؛ بلکه شامل ارایه گزارش عملکرد، شاخصهای کیفیت، برنامههای توسعه و دلایل دقیق حذف بستههای مقرونبهصرفه نیز میشود.
کاربران حق دارند بدانند چرا در زمانی که تجربهشان از اینترنت با افت کیفیت و قطعی همراه بوده، باید هزینه بیشتری پرداخت کنند. افزایش قیمت اینترنت در خلأ اعتماد عمومی، بهسادگی به نارضایتی گسترده تبدیل میشود. اگر قرار است این روند ادامه یابد، لازم است سه اقدام همزمان صورت گیرد: نخست، ارایه گزارشهای شفاف از وضعیت کیفیت شبکه و برنامههای توسعه؛ دوم، تقویت نقش نظارتی رگولاتوری با انتشار عمومی نتایج ارزیابیها؛ و سوم، حفظ تنوع بستهها بهویژه گزینههای بلندمدت برای حمایت از مصرفکنندگان. در غیر این صورت، «اصلاح تعرفه» در ذهن کاربران نه به عنوان گامی برای توسعه، بلکه به عنوان نمادی از فاصله میان وعدهها و واقعیتهای روزمره ثبت خواهد شد؛ واقعیتی که در آن سرعت پایین، قطعیهای مکرر و نبود نشانههای ملموس از پیشرفت شبکه، با قبضهای گرانتر همراه شده است.