ایرانیان جهان - اعتماد / انتخابات آینده اسراییل که باید حداکثر تا ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ برگزار شود، صرفا رقابتی عادی میان احزاب نیست؛ این انتخابات بیش از هر چیز بازتاب بحرانی عمیق در ساختار سیاسی و اجتماعی اسراییل است.
به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد نوشت: مساله اصلی دیگر فقط ماندن یا رفتن بنیامین نتانیاهو نیست، بلکه پرسش بر سر شکل دولت، ماهیت قدرت و آینده نظم داخلی اسراییل است.
برخلاف دهههای گذشته، سیاست اسراییل دیگر با دوگانه سنتی «چپ و راست» توضیح داده نمیشود. جریان موسوم به «چپ صهیونیستی» عملا فروپاشیده و پروژه سازش که پس از توافق اسلو محور رقابتهای سیاسی بود، اکنون جای خود را به اجماع گستردهتری درباره مدیریت امنیتی منازعه فلسطین داده است.
رقابت امروز در واقع میان دو نوع راست جریان دارد: راست دینی - ایدئولوژیک و راست امنیتی - نهادی.
بر اساس تازهترین نظرسنجیها تا پایان ژوئن ۲۰۲۶، حزب لیکود به رهبری نتانیاهو حدود ۲۴ کرسی به دست میآورد، در حالی که حزب «یاشار» به رهبری رییس پیشین ستاد ارتش، گادی آیزنکوت، حدود ۲۲ کرسی کسب میکند. ائتلاف نفتالی بنت و یاییر لاپید نیز نزدیک به ۱۷ کرسی خواهد داشت و احزاب عربی مجموعا حدود ۱۰ کرسی به دست میآورند. با این حال، نه اردوگاه نتانیاهو و نه اپوزیسیون قادر به دستیابی مستقل به اکثریت ۶۱ کرسی نیستند. همین مساله احتمال تداوم بنبست سیاسی و حتی تکرار انتخابات را افزایش داده است.
اهمیت این ارقام تنها در توازن پارلمانی نیست. آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، کاهش تدریجی اقتدار سیاسی نتانیاهو است. لیکود همچنان بزرگترین حزب اسراییل باقی مانده، اما تصویر نتانیاهو به عنوان «رهبر بیبدیل» به وضوح آسیب دیده است؛ بهویژه پس از بحرانهای امنیتی، شکافهای اجتماعی و تنشهای فزاینده داخلی. در مقابل، صعود گادی آیزنکوت نشانه بازگشت نهاد امنیتی به مرکز سیاست اسراییل است. جامعه اسراییل در شرایط بحرانی معمولا به چهرههای نظامی گرایش پیدا میکند؛ افرادی که از دید افکار عمومی قادرند میان نیازهای امنیتی و الزامات روابط خارجی توازن ایجاد کنند.
با وجود این، اختلاف میان نتانیاهو و رقبای او بیشتر بر سر شیوه اداره دولت است تا ماهیت پروژه صهیونیستی. تقریبا همه جریانهای اصلی یهودی اسراییل بر چند اصل اتفاق نظر دارند: مخالفت با تشکیل دولت مستقل فلسطینی، حفظ برتری امنیتی اسراییل و مقابله با نفوذ منطقهای ایران.
تفاوت اصلی در روشهاست. جریان راست مذهبی حاکم خواهان گسترش سریع شهرکسازی، تقویت هویت دینی دولت، محدودسازی اختیارات دستگاه قضایی و حفظ معافیت نظامی حریدیهاست. در مقابل، جریان امنیتی - نهادی معتقد است ادامه این روند میتواند انسجام داخلی اسراییل را تهدید کرده و روابط تلآویو با غرب، بهویژه امریکا، را وارد مرحلهای پرهزینه کند.
در همین چارچوب، مساله خدمت سربازی حریدیها به یکی از مهمترین خطوط شکاف در جامعه اسراییل تبدیل شده است. برای بخش سکولار و طبقه متوسط، ادامه معافیت مذهبی در شرایط جنگ و بحران امنیتی به تدریج غیرقابل قبول شده است.
در موضوع فلسطین نیز تغییر بنیادینی دیده نمیشود. حتی احزاب میانهرو اسراییل دیگر از روند صلح به معنای کلاسیک آن سخن نمیگویند. مفهوم غالب، «مدیریت منازعه» است نه حل آن. از این رو، تغییر احتمالی دولت لزوما به معنای تغییر راهبرد اسراییل در قبال فلسطینیان نخواهد بود، بلکه بیشتر به تغییر در لحن، سرعت و نحوه مدیریت بحران محدود میشود.
یکی دیگر از محورهای مهم انتخابات آینده، رابطه با ایالات متحده است. همه جریانهای اسراییلی امریکا را شریک راهبردی اصلی میدانند، اما درباره نحوه تعامل با واشنگتن اختلاف دارند.
نتانیاهو و متحدانش رویکردی تقابلیتر در برابر فشارهای امریکا، بهویژه در پرونده ایران و شهرکسازی اتخاذ کردهاند؛ در حالی که جریان امنیتی اسراییل بر ضرورت بازسازی هماهنگی با واشنگتن تاکید میکند.
احزاب عربی نیز ممکن است بار دیگر نقش «تعیینکننده» پیدا کنند. با وجود آنکه این احزاب احتمالا حدود ۱۰ کرسی کسب خواهند کرد، بخش بزرگی از جریانهای صهیونیستی همچنان از اتکای علنی به حمایت عربی واهمه دارند؛ موضوعی که بار دیگر محدودیت ساختاری مشارکت سیاسی عربها در اسراییل را آشکار میکند.
در مجموع، اسراییل وارد مرحلهای شده که بحران آن صرفا به یک دولت یا یک رهبر محدود نیست. شکاف میان اسراییل سکولار و مذهبی، اختلاف میان نهاد امنیتی و جریان ایدئولوژیک و همچنین تنش میان الزامات بینالمللی و پروژه راست افراطی، همگی نشان میدهند که انتخابات کنست بیستوششم بیش از آنکه رقابتی حزبی باشد، نشانه ورود اسراییل به مرحلهای تازه از بحران هویت و الگوی حکمرانی است. در چنین شرایطی، حتی اگر نتانیاهو کنار برود، بعید است جهتگیری کلی اسراییل تغییر اساسی کند. مساله اصلی دیگر این نیست که چه کسی پیروز میشود، بلکه این است که اسراییل آینده با کدام نسخه از راست اداره خواهد شد: راست ایدئولوژیک و تهاجمی یا راست امنیتی و عملگرا.