چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۵
آسیا و اقیانوسیه

مهر بررسی کرد؛

آمریکا متحدان اقیانوس آرام را قربانی تنگه هرمز می‌کند؟

آمریکا متحدان اقیانوس آرام را قربانی تنگه هرمز می‌کند؟
ایرانیان جهان - تنش‌افروزی شش‌ماهه آمریکا علیه ایران، واشنگتن را میان حفظ فشار در هرمز و مهار چین در اقیانوس آرام گرفتار کرده است؛ وضعیتی که با کاهش حضور نظامی آمریکا در آسیا، سناریوی قربانی شدن متحدان اقیا
  بزرگنمايي:

ایرانیان جهان - تنش‌افروزی شش‌ماهه آمریکا علیه ایران، واشنگتن را میان حفظ فشار در هرمز و مهار چین در اقیانوس آرام گرفتار کرده است؛ وضعیتی که با کاهش حضور نظامی آمریکا در آسیا، سناریوی قربانی شدن متحدان اقیا

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: تجاوزات آمریکا علیه ایران اکنون از میدان نبرد فراتر رفته و به آزمونی برای توان واشنگتن در مدیریت همزمان چند جبهه تبدیل شده است؛ جنگی که قرار بود اهداف آمریکا را در کوتاه‌ترین زمان محقق کند، اکنون بخشی از منابع و تمرکز نظامی این کشور را از شرق آسیا به خاورمیانه کشانده است .
انتقال ناو آمریکایی از اقیانوس آرام به هرمز، کاهش رزمایش‌های مشترک با متحدان آسیایی و افزایش نگرانی‌ها درباره خلأ نظامی در منطقه، در کنار اهمیت راهبردی تنگه هرمز و مواضع مقتدرانه ایران درباره آن، پرسش مهمی را پیش می‌کشد مبنی بر اینکه آیا واشنگتن برای حفظ فشار بر تهران، ناخواسته در حال پرداخت هزینه‌ای در جبهه‌ای است که خود آن را برای مهار چین حیاتی می‌داند؟
تداوم تنش‌افروزی با ایران و عقب‌نشینی تدریجی از اقیانوس آرام
حملات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران که قرار بود از نگاه دولت ترامپ در چند هفته به نتیجه برسد، پس از شش ماه از آغاز تجاوزات نه‌تنها به اهداف اولیه اعلام‌شده واشنگتن منجر نشده، بلکه دامنه‌ای از پیامدهای نظامی و راهبردی را برای خود آمریکا ایجاد کرده است.
اکنون نشانه‌های این فرسایش را می‌توان در جابه‌جایی منابع نظامی آمریکا از شرق آسیا به خاورمیانه مشاهده کرد؛ جایی که واشنگتن برای ادامه جنگ و مدیریت پیامدهای آن به حضور نظامی بیشتری نیاز پیدا کرده است .
اعزام ناو هواپیمابر «جورج واشنگتن» از ژاپن به خاورمیانه در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. با انتقال این ناو برای جایگزینی «آبراهام لینکلن»، آمریکا موقتاً ناو هواپیمابری را که در اقیانوس آرام مستقر بود، از منطقه‌ای خارج کرده که خود واشنگتن سال‌ها آن را صحنه اصلی رقابت با چین معرفی کرده است.
همزمان، گزارش‌هایی درباره نگرانی محافل نظامی آمریکا از کاهش ذخایر تسلیحاتی در پی جنگ با ایران منتشر شده است؛ مسئله‌ای که نگرانی درباره توان حفظ آمادگی در برابر چین و کره شمالی را افزایش داده است .
نشانه مهم‌تر اما در کاهش رزمایش‌های نظامی آمریکا با کره جنوبی دیده می‌شود. ترامپ در میانه جنگ ایران دستور داد رزمایش‌های مشترک دو کشور به‌طور قابل‌توجهی کاهش پیدا کند و رزمایش «سپر آزادی اولچی» نیز در نهایت ۶ روز زودتر از برنامه پایان یافت. چند روز بعد، یک رزمایش آبی‌ـ‌خاکی مشترک دیگر نیز به دلیل محدودیت در دسترس بودن نیروهای آمریکایی ناشی از جنگ ایران لغو شد .
اهمیت این تحولات صرفاً در کاهش یک رزمایش یا خروج یک ناو خلاصه نمی‌شود. آنچه در حال تغییر است، نسبت میان منابع نظامی آمریکا و تعداد جبهه‌هایی است که واشنگتن می‌خواهد همزمان مدیریت کند.
از نگاه ناظران، جنگ فرسایشی با ایران بخشی از توان دریایی، هوایی، تسلیحاتی و عملیاتی آمریکا را درگیر کرده و اکنون آثار آن به منطقه‌ای رسیده که قرار بود کانون تمرکز راهبردی آمریکا برای مهار چین باشد. به همین دلیل، هر کاهش حضور در اقیانوس آرام را نمی‌توان صرفاً یک تصمیم مقطعی دانست؛ این اقدامات نشانه فشار فزاینده یک جنگ فرسایشی بر آرایش جهانی نیروهای آمریکا است .
هرمز؛ کانون فرسایش راهبرد آمریکا
تنگه هرمز در ماه‌های گذشته از یک گذرگاه راهبردی به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های منازعه میان ایران و آمریکا تبدیل شده است. اهمیت این تحول در آن است که واشنگتن جنگ را با هدف ضربه‌زدن به توان راهبردی ایران آغاز کرد اما اکنون بخش مهمی از تلاش نظامی و سیاسی آن صرف بازگرداندن وضعیت عبور و مرور در تنگه‌ای می‌شود که ایران آن را اهرم مهمی در برابر تجاوز آمریکا می‌داند. حتی گزارش‌های آمریکایی نیز اذعان دارند که پس از شش ماه، اهداف جنگ تغییر کرده و هرمز به یکی از دغدغه‌های اصلی واشنگتن تبدیل شده است.
موضع تهران در این میان صرفاً واکنشی نبوده است. مقام‌های ایرانی تأکید کرده‌اند که آزادی کشتیرانی در هرمز نمی‌تواند جدا از توقف تجاوز و تعهد طرف مقابل به توافقات موجود بررسی شود و نیروهای مسلح ایران نیز اعلام کرده‌اند که کنترل تنگه را در اختیار دارند.
این موضع در عمل، معادله‌ای متفاوت با روایت واشنگتن ایجاد کرده است؛ به‌گونه‌ای که آمریکا برای تأمین عبور کشتی‌ها ناچار به مین‌روبی، حفاظت نظامی از مسیرها و حتی بررسی حملات محدود به مواضع ایران در اطراف تنگه شده است .
اهمیت هرمز برای ایران نیز صرفاً به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمی‌شود. این تنگه در شرایط جنگی به اهرمی تبدیل شده که هزینه ادامه عملیات آمریکا را بالا می‌برد و همزمان اقتصاد انرژی جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
عبور نزدیک به یک‌پنجم نفت و گاز جهان از این مسیر، باعث شده هر اختلال در هرمز مستقیماً به قیمت انرژی و امنیت اقتصادی کشورهای مختلف منتقل شود؛ چنان‌که پس از درگیری‌های اخیر، قیمت نفت برنت دوباره از ۹۰ دلار عبور کرد .
از این منظر، مسئله هرمز را نمی‌توان صرفاً تلاش آمریکا برای باز نگه داشتن یک آبراه دانست؛ اینجا مسئله نسبت قدرت و هزینه در ادامه جنگ است. واشنگتن هرچه بیشتر برای بازگرداندن شرایط عادی به هرمز وارد عمل شود، عملاً اهمیت این تنگه را در معادله جنگ تأیید می‌کند و هرچه برای تأمین امنیت کشتیرانی به عملیات نظامی بیشتری نیاز داشته باشد، هزینه و پیچیدگی جنگی را افزایش می‌دهد که قرار بود بسیار کوتاه‌تر از این باشد. همین تناقض، هرمز را به یکی از مهم‌ترین نقاط فرسایش راهبرد آمریکا در جنگ با ایران تبدیل کرده است.
آسیای شرقی در سایه کاهش حضور آمریکا و افزایش فرصت چین
انتقال تمرکز نظامی آمریکا از اقیانوس آرام به خاورمیانه، فقط یک جابه‌جایی جغرافیایی نیرو نیست؛ این اقدام در منطقه‌ای رخ می‌دهد که واشنگتن سال‌ها تلاش کرده با استقرار نیرو، رزمایش‌های مشترک و ائتلاف‌های امنیتی، موازنه را به سود خود حفظ کند.
اکنون خروج ناو جورج واشنگتن از مجاورت ژاپن همراه با کاهش رزمایش‌های آمریکا و کره جنوبی، تصویری متفاوت از اولویت‌های واشنگتن ارائه می‌دهد؛ به‌ویژه آنکه این تحولات در شرایطی رخ داده که جنگ با ایران همچنان منابع تسلیحاتی و عملیاتی آمریکا را مصرف می‌کند .
اهمیت این وضعیت زمانی بیشتر می‌شود که مواضع چین نیز رصد شود. پکن در حال رصد همین شکاف‌هاست. گزارش‌های اخیر درباره کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر و تسلیحات دوربرد آمریکا در نتیجه تجاوز به خاک ایران، نگرانی‌هایی را در محافل امنیتی ایالات متحده درباره توان بازدارندگی در برابر چین ایجاد کرده است. برخی ارزیابی‌ها حتی هشدار داده‌اند که فرسایش ذخایر آمریکا می‌تواند توان واشنگتن برای پاسخگویی همزمان به بحران‌های احتمالی در شرق آسیا و خاورمیانه را محدود کند .
در این میان، کاهش رزمایش‌های نظامی با کره جنوبی معنای سیاسی مهم‌تری پیدا می‌کند. ترامپ این کاهش را در شرایطی مطرح کرد که سئول حاضر نشد در جنگ ایران همراه آمریکا شود؛ بنابراین واشنگتن از یک سو برای جبران فشار ناشی از جنگ، حضور و تمرین نظامی خود در شرق آسیا را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر از متحد آسیایی خود به دلیل نپذیرفتن هزینه‌های جنگ‌افروزی‌های جاه‌طبانه ترامپ در خاورمیانه ناراضی است.
در مجموع، اینک مسئله برای آمریکا صرفاً از دست دادن موقت یک ناو یا کاهش چند رزمایش نیست؛ مسئله شکافی است که میان تعهدات جهانی واشنگتن و ظرفیت واقعی آن برای حفظ همزمان این تعهدات ایجاد شده است. هرچه جنگ علیه ایران طولانی‌تر شود، هزینه حفظ فشار در هرمز بیشتر خواهد شد و در مقابل، فضای بیشتری برای چین فراهم می‌شود تا حضور، ابتکار عمل و نفوذ خود را در محیط پیرامونی‌اش افزایش دهد.
به همین دلیل، آنچه در اقیانوس آرام رخ می‌دهد را می‌توان یکی از پیامدهای راهبردی جنگی غیرضرور دانست که آمریکا با خطای محاسباتی خود برای پایان دادن سریع به آن وارد شد اما اکنون بخشی از توان و تمرکز خود را برای مدیریت تبعات آن از شرق آسیا دور کرده است.


نظرات شما