ایرانیان جهان - از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
نیویورک تایمز در گزارشی نوشت که سه ماه جنگ، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را برای همیشه دگرگون کرده و توهم امنیت و مصونیت آنها را در هم شکسته است. به نوشته این روزنامه آمریکایی، پایگاههای نظامی آمریکا در خاک این کشورها، به جای آنکه سپر محافظتی باشند، آنها را به اهداف هزاران موشک و پهپاد ایرانی تبدیل کردند.
این گزارش تصریح میکند که جنگ، به جای اتحاد، شکافها را عمیقتر کرده است: امارات با قدرت بیشتری به اتحاد با آمریکا و اسرائیل چسبیده، قطر میانجی کلیدی مذاکرات صلح شده، عربستان سعودی همزمان با نفوذ بر ترامپ، کانالهای ارتباطی با تهران را حفظ کرده و عمان نیز با مذاکره بر سر دریافت هزینه خدمات از تنگه هرمز، خشم ترامپ را برانگیخته است.
نیویورک تایمز میافزاید که بسته شدن تنگه هرمز یک «تغییر لرزهای» ایجاد کرده و امارات راهبرد «وابستگی صفر به هرمز» را با توسعه بنادر خارج از تنگه و خطوط لوله و راهآهن دنبال میکند. در همین حال، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در سفر به منطقه تلاش کرد تا متحدان نگران را آرام کند.
پایگاه خبری هیل در گزارشی از تلاش تیم ملی فوتبال ایران برای صعود به مرحله حذفی جام جهانی ۲۰۲۶ در سایه تنشهای سیاسی با میزبان رقابتها یعنی آمریکا نوشت. بر اساس این گزارش، ایران با کسب دو تساوی ارزشمند مقابل نیوزیلند و بلژیک، بخت صعود به جمع ۳۲ تیم برتر را دارد و برای قطعی کردن آن تنها به یک تساوی مقابل مصر نیاز دارد.
این گزارش تصریح میکند که هیچ تیم دیگری در این مسابقات با چالشهای لجستیکی و ژئوپلیتیکی ایران مواجه نیست. تیم ملی ایران مجبور شده است اردوی خود را در مکزیک برپا کند و تنها اجازه ورود به خاک آمریکا را یک روز پیش از هر مسابقه داشته باشد. مارکواین مولین، وزیر امنیت داخلی آمریکا، بدون ارائه مدرک مدعی شد که ایران تلاش کرده فردی مرتبط با سپاه پاسداران را وارد کشور کند، اتهامی که فدراسیون فوتبال ایران آن را «دروغی آشکار و انکارناپذیر» خواند. کارشناسان دانشگاهی رفتار دولت آمریکا را «به طرز باورنکردنی حقیرانه» و تلاشی برای استفاده ابزاری از تیم ایران توصیف کردهاند.
کارشناسان احتمال رویارویی احتمالی ایران و آمریکا در مرحله یکهشتم نهایی را «نسخهای کاملاً متفاوت از فوتبال، جنگ و سیاست» توصیف کردهاند.
شبکه سیانان در تحلیلی به بررسی دستاوردهای یک هفتهای یادداشت تفاهم ایران و آمریکا پرداخت و نوشت که بزرگترین خبر این است که واشنگتن و تهران دیگر آشکارا در حال جنگ نیستند، اما این توافق صلحی پایدار نیست، بلکه ابزاری کلاسیک از نوع ترامپی برای «خرید زمان» و به تعویق انداختن انتخابهای سیاسی دشوار است.
بر اساس این گزارش، ملموسترین دستاورد برای آمریکا، بازگشایی تنگه هرمز است که عبور کشتیها به ۷۰ فروند در روز چهارشنبه افزایش یافته، هرچند همچنان کمتر از میانگین ۱۰۰ عبور روزانه پیش از جنگ است. با این حال، یک کشتی باری دیگر روز پنجشنبه هدف حمله پهپادی ایران قرار گرفت. این تحلیل تصریح میکند که بسته شدن تنگه هرمز «بزرگترین شوک نفتی تاریخ» را با ۱.۶ میلیارد بشکه کاهش عرضه ایجاد کرده بود.
سیانان میافزاید که ایران بلافاصله پس از لغو محاصره، صادرات نفت خود را از سر گرفت و اکنون میتواند روزانه حدود ۲ میلیون بشکه نفت -یک سوم بیشتر از پیش از جنگ- به فروش برساند. معافیت تحریمی خزانهداری آمریکا به ایران اجازه میدهد به هر کشوری نفت بفروشد. توافق همچنین چارچوبی برای دسترسی ایران به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار داراییهای بلوکهشده و ایجاد صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایجاد کرده است.
در حوزه هستهای، این شبکه آمریکایی به «بنبست بزرگ آینده» اشاره میکند: ترامپ مدعی دسترسی نامحدود بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی شده، اما ایران صرفاً به تعهدات ذیل معاهده عدم اشاعه اذعان کرده و بازرسیها را منوط به توافق نهایی میداند. در نهایت، سیانان لبنان را «ستون آسیبپذیر» توافق توصیف میکند و با اشاره به خودداری اسرائیل از پذیرش الزامآور بودن یادداشت تفاهم و تداوم حملاتش، هشدار میدهد که ایران نیز قطعاً به همه یادآوری خواهد کرد که برگ برنده جدیدی در آستین دارد: تهدید به بستن دوباره تنگه هرمز.
رسانه های عربی
طبق گزارش الشروق بیشتر برآوردهای منتشرشده از سوی تحلیلگران و ناظران نزدیک به تحولات منطقه نشان میدهد که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، به تدریج به سمت نقطه پایانی حرکت میکند؛ پایانی که میتواند در قالب آتشبسی نسبتاً پایدار همزمان با آغاز مذاکرات درباره مسائل مورد اختلاف، توافقهایی موقت یا دائمی برای حل بخشی یا همه اختلافات، یا حتی یک آتشبس کوتاهمدت یا بلندمدت شکل بگیرد؛ آتشبسی که ممکن است تنها تا زمان ازسرگیری دوباره درگیریها دوام داشته باشد؛ مشابه آنچه پس از جنگ ژوئن ۲۰۲۵ و پیش از آغاز جنگ فوریه ۲۰۲۶ رخ داد.
همزمان با شکلگیری این چشمانداز، بسیاری از اندیشکدهها و مراکز مطالعاتی دولتی و خصوصی، چه در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس و چه در دیگر نقاط جهان، بهویژه در پایتختهای قدرتهای بزرگ و تأثیرگذار، بررسی و ارزیابی پیامدهای این جنگ را آغاز کردهاند. دامنه این ارزیابیها تنها به سه طرف اصلی درگیر، یعنی آمریکا، اسرائیل و ایران، محدود نیست، بلکه آثار جنگ بر دیگر بازیگران منطقهای از جمله کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، ترکیه، اردن، عراق، مصر، یمن، لبنان، سوریه، فلسطین و کشورهای عربی آفریقا را نیز در بر میگیرد.
این مطالعات همچنین پیامدهای جنگ برای قدرتهای جهانی و منطقهای همچون روسیه، چین، هند، پاکستان، افغانستان، اتحادیه اروپا، سایر کشورهای اروپایی، ژاپن، دو کره، کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، کشورهای جنوب و جنوب شرق آسیا، کشورهای آفریقای جنوب صحرا و حتی آمریکای لاتین، استرالیا و نیوزیلند را مورد بررسی قرار دادهاند؛ چرا که واقعیتهای میدانی نشان داد آثار مستقیم و غیرمستقیم این جنگ تقریباً تمامی کشورهای جهان را، به نحوی، تحت تأثیر قرار داده است.
البته برخی معتقدند هنوز برای ارائه یک ارزیابی جامع، عمیق و کاملاً دقیق از نتایج این جنگ زود است؛ زیرا نه چارچوب نهایی توافقات پایان جنگ و نه سازوکارهای دوره پس از جنگ هنوز به طور کامل روشن و نهایی شدهاند.
طبق گزارش عمان نت خاورمیانه در آستانه یک دوره تحول بنیادین قرار گرفته است؛ دورهای که با تحولات شتابان و چالشهای پیچیده ژئوپلیتیکی همراه است. پس از پایان جنگ علیه ایران، برقراری آتشبس میان لبنان و اسرائیل و همچنین سخنان رئیسجمهور آمریکا درباره دستیابی به «صلحی تاریخی» میان طرفهای درگیر، منطقه به سمت شکلگیری نظم امنیتی و اقتصادی تازهای حرکت میکند؛ نظمی که علاوه بر پیامدهای جنگ، تحت تأثیر سیاستهای دولتهای منطقه، بهویژه دولت راستگرای اسرائیل، خواهد بود.
جنگی که در ایران رخ داد و با برقراری آتشبس در آوریل ۲۰۲۶ پایان یافت، آثار عمیقی بر معادلات منطقهای بر جای گذاشت. هرچند درگیریهای مستقیم متوقف شده است، اما پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن همچنان ادامه دارد و بر روند تحولات منطقه سایه افکنده است.
این جنگ آسیبپذیری زیرساختهای انرژی را آشکار کرد و با اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز، موجب جهش بهای نفت و وارد آمدن فشار بر اقتصاد جهانی شد. با این حال، موضوعاتی همچون برنامه هستهای ایران و امنیت گذرگاههای حیاتی دریایی همچنان از مهمترین کانونهای تنش به شمار میروند و فضای منطقه را در وضعیت انتظار و احتیاط نگه داشتهاند.
از سوی دیگر، تحولات اخیر به شکلگیری و تقویت ائتلافهای امنیتی و نظامی جدید نیز انجامیده است؛ از جمله گسترش همکاریهای راهبردی میان عربستان سعودی و پاکستان که نشاندهنده تلاش برخی کشورهای منطقه برای متنوعسازی گزینههای امنیتی و کاهش وابستگی به یک قدرت واحد در تأمین امنیت خود است.
طبق گزارش عربی ۲۱ تفاهمنامهای که میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به امضا رسید، همچنان در کانون توجه و بحثهای سیاسی و رسانهای در سطح منطقه و جهان قرار دارد. این تفاهم که پس از میانجیگری گسترده پاکستان و قطر و با حمایت شماری از کشورهای عربی و اسلامی حاصل شد، نه تنها در تهران و واشنگتن، بلکه در محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل نیز بازتاب گستردهای داشته است.
بر اساس این تحلیل، مهمترین نگرانی در اسرائیل به پیامدهای ژئوپلیتیکی این تفاهم بازمیگردد؛ جایی که بسیاری از ناظران اسرائیلی آن را نشانهای از کاهش نقش و نفوذ تلآویو در معادلات منطقهای و در مقابل، تقویت جایگاه ایران میدانند. همچنین از نگاه این تحلیل، این توافق میتواند زمینهساز شکلگیری آرایش منطقهای جدیدی با مشارکت کشورهایی مانند ترکیه، پاکستان، مصر و عربستان سعودی باشد.
در چنین شرایطی، پرسشهای اساسی این است که مهمترین پیامدها و متغیرهای ناشی از این تفاهم چه خواهد بود؟ و اگر مذاکرات جاری میان تهران و واشنگتن طی شصت روز آینده به توافقی جامع منتهی شود، چه تغییراتی در معادلات منطقهای رقم خواهد خورد؟ همچنین کشورهای عربی و اسلامی برای همگامی با تحولات پیشرو، به چه بازنگریهایی در سیاستها و رویکردهای خود نیاز خواهند داشت؟
بررسی واکنشها، گزارشهای تحلیلی و مقالات منتشرشده درباره تفاهم ایران و آمریکا نشان میدهد که بخش قابل توجهی از تحلیلگران، این تفاهم را به سود جمهوری اسلامی ایران ارزیابی کردهاند. از دیدگاه این تحلیلها، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نتوانست به اهداف اعلامنشده خود، از جمله سرنگونی یا تغییر نظام سیاسی ایران و استقرار حکومتی جدید با هدف بازگرداندن شرایط این کشور به دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۱ فوریه ۱۹۷۹، دست یابد.
بر همین اساس، تفاهم اخیر بیش از آنکه نتیجه برتری نظامی یکی از طرفین باشد، بازتاب واقعیتهای جدید میدانی و سیاسی در منطقه است؛ واقعیتهایی که میتواند بر موازنه قدرت در خاورمیانه و روند تحولات آینده تأثیر قابل توجهی بر جای بگذارد.
رسانه های چین و روسیه
خبرگزاری «شینهوا» چین نوشت که «شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان» وزیر خارجه امارات متحده عربی و «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران، در گفتوگویی تلفنی آخرین تحولات منطقه را پس از امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا بررسی کردند.
بر اساس این گزارش، وزیر خارجه امارات بر اجرای کامل مفاد تفاهمنامه ایران و آمریکا تأکید کرد و آن را گامی ضروری برای توقف فوری و فراگیر درگیریها در منطقه دانست. وی همچنین خواستار احترام به حاکمیت کشورها، پایبندی به حقوق بینالملل، رعایت اصل حسن همجواری و حفاظت از مسیرهای دریایی و آزادی کشتیرانی، بهویژه در تنگه هرمز شد.به نوشته شینهوا، شیخ عبدالله بن زاید ابراز امیدواری کرد که مذاکرات جاری میان تهران و واشنگتن به نتایج مثبتی منجر شود و زمینه را برای برقراری امنیت و ثبات پایدار در منطقه فراهم کند.
ایران و آمریکا ۱۸ ژوئن تفاهمنامهای را با هدف پایان دادن به درگیریها در جبهههای مختلف، از جمله لبنان، امضا کردند و پس از آن مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی میان دو طرف آغاز شده است.
راشا تودی در گزارشی با عنوان «ایران چگونه با واقعیت جنگ دائمی سازگار شد» نوشت که تقابل ایران و رژیم صهیونیستی از مرحله بحرانهای مقطعی عبور کرده و به رویارویی مستقیم و مستمر تبدیل شده است؛ وضعیتی که به اعتقاد نویسنده، نشان میدهد قواعد سنتی بازدارندگی در منطقه در حال فروپاشی است.
در این گزارش آمده است که واکنش اخیر ایران به نقض آتشبس لبنان از سوی اسرائیل، بیانگر تغییر رویکرد تهران در قبال این تقابل است. به نوشته راشا تودی، حملات مکرر اسرائیل به لبنان، در کنار سالها تحریم، خرابکاری، ترور و حمله به زیرساختهای ایران، نهتنها تهران را از ادامه تقابل بازنداشته، بلکه موجب افزایش تابآوری راهبردی ایران شده است. از این منظر، ایران دیگر خود را مقید به واکنشهای محدود و با تأخیر نمیداند و آمادگی بیشتری برای پاسخهای سریعتر و مستقیمتر پیدا کرده است.
گزارش میافزاید که حملات اسرائیل دیگر اثر بازدارنده گذشته را ندارد و حتی نتیجهای معکوس به همراه آورده است؛ بهگونهای که هر دور جدید از فشارها، احتمال واکنش شدیدتر ایران را افزایش میدهد. نویسنده معتقد است تهران دیگر اجتناب از جنگ مستقیم را اولویت اصلی خود نمیداند و خود را با شرایط رویارویی مستمر سازگار کرده است؛ تغییری که میتواند خطر گسترش بحران در منطقه را افزایش دهد.
راشا تودی همچنین مینویسد که با ادامه حملات اسرائیل به لبنان، ایران روند مذاکرات با آمریکا را متوقف کرد و همزمان، با مطرح کردن احتمال بستن تنگه هرمز، این گذرگاه راهبردی را به اهرمی برای اعمال فشار بر آمریکا و تأثیرگذاری بر امنیت انرژی و بازارهای جهانی تبدیل کرد.
در پایان گزارش تأکید شده است که لبنان همچنان مهمترین کانون تقابل ایران و اسرائیل است. به اعتقاد نویسنده، اسرائیل حزبالله را بخشی از شبکه نفوذ منطقهای ایران میداند و ایران نیز هرگونه حمله به لبنان را فشاری بر جایگاه منطقهای خود تلقی میکند. از این رو، تا زمانی که حملات اسرائیل به لبنان ادامه داشته باشد، چشمانداز کاهش پایدار تنشها ضعیف خواهد بود و خطر گسترش بحران در سطح منطقه همچنان پابرجا میماند.