سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۴۰۵
اخبار ایران

نیویورک؛ میان تریبون و تهدید

نیویورک؛ میان تریبون و تهدید
ایرانیان جهان - شرق/متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست ‌زهره فراهانی| پزشکیان چهارشنبه در خاک کشوری سخنرانی می‌کند که در جنگ علیه ایران ...
  بزرگنمايي:

ایرانیان جهان - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
‌زهره فراهانی| پزشکیان چهارشنبه در خاک کشوری سخنرانی می‌کند که در جنگ علیه ایران مشارکت داشته است. محمود واعظی در گفت‌وگو با «شرق» از ضرورت استفاده از فرصت دیپلماسی می‌گوید و حسین کنعانی‌مقدم، با وجود پذیرش ظرفیت سازمان ملل، معتقد است در شرایط فعلی بهتر بود رئیس‌جمهور به نیویورک نمی‌رفت. سفر مسعود پزشکیان به نیویورک پیش از آغاز، بحث‌های متفاوتی در فضای سیاسی ایران برانگیخته است؛ از امید به گشایش دیپلماتیک تا نگرانی درباره امنیت رئیس‌جمهور و احتمال بهره‌برداری ترامپ از این سفر. در شرایطی که تهران از طریق قطر شروط خود را برای پایان جنگ به واشینگتن منتقل کرده و ترامپ هم‌زمان از احتمال ملاقات و حمله دوباره سخن می‌گوید، پرسش اصلی این است که حضور پزشکیان در سازمان ملل، چه امکانی برای ایران ایجاد می‌کند و این سفر تا چه اندازه می‌تواند به نتیجه‌ای فراتر از یک سخنرانی منجر شود؟
پزشکیان قرار است چهارشنبه پشت تریبون سازمان ملل بایستد؛ در کشوری که چند ماه قبل با ایران وارد جنگ شد. هنوز از تهران پرواز نکرده، اما درباره رفتنش بحث بالا گرفته است. بعضی‌ها از فرصتی برای گفت‌وگو می‌گویند و بعضی دیگر از خطر حضور در خاک آمریکا. حتی نام نیکلاس مادورو دوباره در بحث‌های مربوط به این سفر مطرح شده است. مسعود پزشکیان این بار برای یک سفر معمول دیپلماتیک به نیویورک نمی‌رود؛ دست‌کم در داخل ایران، چنین نگاهی به سفر او وجود ندارد. رئیس‌جمهور سه‌شنبه ۳۱ شهریور عازم نیویورک می‌شود و چهارشنبه اول مهر، برابر با ۲۳ سپتامبر، در هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی خواهد کرد. دیدار با برخی سران کشورها، ایرانیان مقیم آمریکا و گفت‌وگو با نخبگان و اندیشکده‌ها نیز در برنامه اعلام‌شده سفر قرار دارد. اما آنچه این سفر را به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز سیاست ایران تبدیل کرده، فهرست دیدارها نیست؛ شرایطی است که پزشکیان در آن راهی نیویورک می‌شود. از جنگ 40روزه تا تهدیدهای تازه ترامپ، از محاصره دریایی و فشار اقتصادی تا بحث ادامه مذاکرات، همه اینها همراه رئیس‌جمهور به نیویورک می‌روند. در داخل کشور نیز اختلاف بر سر سفر او فقط میان موافقان و مخالفان سنتی مذاکره نیست؛ برخی چهره‌هایی که از دیپلماسی دفاع کرده‌اند، این بار درباره ضرورت حضور رئیس‌جمهور در آمریکا تردید دارند و برخی چهره‌های اصولگرا نیز در کنار پذیرش ظرفیت سازمان ملل، درباره خطرات سیاسی و امنیتی سفر هشدار می‌دهند. در نتیجه، ماجرا دیگر به این سؤال محدود نیست که پزشکیان برود یا نرود؛ سؤال این است که او در نیویورک چه امکانی برای تغییر شرایط دارد و آیا زمینه‌ای برای استفاده عملی از آن وجود دارد؟
اختلافی فراتر از موافقان و مخالفان مذاکره
محمدجواد آذری‌جهرمی، وزیر ارتباطات دولت روحانی، از‌جمله کسانی است که در آستانه سفر پزشکیان موضع متفاوتی گرفت. او در صفحه شخصی خود نوشت: کارکرد دیپلماسی گاهی اقتضا می‌کند در برخی اجلاس‌ها و مجامع حضور پیدا نکنیم و در شرایط خاص، دستاورد حضورنداشتن در سطح رئیس‌جمهور می‌تواند بیشتر از حضور در همان سطح باشد. این موضع روز دوشنبه ۳۰ شهریور نیز در رسانه‌ها بازتاب یافت. حرف آذری‌جهرمی از این جهت اهمیت دارد که مخالفتش با سفر را نمی‌توان به مخالفت با اصل دیپلماسی تعبیر کرد؛ او در واقع درباره زمان، سطح و فایده حضور رئیس‌جمهور سؤال می‌کند. آیا همه فرصت‌های دیپلماتیک الزاما با حضور عالی‌ترین مقام اجرائی کشور به نتیجه بهتری می‌رسند؟ یا گاهی می‌توان همان مسیر را در سطح وزیر امور خارجه دنبال کرد و از حضور رئیس‌جمهور به‌عنوان یک ابزار سیاسی استفاده نکرد؟ در سوی دیگر، مسئله برای برخی جریان‌های سیاسی، چگونگی حضور است. کیهان در آستانه سفر بر ضرورت بیان صریح مواضع ایران درباره آمریکا و اسرائیل تأکید کرده و اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، هشدار داده است‌ نباید در این سفر پیامی ارسال شود که طرف مقابل آن را نشانه ضعف ایران تلقی کند. در این میان، واکنش‌های شبکه‌های اجتماعی فقط به موضع‌گیری درباره سفر محدود نمانده است؛ بحث امنیت رئیس‌جمهور نیز به یکی از محورهای گفت‌وگو تبدیل شده؛ موضوعی که حسین کنعانی‌مقدم در مصاحبه اختصاصی با «شرق»، به صراحت درباره آن سخن می‌گوید و حتی احتمال اقدام علیه جان پزشکیان را به‌عنوان یک سناریوی نگران‌کننده مطرح می‌کند. این نگرانی با یادآوری سرنوشت نیکلاس مادورو شکل ملموس‌تری پیدا کرده است. نیروهای آمریکایی سوم ژانویه ۲۰۲۶ در عملیاتی نظامی در ونزوئلا، مادورو و همسرش را بازداشت و به آمریکا منتقل کردند. رویترز در گزارش همان روز جزئیاتی از طراحی و اجرای این عملیات منتشر کرد. با این حال، میان یک نگرانی سیاسی و وجود طرح مشخص امنیتی تفاوت وجود دارد. تا زمان تنظیم این گزارش، شواهد عمومی معتبر درباره برنامه‌ای مشخص برای بازداشت یا ترور پزشکیان در جریان سفر سازمان ملل منتشر نشده است. مقایسه با مادورو نشان‌دهنده یکی از دلایل نگرانی مطرح‌شده است؛ نه سندی که ثابت کند قرار است همان اتفاق در نیویورک تکرار شود. درباره گستردگی این نگرانی نیز باید محتاط بود. نمونه‌های منتشرشده و اظهارات چهره‌های سیاسی، وجود بحث را نشان می‌دهند، اما بدون بررسی جامع داده‌های شبکه ایکس نمی‌توان آن را نظر اکثریت کاربران یا جامعه ایران دانست.
ترامپِ پارسال، ترامپِ امسال
برای فهمیدن موقعیت پزشکیان در نیویورک، باید به سخنان کسی هم برگشت که امسال دوباره پشت همان تریبون می‌ایستد؛ دونالد ترامپ. رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی سپتامبر ۲۰۲۵ خود در سازمان ملل، از حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران به‌عنوان موفقیتی نظامی سخن گفت و مدعی شد توان غنی‌سازی ایران را از بین برده است. او همچنین خود را عامل پایان جنگ 12روزه ایران و اسرائیل معرفی کرد. در روایت آن روز ترامپ، آمریکا به اهداف مدنظر خود رسیده و جنگ را پایان داده بود. اما سپتامبر ۲۰۲۶ با آن تصویر فاصله دارد. جنگ تازه‌ای از نهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، رویارویی نظامی ماه‌ها ادامه پیدا کرد و اکنون آمریکا با مسئله‌ای روبه‌روست که فقط به توان نظامی ایران محدود نمی‌شود؛ وضعیت تنگه هرمز، امنیت کشورهای منطقه، صادرات انرژی و هزینه‌های اقتصادی جنگ نیز به بخش مهمی از این بحران تبدیل شده‌اند. رویترز در گزارش ۱۸ سپتامبر، تفاوت فضای امسال با ادعاهای ترامپ درباره پایان جنگ در سال گذشته را بررسی کرده است. ترامپ ۱۷ سپتامبر در گفت‌وگو با آکسیوس از قرارگرفتن در آستانه تصمیمی مهم درباره آینده جنگ سخن گفت و احتمال آغاز دوباره حملات گسترده را مطرح کرد. او توضیح داد که می‌خواهد در حاشیه سازمان ملل نظر رهبران کشورهای خلیج فارس را درباره مرحله بعدی جنگ بشنود. سه روز بعد اما خبر دیگری منتشر شد. ترامپ در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز، آمادگی مشروط خود را برای ملاقات با پزشکیان مطرح کرد؛ آن‌هم در حالی که تهدیدهای اقتصادی و نظامی علیه ایران را کنار نگذاشته بود. این دو موضع الزاما به معنای تغییر قطعی سیاست آمریکا نیستند. ترامپ می‌تواند هم‌زمان از فشار نظامی و امکان مذاکره بگوید، اما تا زمانی که پیشنهاد مشخص، دستور کار توافق‌شده یا تغییری در اقدامات عملی واشینگتن دیده نشود، نمی‌توان از آغاز یک مسیر تازه دیپلماتیک به‌عنوان اتفاقی قطعی خبر داد. از طرف دیگر، اعلام آمادگی برای ملاقات با رئیس‌جمهور ایران با برنامه‌ریزی یک دیدار رسمی تفاوت دارد. تا زمان تنظیم این گزارش، ملاقات پزشکیان و ترامپ به‌عنوان برنامه‌ای قطعی اعلام نشده است.
واشینگتن پیش از نیویورک چه می‌گوید؟
آنچه در آستانه سفر پزشکیان در واشینگتن جریان دارد، تنها به اظهارات علنی ترامپ محدود نیست. آکسیوس ۱۶ سپتامبر به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد رئیس‌جمهور آمریکا قصد دارد در حاشیه مجمع عمومی با رهبران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس درباره آینده جنگ با ایران گفت‌وگو کند. در گزارش ۱۷ سپتامبر همین رسانه نیز آمده است که ترامپ می‌خواهد پیش از تصمیم‌گیری درباره مرحله بعدی رویارویی با ایران، مواضع متحدان منطقه‌ای خود را بشنود. این رایزنی‌ها در شرایطی انجام می‌شوند که همکاری‌های نظامی و امنیتی آمریکا با کشورهای منطقه نیز ادامه دارد. آکسیوس ۱۵ سپتامبر از نشست فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و هشت کشور عربی در آلمان درباره تحولات جنگ و امنیت منطقه خبر داد. ‌در نتیجه، نیویورک برای دولت ترامپ دو کارکرد هم‌زمان پیدا کرده است: رایزنی با متحدان درباره آینده بحران و بازگذاشتن احتمال گفت‌وگو با ایران. اما پشت‌ پرده سیاست آمریکا را نمی‌توان صرفا از کنار هم گذاشتن این دو خبر کشف کرد. برخی گزارش‌ها بر‌اساس گفته‌های منابع آگاه منتشر شده‌اند و بخشی از رایزنی‌ها نیز هنوز به تصمیم رسمی تبدیل نشده است. آنچه مستند است، ادامه هماهنگی‌های منطقه‌ای واشینگتن در کنار اعلام آمادگی مشروط برای دیپلماسی است.
تهران؛ مذاکره‌ای که هنوز از مسیر میانجی می‌گذرد
در تهران نیز ماجرا پیچیده‌تر از یک پاسخ مثبت یا منفی به ترامپ است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ۲۸ شهریور در گفت‌وگو با الجزیره اعلام کرد تهران شروط خود را برای پایان جنگ از طریق قطر به واشینگتن منتقل کرده و منتظر پاسخ رئیس‌جمهوری آمریکاست. پایان جنگ در همه جبهه‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران و پایان محاصره دریایی، سه شرطی هستند که او به‌طور مشخص نام برده است. این اظهارات نشان می‌دهد مسیر انتقال پیام میان دو کشور متوقف نشده است؛ هرچند انتقال شروط از طریق میانجی با آغاز مذاکره مستقیم یا دستیابی به توافق تفاوت دارد. همین وضعیت سفر پزشکیان را حساس‌تر می‌کند. ایران پیش از حضور رئیس‌جمهور در نیویورک، خواسته‌های خود را اعلام کرده است. اگر گفت‌وگویی در حاشیه سازمان ملل شکل بگیرد، باید دید چه ارتباطی با این شروط خواهد داشت و آیا طرف مقابل پاسخی مشخص به آنها ارائه کرده است یا نه. از همین‌جا اختلاف نگاه واعظی و کنعانی‌مقدم نیز روشن‌تر می‌شود. واعظی معتقد است دستاوردهای جنگ باید از مسیر مذاکره به امتیازاتی برای آینده کشور تبدیل شود. کنعانی‌مقدم اما نگران تکرار چرخه‌ای است که به اعتقاد او، در آن‌ مذاکره و آتش‌بس ممکن است به فرصتی برای فشار دوباره آمریکا تبدیل شود.‌ این دو نگاه، با وجود تفاوت سیاسی صاحبان آنها، هر دو به مسئله‌ای مشترک برمی‌گردند: ایران از ادامه این وضعیت چه می‌خواهد و چه توافقی می‌تواند منافع مدنظرش را تأمین کند؟
نیویورک پارسال چه چیزی را تغییر داد؟
پزشکیان سال گذشته نیز پس از یک جنگ به سازمان ملل رفت. این نکته در مقایسه دو سفر مهم است؛ زیرا نمی‌توان گفت سال ۱۴۰۴ یک سفر عادی دیپلماتیک بود و امسال اولین حضور او در شرایط پساجنگ است. رئیس‌جمهور ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵ در مجمع عمومی سخنرانی کرد و در حاشیه اجلاس با مقام‌هایی از‌جمله امانوئل مکرون دیدار داشت. آن زمان، پرونده هسته‌ای و احتمال بازگشت تحریم‌های سازمان ملل از مهم‌ترین مسائل پیش‌روی ایران بود. مکرون نیز پس از دیدار با پزشکیان بر ضرورت رسیدن به راه‌حلی درباره همکاری ایران با بازرسان هسته‌ای تأکید کرد. اما تلاش‌ها برای به‌تعویق‌انداختن بازگشت تحریم‌ها به نتیجه نرسید. شورای امنیت ۲۶ سپتامبر پیشنهاد روسیه و چین را برای تعویق این فرایند رد کرد و تحریم‌های سازمان ملل دوباره برقرار شدند؛ تصمیمی که ایران، روسیه و چین به اعتبار حقوقی آن اعتراض کردند. این اتفاق یکی از نتایج مشخص سفر سال گذشته است، نه تمام کارنامه آن. ملاقات‌های دیپلماتیک انجام شدند، اما در پرونده بازگشت تحریم‌ها توافق مدنظر تهران حاصل نشد. امسال موضوعات گسترده‌تری مطرح‌ هستند؛ علاوه بر پرونده هسته‌ای و تحریم‌ها، آینده جنگ، امنیت مسیرهای دریایی، آزادسازی دارایی‌های ایران و وضعیت کشورهای منطقه نیز در میان است. تفاوت دیگر به شرایط حضور هیئت ایرانی مربوط می‌شود. وزارت خارجه آمریکا ۱۷ سپتامبر اعلام کرد هیئت اصلی ایران، از‌جمله مسعود پزشکیان و عباس عراقچی، اجازه حضور در مجمع عمومی را دارند، اما تعداد اعضای هیئت کمتر از سال گذشته خواهد بود و محدودیت‌های رفت‌وآمد و خرید نیز اعمال می‌شود. حبیب‌الله عباسی، مدیرکل روابط‌عمومی دفتر رئیس‌جمهور‌ نیز اعلام کرده برای اعضای تیم رسانه‌ای همراه پزشکیان ویزا صادر نشده و رئیس‌جمهور با هیئتی حداقلی سفر می‌کند. محدودیت تیم رسانه‌ای کاملا مختص امسال نیست و در سفر سال گذشته نیز گزارش‌هایی درباره صادرنشدن ویزای خبرنگاران و عکاسان همراه رئیس‌جمهور منتشر شده بود. بنابراین تفاوت اصلی را باید در مجموع شرایط جنگی، کوچک‌ترشدن هیئت و اهمیت بیشتر روایت رسانه‌ای ایران در وضعیت فعلی جست‌وجو کرد.
نفت پیش از دیپلمات‌ها واکنش نشان داد
یک بعد دیگر این سفر، به بازار انرژی مربوط می‌شود؛ بازاری که برای واکنش به احتمال مذاکره، منتظر برگزاری ملاقات رسمی نمی‌ماند.‌ رویترز ۲۱ سپتامبر گزارش داد بهای نفت به پایین‌ترین سطح 11 روز اخیر رسیده است. امید به پیشرفت دیپلماتیک میان ایران و آمریکا و بهبود نسبی صادرات نفت عربستان از جمله عوامل این کاهش عنوان شده‌اند. قیمت برنت در این گزارش حدود ۱۰۱ دلار و ۷۵ سنت در هر بشکه ثبت شده است. بنابراین حتی سخن‌گفتن از احتمال ملاقات، در کنار دیگر تحولات عرضه نفت، می‌تواند بر انتظارات بازار اثر بگذارد. اما نمی‌توان تمام تغییرات قیمت را به سفر پزشکیان یا اظهارات ترامپ نسبت داد. کنعانی‌مقدم در مصاحبه با «شرق» از تعبیر «آتش‌بس نفتی» استفاده می‌کند. برداشت او این است که ترامپ ممکن است از کاهش تنش، حتی در سطح رسانه‌ای، برای پایین‌آوردن قیمت انرژی و کاهش فشار سیاسی بر جمهوری‌خواهان استفاده کند. واعظی نیز انتخابات پیش‌روی آمریکا را یکی از عوامل مؤثر بر رفتار دولت ترامپ می‌داند. این تحلیل‌ها در کنار داده‌های بازار اهمیت پیدا می‌کنند، اما هنوز سند مستقلی وجود ندارد که نشان دهد هدف اصلی اعلام آمادگی ترامپ برای ملاقات با پزشکیان، صرفا کاهش قیمت نفت بوده است.
از میناب تا نیویورک، روایت جنگ چه جایگاهی دارد؟
اما یکی از مهم‌ترین موضوعات سفر، نه دیدار احتمالی با ترامپ است و نه نوسان قیمت نفت. پزشکیان در شرایطی پشت تریبون سازمان ملل قرار می‌گیرد که چند روز قبل، یافته‌های تازه‌ای درباره حمله آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب منتشر شده است. هیئت مستقل حقیقت‌یاب سازمان ملل ۱۷ سپتامبر اعلام کرد دلایل معقولی وجود دارد که نشان می‌دهد آمریکا مسئول حمله به دبستان شجره طیبه میناب و مجموعه ورزشی لامرد بوده و این حملات از منظر حقوق بین‌الملل بشردوستانه مصداق جنایت جنگی محسوب می‌شوند.
بر اساس گزارش رویترز، در حمله به مدرسه میناب بیش از ۱۵۰ نفر، از جمله حدود ۱۲۰ کودک، کشته شدند. این هیئت همچنین حمله به مجموعه ورزشی و مناطق مسکونی لامرد را بررسی کرده است. دولت آمریکا یافته‌های هیئت را رد کرده است. این گزارش برای دیپلماسی ایران یک امکان مشخص ایجاد کرده است. رئیس‌جمهوری می‌تواند درباره حمله به مدرسه‌ای پر از کودکان، نه فقط به اظهارات مقام‌های ایرانی، بلکه به یافته‌های یک هیئت مستقل بین‌المللی استناد کند. البته یافته‌های هیئت حقیقت‌یاب به معنای صدور حکم قضائی نهایی علیه آمریکا نیست؛ اما سندی است که می‌تواند در پیگیری حقوقی و دیپلماتیک مورد استفاده قرار گیرد. واعظی و کنعانی‌مقدم هر دو در گفت‌وگوهای اختصاصی با «شرق» بر اهمیت استفاده از تریبون سازمان ملل برای بیان آنچه در جنگ بر مردم ایران گذشته تأکید می‌کنند؛ هرچند درباره ضرورت اصل سفر و نحوه مواجهه با آمریکا اختلاف دارند و این همان نقطه‌ای است که بحث سفر پزشکیان را از احتمال ملاقات با ترامپ فراتر می‌برد. حتی اگر دیداری میان دو رئیس‌جمهور انجام نشود، مسئله استفاده از تریبون سازمان ملل برای بیان مواضع ایران و پیگیری موضوع حملات به غیرنظامیان همچنان باقی است.


نظرات شما