ایرانیان جهان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
فائزه مومنی| «این انبار باید منتقل شود»؛ این جمله را میتوان در آرشیو بیش از یک دهه مدیریت شهری تهران پیدا کرد؛ از شورای سوم و چهارم گرفته تا شورای پنجم و ششم. هر بار حادثهای رخ داده، این مطالبه دوباره زنده شده است؛ یک بار پس از انفجار بندر بیروت، یک بار بعد از واژگونی تانکر سوخت در شهران و این بار پس از حمله به انبارهای نفت در جریان جنگ. اما اگر در گذشته نگرانی اصلی زلزله، آتشسوزی یا عبور روزانه صدها تانکر سوخت از میان محلههای مسکونی بود، حملات سال گذشته، معادله را تغییر داد. این بار دیگر بحث فقط ایمنی شهری نیست؛ بلکه آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی در زمان جنگ نیز به آن اضافه شده است. همین تغییر باعث شده موضوع انتقال انبار نفت شهران پس از سالها دوباره موضوع انتقال آن این بار بهصورت جدیتر مطرح شده است.
جنگ، یک مطالبه قدیمی را دوباره زنده کرد
پس از حمله به انبارهای نفت تهران، دود غلیظی که ساعتها بر فراز بخشهایی از پایتخت دیده میشد، بار دیگر نگاهها را به سمت مجموعهای برد که سالهاست در شمالغرب تهران قرار دارد؛ مجموعهای که هنگام ساخت، خارج از محدوده شهر بود اما امروز در میان محلههای مسکونی قرار گرفته است. علیرضا زاکانی، شهردار تهران، میگوید ادامه فعالیت این انبارها «به صلاح شهر نیست». او توضیح میدهد که توسعه تهران باعث شده، تأسیساتی که روزگاری بیرون از شهر بودند، امروز در دل بافت مسکونی قرار بگیرند و همین مسئله ضرورت تصمیمگیری تازه را دوچندان کرده است. به گفته او، بعد از جنگ، ظرفیت مخازن کاهش یافته تا خطرات احتمالی کمتر شود اما این راهحل دائمی نیست. هدف نهایی، به گفته زاکانی، «بسته شدن پرونده انبارهای نفت» و انتقال آنها به خارج از محدوده شهری است؛ موضوعی که به گفته او با همکاری وزارت نفت در حال پیگیری است.
انباری که شهر به آن رسید
شهران تنها محلهای نیست که در طول چند دهه گذشته تغییر کرده؛ تهران نیز دیگر همان شهری نیست که انبار نفت در آن ساخته شد. محمد آقامیری، عضو شورای شهر تهران، میگوید هنگام احداث این مجموعه، اطراف آن خبری از ساختمانهای مسکونی نبود اما توسعه شهر طی دو تا سه دهه گذشته باعث شد، خانهها تا نزدیکی مخازن پیش بروند. به گفته او حتی پیش از آغاز جنگ نیز شورای شهر بارها به وزارت نفت درباره ضرورت انتقال این مجموعه تذکر داده بود زیرا این محدوده در طرح جامع و طرح تفصیلی تهران عملاً به یک بافت کاملاً مسکونی تبدیل شده است. او حالا از موضوع دیگری هم سخن میگوید؛ اینکه ۸۰ تا ۹۰ درصد مخازن و تأسیسات انبار نفت شهران در جنگ آسیب دیدهاند و بازسازی دوباره آنها در همین محل از نگاه مدیریت شهری، تصمیم درستی نیست. پیشنهاد شورای شهر این است که پس از انتقال کامل مجموعه، این اراضی به فضاهای خدماتی و عمومی اختصاص پیدا کند.
«اگر مخازن پر بودند»
جنگ فقط به ساختمانها آسیب نزد؛ محاسبات مدیران شهری را هم تغییر داد. ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران، میگوید، یکی از دلایلی که دامنه خسارتها گستردهتر نشد این بود که هنگام حمله، مخازن تنها حدود ۲۰ درصد ظرفیت داشتند. او هشدار میدهد اگر این مخازن با ظرفیت کامل از فرآوردههای نفتی پر بودند، ابعاد حادثه میتوانست بهمراتب سنگینتر باشد. به اعتقاد او، حتی اگر وزارت نفت فعلاً امکان انتقال این مجموعه را ندارد، دستکم باید تدبیری اندیشیده شود که در شرایط بحرانی این مخازن با ظرفیت کامل مورد استفاده قرار نگیرند و بازسازی آنها در محل فعلی نیز انجام نشود.
هشدارهایی که سالها تکرار شدند
بحث انتقال انبار نفت شهران بسیار قدیمیتر از جنگ اخیر است. تابستان ۱۴۰۲ واژگون شدن یک تانکر حامل ۳۲ هزار لیتر گازوئیل در محدوده شهران، بار دیگر نگرانیها را افزایش داد. همان زمان ناصر امانی در صحن شورای شهر از تانکرهای حمل سوخت با عنوان «بمبهای متحرک» یاد کرد و هشدار داد اگر آن تانکر به جای گازوئیل، حامل بنزین بود، ابعاد حادثه میتوانست به مراتب گستردهتر باشد. او گفته بود، روزانه صدها تانکر سوخت از میان محلههای مسکونی عبور میکنند و برخی رانندگان به دلیل کوتاهتر بودن مسیر، مسیرهای تعیینشده را نادیده میگیرند. از نگاه او حتی اگر انتقال انبار زمانبر باشد، برنامهریزی برای آن باید سالها پیش آغاز میشد.
حتی پیشتر، پس از انفجار بندر بیروت، برخی اعضای شورای شهر هشدار داده بودند که قرار گرفتن مخازن بزرگ سوخت در مجاورت مناطق مسکونی میتواند در صورت وقوع حادثه، پیامدهای سنگینی برای تهران داشته باشد؛ هرچند در همان زمان، مسئولان مدیریت بحران تأکید میکردند این مجموعه از نظر استانداردهای ایمنی، خطری فوری برای شهر محسوب نمیشود.
این بار اجماع بیشتری وجود دارد؟
شاید تفاوت امروز با سالهای قبل در همسو شدن مواضع مدیران شهری باشد. علیرضا زاکانی از بسته شدن پرونده انبارهای نفت سخن میگوید. محمد آقامیری بازسازی آنها در محل فعلی را منطقی نمیداند. ناصر امانی بر انتقال فوری یا دستکم کاهش ظرفیت مخازن تأکید میکند و مهدی چمران نیز میگوید، شورای شهر از دوره سوم تاکنون پیگیر این موضوع بوده و تجربه جنگ نشان داد که ادامه فعالیت چنین مجموعهای در مجاورت مناطق مسکونی از نظر ایمنی و زیستمحیطی قابل دفاع نیست. با این حال انتقال یک انبار بزرگ نفتی، تصمیمی نیست که تنها در ساختمان بهشت یا شورای شهر گرفته شود. این پروژه نیازمند هماهنگی میان وزارت نفت، شهرداری، سازمان محیطزیست، نهادهای امنیتی و دستگاههای خدماترسان است؛ فرآیندی که هم هزینهبر است و هم زمانبر.
پروندهای که دوباره روی میز آمده است
شاید مهمترین تفاوت امروز با تمام سالهای گذشته این باشد که دیگر بحث انتقال انبار نفت شهران صرفاً یک مطالبه محلی نیست. جنگ، این پرونده را از حوزه مدیریت شهری به حوزه امنیت زیرساختهای حیاتی کشانده است. اگر پیشتر استدلالها بر احتمال زلزله، آتشسوزی یا عبور تانکرهای سوخت از میان محلههای مسکونی متمرکز بود اکنون سناریوی هدف قرار گرفتن این تأسیسات نیز به همان اندازه جدی شده است.